
به گزارش مجله خبری نگار، در مطالعات مربوط به تاریخ پس از اسلام، قرنهای سوم تا پنجم هجری، به عنوان دوران عصر طلایی تمدن اسلامی شناخته میشود؛ دورانی که در آن، مسلمانان توانستند با اتکا به آموزههای اسلام و تلاش و کوشش مجدّانه، به دستاوردهای علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بزرگی دست پیدا کنند. آنچه به نام تمدن اسلامی و پیشرفت علمی مسلمانان میشناسیم، در این دوره به اوج خود رسید و دستکم تا سه قرن بعد، با فراز و فرودهایی، ادامه یافت. هرچند هجوم مغولان، به یکباره آفتاب این تمدن را به غروب نزدیک کرد، اما اصالت و صلابت آن، مانع از نابودیاش شد و میراث آن عصر طلایی، هرچند در قالب کتابها و نوشتهها، به عصر حاضر و نسل کنونی انتقال یافت. اما بحث ما در این نوشتار، بررسی دستاوردهای این تمدن بزرگ نیست؛ بلکه میخواهیم کسانی را که گاه فرهنگ و اصالت ما را به استهزا میگیرند و دنیا را دهکدهای جهانی، با کدخدایی خودشان میپندارند، بهتر بشناسیم و به حکم مصرع دلنشین شعری از ملکالشعرای بهار که میگوید «سوابق است که هر عمر را نظام دهد»، با سابقه و تاریخ اجتماعی اروپاییهای پرنخوت، همزمان با عصر طلایی تمدن اسلامی، بیشتر آشنا شویم.
