بعدها همسرم تعریف میکرد که وقتی از ماشین پیاده شدی و به سمت ویرانههای خانه پدرت میرفتی، مسیر باقیمانده را تکبیر میگفتی و با شعار «مرگ بر امریکا» به سمت خانهتان میرفتی… نزدیک که شدم دیدم چیزی از آن خانه بزرگ باقی نمانده است. هنوز مشغول آواربرداری بودند، اما شدت انفجار طوری بود که همه مطمئن بودند کسی زنده نمانده است
جوان آنلاین: بامداد ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ برای خانواده بازگیر از خانوادههای اصیل و قدیمی روستای شهید رحیمی (انگز) خرمآباد، یک روز بسیار خاص و عجیب بود. در این روز و به فاصله دو ساعت، پنج عضو از یک خانواده در دو واقعه جداگانه به شهادت رسیدند. مهدی بازگیر که پاسدار نیروی هوافضای سپاه بود، ساعت ۲ بامداد در محل خدمتش شهید شد و ساعت ۴ بامداد نیز مادر، خواهر، همسر برادر و برادرزادهاش در خانه پدری و با حمله هوایی دشمن به شهادت رسیدند. سعیده بازگیر که یکی از سه فرزند باقیمانده این خانواده است، بامدادی را به یاد میآورد که با دیدن خانه ویرانشده پدرش، دنیا مقابل چشمهایش تیره و تار میشود. در آن لحظه او فکر میکرد اگر برادرش مهدی خبر بمباران خانهشان را بشنود چه واکنشی نشان میدهد. غافل از آنکه مهدی دو ساعت زودتر از خانواده به شهادت رسیده بود. پیشتر گفتوگو با سعیده بازگیر، پیرامون برادر شهیدش مهدی بازگیر را منتشر کرده بودیم و در این شماره به واقعه بمباران و دیگر شهدای خانواده بازگیر میپردازیم.
در بمباران خانواده پدری ازسوی دشمن امریکایی_ صهیونیستی، چند نفر از اعضای خانوادهتان آسمانی شدند؟
در آن واقعه مادرم آزاده (آغازاده) بازگیر، خواهرم رقیه بازگیر، فاطمه میرنصیری (همسر برادرم) و فرزند ایشان محمدجواد که فقط چهار سال داشت به شهادت رسیدند. البته همسر برادرم باردار هم بودند و به این ترتیب میتوانم بگویم که پنج عضو خانواده در این واقعه شهید شدند.
کمی از خانوادهتان بگویید. چند فرزند بودید؟
