پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۴۰۵ – ۰۰:۲۲
حتی کشورهایی چون کره شمالی؛ افغانستان؛ یمن و کوچک ترین جزایر مستقل و خودمختار پراکنده در اقیانوسها با کمترین جمعیت وهمچنین معدودی از کشورهای آفریقایی به ظاهر فاقد تمدن مدنیتی؛ عاقبتی اینگونه که برای رسانههای مکتوب ایران با قدمت دو قرنی و سرمایه ارزنده شهدایی که در دوران قاجاریه وپهلوی برای روشنگری جامعه و در ادامه طی 47 سال گذشته بمنظور حمایت از انقلاب اسلامی داده اند و اعتبار جهانی و روزها ولحظات رویایی که از خود به یادگار گذاشته را نداشتهاند اما مطبوعات غیردولتی ایران این روزهای سخت را در ریکاوری و زیر چادر اکسیژن به سر میبرند!
درحالی که تا قبل از آن و بخصوص طی دهه نود تنها یکی از این روزنامههای محلی توانسته بود با عبور از تیراژ یکصد هزار نسخه در روز؛ شماره مخصوصی هم در 120 صفحه چهار رنگ منتشر کند که امروز همان روزنامه شمارگانی کمتر از صد نسخه در چهار صفحه سیاه و سفید و قطع کوچک روی کاغذ کاهی را با هزینهای معادل شماره مخصوص قبلی خود به چاپ برساند تا این نسخ محدود را ضمیمه فاکتور آگهیهای خود برای دریافت وجه مختصر آن کند!
حالا دیگر از پیشخوانهای گسترده عرضه مطبوعات در میادین و چهار راهها و خیابانهای و هم چنین موزعین موتور سوار سراسر کشور خبری نیست و اگر باشد جای روزنامه و مجله را در دکه های خود به فروش کیک و نوشابه و دیگر تنقلات از جمله سیگار اختصاص داده اند که این امر سرنوشت غیر قابل باروری برای رکن چهارم یک نظام به حساب می آید! گرانی اقلام چاپ در ماههای اخیر نسبت به قبل شدت گرفته تا در آخرین نرخ های لحظهای ارائه شده؛ قیمت کاغذ رول روزنامه به کیلویی 220 هزار تومان برسد و بهای مرکب چاپ نیز از مرز یک میلیون تومان عبور کند در حالیکه مقدار و همچنین قیمت چاپ آگهیهای به شدت افول کرده و فروش نسخهای آن هم نه برای خواننده و نه برای روزنامه مقرون به صرفه نیست. اگر چه قیمت گیری تازه تری حکایت از کاغذ کیلویی 160 هزار تومان و زینگ ورقی 850 هزار تومان دارد ! همه اینها جدا از هزینه های پرسنلی؛ حقوق؛ مزایا؛ بیمه؛ واخیراً مالیاتی است که قبلاً رسانههای مکتوب معافیت بودند و در ادامه هزینههای چاپ وتوزیع و از همه مهمتر اجاره دفتر کار است. محاسبات دقیق تا این لحظه نشان از آن دارد که انتشار یک روزنامه 8 صفحهای قطع کوچک با چاپ افست تیراژ رایج زیر هزار نسخه اما با دستمزد چاپ حداقلی هزار نسخه هزینهای معادل یک میلیارد تا یک میلیارد و پانصد میلیون تومان دارد که بهای زینک آن به تنهایی برای هر شماره بیش از 5 میلیون تومان خواهد بود.
درد این جامعه به اصطلاح فرهنگی را میتوان یک سرطان فرض کرد که بدون مساعدت قاطع نظام ومسئولان ارشد آن درمان نخواهد شد اما راهکارهای پیشنهادی برای برون رفت از این بحران که اگر ادامه یابد به یک فاجعه فرهنگی تبدیل خواهد شد عبارت است از : اول= افزایش نظارت توسط بالاترین نهادهای قضایی زیرا دلالهایی که بازار ادوات نشر را میگردانند نفوذ قابل توجهی دارند : دوم = حفظ مطبوعات و سامان دهی نحوه تامین و توزیع کاغذ آنهاست که در این مبحث شرکت های مختلفی اقدام به واردات کاغذ به کشور می کنند و تفاوت قیمت خرید کاغذ از این شرکت ها و بازار آزاددر هر کیلو 60 هزار تومان است و این تفاوت قیمت برای یک تن کاغذ مصرف 15 روز یک روزنامه؛ معادل 60 میلیون تومان است. سوم : = به شرکت های وارد کننده ای که قیمتهای منصفانه تری ارائه میدهند توصیه و تاکید شود بر اساس تیراژ واقعی؛ کاغذ در اختیار روزنامهها بصورت مستقیم و بدون واسطه بگذارند که این اقدام می تواند قیمت را به شدت پایین بیاورد. ضرورت دارد حالا که در تمام زمینه ها گرانی بیداد می کند وزارت ارشاد در امر افزایش چند صد در صدی نرخ آگهی های ثبتی و غیره نیز شدت عمل نشان دهد و این گونه نباشد نرخ آگهی را ابتدای هر سال تعیین کنند و در ادامه تورم های لحظه ای را در نظر نگیرند تا در نهایت به مرگ تدریجی رسانه های مکتوب ختم شود.
درحالی که تا قبل از آن و بخصوص طی دهه نود تنها یکی از این روزنامههای محلی توانسته بود با عبور از تیراژ یکصد هزار نسخه در روز؛ شماره مخصوصی هم در 120 صفحه چهار رنگ منتشر کند که امروز همان روزنامه شمارگانی کمتر از صد نسخه در چهار صفحه سیاه و سفید و قطع کوچک روی کاغذ کاهی را با هزینهای معادل شماره مخصوص قبلی خود به چاپ برساند تا این نسخ محدود را ضمیمه فاکتور آگهیهای خود برای دریافت وجه مختصر آن کند!
حالا دیگر از پیشخوانهای گسترده عرضه مطبوعات در میادین و چهار راهها و خیابانهای و هم چنین موزعین موتور سوار سراسر کشور خبری نیست و اگر باشد جای روزنامه و مجله را در دکه های خود به فروش کیک و نوشابه و دیگر تنقلات از جمله سیگار اختصاص داده اند که این امر سرنوشت غیر قابل باروری برای رکن چهارم یک نظام به حساب می آید! گرانی اقلام چاپ در ماههای اخیر نسبت به قبل شدت گرفته تا در آخرین نرخ های لحظهای ارائه شده؛ قیمت کاغذ رول روزنامه به کیلویی 220 هزار تومان برسد و بهای مرکب چاپ نیز از مرز یک میلیون تومان عبور کند در حالیکه مقدار و همچنین قیمت چاپ آگهیهای به شدت افول کرده و فروش نسخهای آن هم نه برای خواننده و نه برای روزنامه مقرون به صرفه نیست. اگر چه قیمت گیری تازه تری حکایت از کاغذ کیلویی 160 هزار تومان و زینگ ورقی 850 هزار تومان دارد ! همه اینها جدا از هزینه های پرسنلی؛ حقوق؛ مزایا؛ بیمه؛ واخیراً مالیاتی است که قبلاً رسانههای مکتوب معافیت بودند و در ادامه هزینههای چاپ وتوزیع و از همه مهمتر اجاره دفتر کار است. محاسبات دقیق تا این لحظه نشان از آن دارد که انتشار یک روزنامه 8 صفحهای قطع کوچک با چاپ افست تیراژ رایج زیر هزار نسخه اما با دستمزد چاپ حداقلی هزار نسخه هزینهای معادل یک میلیارد تا یک میلیارد و پانصد میلیون تومان دارد که بهای زینک آن به تنهایی برای هر شماره بیش از 5 میلیون تومان خواهد بود.
درد این جامعه به اصطلاح فرهنگی را میتوان یک سرطان فرض کرد که بدون مساعدت قاطع نظام ومسئولان ارشد آن درمان نخواهد شد اما راهکارهای پیشنهادی برای برون رفت از این بحران که اگر ادامه یابد به یک فاجعه فرهنگی تبدیل خواهد شد عبارت است از : اول= افزایش نظارت توسط بالاترین نهادهای قضایی زیرا دلالهایی که بازار ادوات نشر را میگردانند نفوذ قابل توجهی دارند : دوم = حفظ مطبوعات و سامان دهی نحوه تامین و توزیع کاغذ آنهاست که در این مبحث شرکت های مختلفی اقدام به واردات کاغذ به کشور می کنند و تفاوت قیمت خرید کاغذ از این شرکت ها و بازار آزاددر هر کیلو 60 هزار تومان است و این تفاوت قیمت برای یک تن کاغذ مصرف 15 روز یک روزنامه؛ معادل 60 میلیون تومان است. سوم : = به شرکت های وارد کننده ای که قیمتهای منصفانه تری ارائه میدهند توصیه و تاکید شود بر اساس تیراژ واقعی؛ کاغذ در اختیار روزنامهها بصورت مستقیم و بدون واسطه بگذارند که این اقدام می تواند قیمت را به شدت پایین بیاورد. ضرورت دارد حالا که در تمام زمینه ها گرانی بیداد می کند وزارت ارشاد در امر افزایش چند صد در صدی نرخ آگهی های ثبتی و غیره نیز شدت عمل نشان دهد و این گونه نباشد نرخ آگهی را ابتدای هر سال تعیین کنند و در ادامه تورم های لحظه ای را در نظر نگیرند تا در نهایت به مرگ تدریجی رسانه های مکتوب ختم شود.
حسن روانشید – روزنامهنگار پیشکسوت
