گردان که از نیرو خالی شد به تهران آمدیم تا چند روزی استراحت و دوستان را ترقیب به جبهه رفتن کنیم. آن هم زمانی که خبر رسیدن ستونهای زرهی دشمن مثل روزهای اوّل جنگ به جاده اهواز خرمشهر به گوش رسید. هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری ایران و جنگ با ناوهای آمریکایی و ورود آمریکاییها به جنگ آخرین نشانههای تمام عیار شدن جنگ و مداخله مستقیم آمریکا در جنگ بود. اما در تهران و شهرهای بزرگ زندگی همچنان جاری بود. ماشین ما که به تهران رسید شب بود و شهر بهطور عجیبی خلوت شده بود. دلیلش را از راننده تاکسی پرسیدم و گفت «از دنیا بیخبری مثل اینکه، امشب قسمت صدم سریال سالهای دور از خانه است». فکر کردم این سریال درباره رزمندههایی است که این روزها دور از خانه هستند اما در ادامة حرفش متوجه شدم که این سریال همان سریال اوشین معروف است!!
