واکاوی موانع ساختاری دانشگاههای ایران در مسیر اثرگذاری ملی و بینالمللی
جوان آنلاین: «مرجععلمیشدن ایران» که نمونههای بارز و موفق تاریخی چه در هزار سال پیش یا ۴۰۰ سال پیش، و نیز در مقاطع کوچکتر تاریخی در تمدن ایران اسلامی دارد، چرا اکنون باید دغدغهای در میان دلسوزان و در رأس آنان رهبر معظم انقلاب باشد؟ چه چیز بر سر راه ما مانع شده است؟ تاریخ یکصدساله غربزدگی ما، کاهلی یا مسئولیتنشناسی دانشگاها؟! افتراق صنعت و دانشگاه؟ یا چه؟
مرجعیت علمی، مفهومی فراتر از افزایش تعداد مقالات یا بهبود رتبههای ظاهری دانشگاهها در نظامهای رتبهبندی جهانی است. مرجعیت علمی یعنی دانشگاه و پژوهشگر به «محل رجوع» تبدیل شوند؛ جایی که ایده تولید میشود، مسئله حل میگردد، سیاست عمومی شکل میگیرد و علم در خدمت جامعه و حکمرانی قرار میگیرد. با گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی و با وجود گسترش کمی آموزش عالی در ایران، شواهد و آمارها نشان میدهد که دانشگاههای کشور هنوز فاصلهای معنادار با مرجعیت علمی، چه در سطح ملی و چه بینالمللی دارند. این فاصله صرفاً ناشی از کمبود منابع نیست، بلکه ریشه در الگوهای نادرست حکمرانی علم، نظام ارزیابی و گسست دانشگاه از جامعه دارد.
غلبه کمیت بر کیفیت؛ آفت نظام ارزیابی
یکی از بنیادیترین مشکلات آموزش عالی ایران، غلبه نگاه کمی بر تولید علم است. نظام ارتقای اعضای هیئت علمی بهطور مستقیم به تعداد مقالات، بهویژه مقالات نمایهشده، وابسته شدهاست. نتیجه این رویکرد، انباشت مقالاتی است که نه مسئلهمحورند و نه واجد نوآوری جدی. در بسیاری موارد، موضوعات تکراری با تغییرات جزئی بازتولید میشوند، بدون آنکه بتوان از دل آنها راهحل یا «بسته سیاستی» استخراج کرد.
