
سالهاست فریاد میزنیم، که چیزی را که مردم خود به چشم میبینند و با پوست و گوشت احساس میکنند، نمیشود وارونه به خود آنها القا کرد.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، رفتار مردم و نجابت و غیرتشان در معرکهی حملهی اسرائیل، باید به مسئولان این درس را بدهد که دوران “ما بهتر میدانیم” تمام شده است. اساساً هم این شیوه، اشتباهی بوده از اول، که تکرارش بزرگترین اشتباه و امالخطایا خواهد بود. تاریخ نشان داده که بازندهی این بازیِ یکطرفه، همیشه همان کسی است که گمان میکند “حقیقت” ملکِ مطلقِ اوست.
این آتشبسِ موقتِ تاریخ، فرصتی است برای بازنگری.
جنگِ اخیر، آیینهای بود روبروی چشمانِ ما. آیینهای که نشان داد مردمِ این سرزمین، حتی با همهی اختلافنظرها، وقتی پایِ میهن در میان باشد، چون کوه میایستند. اما مسئله اینجاست: این “وحدتِ ضروری” را چگونه نگه داریم؟ با همان زبانِ مصلحتآمیزِ همیشگی؟ با همان آمارها و عددسازیها و گزارشهای خوشرنگونقشی که نه ما، نه شما و نه مردم هیچگاه باورش نکردیم؟ مردمی که زیرِ آتشِ موشکها خوابیدند و بیدار شدند، دیگر با “داستانسراییهای رسمی” سیراب نمیشوند. اگر حماسهای بوده، مردم آن را در خیابانها و کوچهها دیدهاند، نه در بیانیههای پرطمطراق.
و نسل جدیداو پیش از ما در جریان واقعیت است. حتی در مورد همین جنگ اخیر هم، تحلیلها و حرفهایش، گاه از عمدهی مسئولین، واقعیتر و ملموستر است.
اگر میخواهید بدانید چرا گاهی سکوت میکنند، به این جملهی دوم پسر نسل جدید گوش دهید: “ما وقتی حرف میزنیم که بدانیم شنیده میشویم؛ نه وقتی که مجبورمان کنند داد بزنیم.”
آقای لاریجانی از لزوم تغییر رفتارها سخن میگویند و خیلیها روی این موضوع تأکید دارند. اما افسوس که خود همین دغدغه و چالش هم، رفتهرفته تبدیل به ژست میشود. این یکی را به عنوان سرمایهی مهم این روزها، حفظش کنیم وگرنه، زیان خواهیم کرد.
اغراقها را کم کنید. واقعیتر و روی زمین قدم بزنید. چیزی را که من و شما دریافت میکنیم، مردم بیش و پیش از ما دریافتهاند. اغراق و غیرواقعیگویی با آنها، خسران خودمان است؛ فکر میکنیم که برد کردهایم، اما در اصل باخت دادهایم. به احترام این مردم و این خاک باید سرپا ایستاد و به پاسداشت آنها، واقعی تر سخن گفت.
