مرگ خاموش حقوق بین‌الملل در جنگ تحمیلی سوم

قواعدی که با عنوان حقوق بین‌الملل از آن یاد می‌شود در جریان تجاوز دشمن امریکایی- صهیونی به ایران دچار مرگ خاموش شد

قواعدی که با عنوان حقوق بین‌الملل از آن یاد می‌شود در جریان تجاوز دشمن امریکایی- صهیونی به ایران دچار مرگ خاموش شد

جوان آنلاین: بار‌ها در جریان جنگ تحمیلی سوم شاهد هذیان‌گویی رئیس رژیم تروریستی امریکا بودیم و در روز‌های اخیر نیز بار دیگر ادبیات تهاجمی و مفتضحانه این شخص مورد توجه افکار عمومی و رسانه‌ها قرار گرفت. تعیین ضرب‌الاجل یکی از شگرد‌های رژیم تروریستی امریکاست و جمهوری اسلامی ایران هم ثابت کرد، بیدی نیست که با این باد‌ها بلرزد. ضرب‌الاجل یا «اولتیماتوم» اخیر رئیس رژیم تروریستی امریکا مبنی بر مهلت دو یا سه روزه برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی کشورمان، فقط یک چالش امنیتی نیست، بلکه یک زلزله در مبانی حقوق بین‌الملل محسوب می‌شود که مع‌الاسف این حقوق در حال مرگ قرار دارد و حداقل در جریان تجاوز دشمن امریکایی- صهیونی به ایران چنین ثابت شد. زمانی که رئیس‌جمهور به اصطلاح قدرت جهانی صراحتاً از تخریب زیرساخت‌های یک کشور مستقل سخن می‌گوید، در واقع در حال پاره کردن تار و پود منشور ملل متحد است.

ستون حقوق بین‌الملل مدرن بر پایه پیشگیری از وقوع جنگ بنا شده است. بند ۴ ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد به صراحت بیان می‌کند: «کلیه اعضا در روابط بین‌المللی خود از تهدید به زور یا استعمال زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری خودداری خواهند کرد». نکته مهم حقوقی در این ماده، هم‌ترازی «تهدید» با «استعمال زور» است. از منظر حقوقدانان برجسته‌ای، چون یان براونلی و هانس کلسن، تهدید زمانی به وقوع می‌پیوندد که یک دولت، اراده خود را برای استفاده از ابزار‌های نظامی در صورت عدم تحقق شروطی خاص (اولتیماتوم) ابراز کند. بنابراین، از منظر فنی، سخنان اخیر رئیس رژیم تروریستی امریکا صرفاً یک لفاظی سیاسی نیست، بلکه یک «فعل مجرمانه بین‌المللی» محسوب می‌شود که مسئولیت بین‌المللی دولت امریکا را در خصوص این توحش و قانون‌شکنی به همراه دارد. طبق رأی مشورتی دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) در پرونده «مشروعیت تهدید یا استفاده از سلاح‌های هسته‌ای»، اگر استفاده از زور در موردی غیرقانونی باشد، تهدید به آن زور نیز لزوماً غیرقانونی است.

دکترین ترامپ «تروریسم کلامی» است!

رژیم تروریستی امریکا همواره تلاش می‌کند تهدید‌های خود را ذیل مفهوم «بازدارندگی» توجیه کند، اما بازدارندگی در حقوق بین‌الملل تعریف مشخصی دارد، یعنی تلاشی برای حفظ وضع موجود و جلوگیری از یک تهاجم قریب‌الوقوع. در مقابل، آنچه ما در «دکترین ترامپیسم» شاهد هستیم، نوعی «اخاذی استراتژیک» است. وقتی تهدید با تعیین ضرب‌الاجل همراه می‌شود، از حوزه بازدارندگی خارج و به حوزه «اجبار غیرقانونی» وارد می‌شود. تعیین مهلت دو یا سه روزه برای حمله به زیرساخت‌ها، مصداق بارز ایجاد رعب و وحشت در جمعیت غیرنظامی است که در اسناد حقوق بشری به عنوان بخشی از «جنگ روانی سازمان‌یافته» شناخته می‌شود. این رفتار خارج از عرف و غیرقابل پذیرش، نقض فاحش اصل «برابری حاکمیت‌ها» و اصل «عدم مداخله» مندرج در قطعنامه ۲۶۲۵ مجمع عمومی است.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *