ایجاد مرزهای قوی به شما کمک میکند روی پای خودتان بایستید، دیگر به زور کارهایی که دوست ندارید را انجام ندهید و از اولویت دادن به نیازهای خودتان احساس گناه نکنید. این بخشی از فرایند تعریف خودتان و چیزهایی که برایتان قابلقبول است، میباشد. وقتی مرزی تعیین نکنید، دیگران ممکن است بدون اینکه بدانند پا را از خط فراتر بگذارند.
مرز گذاشتن به معنی تغییر دادن آدمها نیست ( با اینکه در ابتدای کار ممکن است آنطور به نظر برسد ). معنی آن این است که تصمیم بگیرید چه چیزهایی را میتوانید یا دیگر نمیتوانید در زندگیتان تحمل کنید و بعد این را قاطعانه در مواقع لزوم بیان کنید. مرزها برای اینکه به یک فرد سالم تبدیل شوید و کار و زندگی شخصیتان را به خوبی متعادل کنید، ضروری هستند. این مرزها هستند که تعهد شما به احترام به خودتان را نشان میدهند.
اولین قدم برای ایجاد مرز، هوشیاری از خود است؛ باید بفهمید کجاها به فضا، احترام، انرژی و قدرت شخصی بیشتری نیاز دارید. این فرایند را با تشخیص اینکه چه زمان عصبانی، خسته، خشن یا کینهای میشوید شروع کنید. در این موارد، احتمالاً یک رد شدن از مرز اتفاق افتاده است، با آگاه شدن از موقعیتهایی که لازم است محدودیتهای شدیدتری داشته باشید، میتوانید ایجاد مرزهای جدیدتان و بیان آن برای دیگران را شروع کنید.
بعد هر جمله را با حداقل ۱۲ مثال از مرزهایی که میتوانید برای احترام گذاشتن به خودتان ایجاد کنید، به پایان برسانید. افکارتان را سانسور نکنید. طی یکی رو هفته بعد افکارتان را جمع کرده و یادداشت کنید. سپس، سادهترین آنها را انتخاب کرده و شروع به بیان کردن مرزهایتان کنید.
مراحل مهم در تعیین مرز
2 – آگاهی دهید
دیگران را درمورد رفتارها و حرفهای غیرقابلقبولشان مطلع کنید. به آنها کمک کنید بفهمند چطور میتوانند به مرزهای جدید شما احترام بگذارند. بدون مقصر کردن کسی حرفهایتان را بزنید. مرزهایتان را به زبان بیاورید.
