
اقتصاد۲۴- تا اینجای کار همه چیز طبیعی است. رئیسجمهور به عنوان عالیترین مقام اجرایی کشور به یکی از بحرانیترین نقاط زندگی امروز ما اشاره کردهاست، اما چرا جمله رئیسجمهور و عبارتهای مشابه آن هیچ تکانی در جامعه ایجاد نمیکند؟ اگر حرف رئیسجمهور مهم است، اگر کمبود آب به یک دغدغه و گره ذهنی در میان میلیونها شهروند ایرانی بدل شده، پس چرا هشدار رئیسجمهور و تقاضای او برای جلب مشارکت، حداقل جریانی نه در رسانههای رسمی و نه در شبکههای اجتماعی ایجاد نمیکند؟ چرا همه چیز در حد یک هشدار و ترساندن تقلیل مییابد؟
به این مثال توجه کنید: سه نفر در تهران قرار میگذارند کوه بروند. آیا آنها میگویند جمع بشویم برویم کوه؟ اگر این سه نفر قرارشان را در حد همین جمله تقلیل دهند، خودشان هم میدانند که دارند تعارف میکنند و جدی نیستند و هیچ وقت هم کوه نخواهند رفت، اما اگر آنها وارد جزئیات شوند، اگر پای قیود را به میان بکشند و قرارشان را در یک نقطه مشخص مکانی و زمانی به قید و بند بکشند، در آن صورت وضعیت فرق خواهد کرد: ساعت ۶ صبح جمعه ۱۰ مرداد، میدان درکه، این گزاره خیلی با این جمله فرق میکند: قرار بگذارید برویم کوه.
وقتی ما قرار است با میلیونها آدم مثلاً در تهران یا کلانشهرهای دیگر قرار بگذاریم نمیتوانیم بگوییم جمع شویم برویم در آب صرفهجویی کنیم. وقتی با چنین رهیافت و ادبیاتی با مردم سخن میگوییم، همه ما به روشنی میدانیم که وارد حوزههای تعارفی و غیرجدی شدهایم، هم سخنران و هم مخاطب میداند که موضوع جدی نیست. چرا؟ به خاطر اینکه پای هیچ قید و مثال و مصداقی در میان نیست.
