23 آذر 1401 – 08:30
چند روز قبل، زن میانسالی همراه دخترش وارد خانهشان در یکی از مناطق شمالی تهران شدند اما با دیدن بههمریختگی خانه و سرقت وسایل و در ورودی بالکن که شکسته شده بود شوکه شده و بلافاصله با پلیس تماس گرفتند.

به گزارش ایران، در تحقیقات اولیه مأموران از آنها خواستند چنانچه به کسی شک دارند، معرفی کنند که دختر جوان گفت: هنوز یک سال نمیشود که ازدواج کردهام، اوایل زندگی خوبی داشتم اما نمیدانم چه شد که اختلافاتم با همسرم روزبهروز بیشتر شد. از این موضوع خیلی ناراحت بودم.
در این میان یکی از دوستانم پیشنهاد داد که برای حل مشکلم به رمال مراجعه کنم. مرد رمال پول زیادی از من گرفت و مدعی بود که طلسم شدهام و ارواح خانهام را محاصره کردهاند. به من گفت باید فلزاتی مثل طلا و نقره را از خانه خارج کنم. من هم به پیشنهاد مرد رمال، طلاها و مقداری نقره که داشتم به خانه مادرم بردم. دیشب مادرم در خانه من میهمان بود و صبح امروز زمانی که او را به خانه رسام. به خاطر اینکه نمیتوانستم دیه را بدهم زمان زیادی پشت میلههای زندان ماندم و چون در این مدت خانوادهام خیلی اذیت شدند و برای گرفتن رضایت و تهیه پول دیه به سختی زیادی دچار شدند با خودم عهد کردم که دور کار خلاف را خط بکشم.
چرا توبهات را شکستی؟
شاکی این پرونده از دوستان دختر عمویم بود. او در جمع دوستانهای از ماجرای رمال و فالگیری و اینکه طلاهایش را به خانه مادرش برده تعریف کرده بود و دختر عمویم نیز در آن جمع بود.
از آنجا که مادر شاکی تنها زندگی میکرد، دختر عمویم پیشنهاد سرقت از خانه او را مطرح کرد و گفت کلی پول گیرمان میآید. دختر عمویم اطلاعات کامل از دوستش داشت و یک شب که مادر دوستش در خانه دخترش میهمان بود به من گفت که سرقت را انجام دهم. من هم با همدستی یکی از دوستانم وارد خانه شده و سرقت را انجام دادیم. اما بعد از آن شب، دوباره سرقتهایم را شروع کردم.
انتهای پیام
