مردی که هیچ‌وقت توی قاب‌ها نبود 

رسانه KHAMENEI. IR در قسمت هشتم از مجموعه روایت معماران ایران قوی، به سلسله مجاهدت‌های خاموش چهار دهه گذشته سردار سرلشکر شهید محمدسعید ایزدی (حاج رمضان) پرداخته و در توصیف این مجاهد بزرگ نوشته است: 

تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۴۰۵ – ۰۲:۴۰

رسانه KHAMENEI. IR در قسمت هشتم از مجموعه روایت معماران ایران قوی، به سلسله مجاهدت‌های خاموش چهار دهه گذشته سردار سرلشکر شهید محمدسعید ایزدی (حاج رمضان) پرداخته و در توصیف این مجاهد بزرگ نوشته است: 

رسانه KHAMENEI. IR در قسمت هشتم از مجموعه روایت معماران ایران قوی، به سلسله مجاهدت‌های خاموش چهار دهه گذشته سردار سرلشکر شهید محمدسعید ایزدی (حاج رمضان) پرداخته و در توصیف این مجاهد بزرگ نوشته است: 
یک: فلسطین برایش فقط یک مسئله سیاسی یا نظامی و امنیتی و کاری نبود، اعتقادی هم بود. ایمانی هم بود. پشت سر مجاهدان و فرماندهان فلسطینی نماز می‌خواند. بعضی وقت‌ها که فرماندهان و مسئولان فلسطینی میهمانش بودند، به همسرش می‌سپرد غذا‌های دلخواه آنان را درست کند. فلسطینی‌ها کوفته تبریزی، قرمه سبزی و آش ماست دوست داشتند. محرم که می‌رسید، در محل کار و سکونتش مجلس عزای حسین (ع) برپا می‌کرد. فلسطینی‌ها هم می‌آمدند. زمانی که لبنان بود، از غذای روضه و عزای حسین (ع) برای خانه و خانواده‌های دوستان فلسطینی‌اش هم می‌فرستاد. محمدسعید ایزدی یا به تعبیر جهادی‌ها «حاج رمضان» به همسرش گفته بود: «هرکس برای پرونده فلسطین کار کند، منتی ندارد؛ کار کردن برای قدس آدم را بالا می‌برد.» 
دو: سیزدهم فروردین ۱۴۰۳ بود که اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق حمله کرد. پیکر شهید زاهدی را از دمشق به تهران منتقل کرده و برای خواندن نماز به بیت رهبری برده بودند. حاج رمضان هم رفته بود. شر و نشر داشت، می‌دانست که در برابر دشمن اسرائیلی نباید هیچ ردی از خودش بر جای بگذارد. به دلیل مسائل امنیتی آنقدر در فضا‌های بسته، زیر سقف، به دور از فضای آزاد و نور آفتاب سر کرده بود که ویتأمین دی بدنش به ۵ نانوگرم در میلی‌لیتر خون رسیده‌بود. عددی که در حالت طبیعی باید بیش از ۲۰ باشد. همین هم باعث شده بود که این اواخر دچار ترک‌های ریز استخوانی شود و درد بکشد. 
هفت: ماه رمضان را دوست داشت. سه ماه از سال را روزه بود. دو هفته مانده به شهادتش، اما حاج قاسم را خواب دیده بود. به همسرش گفته بود حاجی توی خواب سفت بغلش کرده و گفته: «خسته نباشی!» بامداد جمعه ۲۳ خرداد که اسرائیل حمله کرد، بعد از آرام کردن همسر و دختر و نوه‌هایش از خانه بیرون زده بود و دیگر همدیگر را ندیده بودند. آن وسط‌ها فقط یک پیغام به همسرش داده بود که هوای همسر شهید رشید را داشته باشد. در نهایت فرمانده گمنامی که از سال ۶۳ برای حمایت از مقاومت و آرمان فلسطین به لبنان اعزام شده بود، ۴۱ سال بعد در ۳۱ خرداد ۱۴۰۴ در همان مسیر هم به شهادت رسید.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *