به گزارش خبرنگار آنا، شنبه؛ ساعت ۹ و نیم صبح، ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، وقتی اولین انفجارها از مرکز شهر شنیده شد، همه چیز برای لحظهای متوقف شد. صدای مهیب و پیاپی انفجارها، همراه با لرزش زمین، خبر از حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی به قلب کشور میداد. دود سیاه و غبار حاصل از انفجار، خیابانها را پوشانده بود و بوی باروت و سوختن در هوا موج میزد. در همان لحظه، از دفتر خبرگزاری بیرون زدیم و بدون لحظهای درنگ، سراسیمه به سمت محل حادثه حرکت کردیم.
فضا پر از سردرگمی و وحشت بود؛ مردم با چشمهای ترسیده و صورتهای پر از خاک و دود، در خیابان جمع شده بودند. عدهای میدویدند و برخی روی زمین افتاده بودند، زخمیها کنار خیابانها نشسته یا دراز کشیده بودند و نیروهای امدادی با سرعت و تمرکز مشغول مداوای سرپایی بودند. آمبولانسها با آژیر روشن به سرعت میان خیابانها حرکت میکردند و گروهی از مصدومان به بیمارستانهای اطراف منتقل میشدند.
به بیمارستان سینا که رسیدیم، فضای داخلی آرام بود و تلاش کادر درمان بیوقفه بود. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، میان کادر پزشکی حضور داشت و با آرامش و جدیت، تاکید میکرد که خدمترسانی به مردم بدون هیچ توقفی ادامه یابد. همه این لحظات در عین تلخی خود، تصویری زیبا از تلاش خستگیناپذیر وزیر بهداشت در کنار کادر درمان برای نجات جان دیگران ایجاد کرده بود.
