عصر ایران؛ شاهرخ خان بیگی – مدتی است بدلیل شغلم از یک شهرستان خیلی کوچک، از آن شهرها که فقط یک چراغ قرمز دارد و یک داروخانه شبانه روزی!! به پایتخت پر جلال و جبروت کشور، «تهران بزرگ» کوچیده ام.
دست بر قضا زد و نقل و انتقال ما مصادف شد با شروع جنگ ۴۰ روزه. و منی که جنگ ۱۲ روزه را در شهر محل زندگی قبلی ام تجربه کرده بودم، تجربه ی این جنگ اخیر، که در تهران ساکن بودم و باز بدلیل شغلم غالب روزهای جنگ را می بایست سر کارم باشم، تجربه ای کاملا متفاوت و پر استرس بود.
هر آن چه که می دیدم و لمس مبکردم هیچ شباهتی به جنگ قبلی نداشت، نه زمین مثل جنگ قبلی بود نه هوا. نه خیابان نه درخت، نه روز نه شب، نه حس نه حال. نه هیچ چیز!!
هول و هراسی که مخصوصا شبها در دلخانواده می افتاد، غیر قابل وصف بود. شنیدن صدای پرواز جنگنده و انفجار و پدافند، بخشی از هراس روزمره ی ما شده بود و شاید بتوان گفت این اواخر جزو «عادت» ما. چیزی که در جنگ قبل برای ما اگر نگویم بی معنی، بسیار دور و کم اهمیت بود.
تهران، طبق آمارهای رسمی، هدف بیش از نیمی از اصابت های دشمن متجاوز بود و حجم حملات علیه مراکز، ساختمان ها و اهداف مستقر در تهران از جمله ساختمان های مسکونی بیش از حد تصور بود.
در اذهان عمومی مردم هم همین تصور شکل گرفته بود و خروج مردم از تهران در زمان جنگ، بعنوان نمادی از این ذهنیت، تقریبا برای هر مخاطبی، قابل پذیرش و اعتنا بوده و هست. آ Math.floor(Math.random() * newsList.length);
const selectedItem = newsList[randomIndex];
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
