«مرغ سحر» تصنیفی که به زمزمه جمعی بدل شد

گاه یک ترانه یا یک تصنیف، با واژه‌هایی ساده و بی‌ادعا، می‌تواند حرف‌هایی را فریاد بزند که یک خطابه‌ی پرطمطراق و آتشین از زبان خطیبی باسواد و ادیب، از گفتنش ناتوان است. قدرت کلام همیشه در پیچیدگی و زرق‌وبرق نیست. گاهی در سادگی است که مستقیم به دل می‌نشیند.

تاریخ انتشار:1405/03/23 – 14:17

«مرغ سحر» تصنیفی که به زمزمه جمعی بدل شد

سینماسینما، ایلیا محمدی‌نیا*

گاه یک ترانه یا یک تصنیف، با واژه‌هایی ساده و بی‌ادعا، می‌تواند حرف‌هایی را فت، بلکه در جان شعر کشف کرده باشد.

کافی‌ست یک ترانه یا تصنیف حرفی برآمده از دل و جان داشته باشد و از حنجره‌ای عبور کند که درد و رنج نهفته در آن را زیسته و فهمیده است. در این صورت، آن اثر می‌تواند خیل گسترده‌ای از مردم، با سلیقه‌ها، نگاه‌ها و زیست‌های متفاوت را با خود همراه کند و به زمزمه‌ی جمعی بدل شود.

چنان‌که شجریان در شعر ملک‌الشعرای بهار این معنا را کشف کرد جایی که درک شعر از شعور زاده می‌شود، نه صرفاً از شور زیبایی صدا.

 

*مدیر کارگاه تخصصی آواز استاد محمدرضا شجریان

 

 

منبع  : پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *