در میان عالیترین تراوشهای ذهنی و عاطفی انسان، آن چیزی که ما شعر مینامیم، اغراض و معانی متنوّعی به چشم میخورند که به اقتضای برخورداری فرهنگیِ هر قوم و ادبیاتی، دارای گوناگونیهای خاصیاند. در گونههای شعر فارسی، آنچه از زیرساخت عاطفیِ بسیار ژرفی برخوردار است و درعین حال از مهمترین عناصر شعر نظیر تخیّل و دیگر عناصر هنریِ آن نیز در حدّ بالایی برخوردار است، مرثیه است.
نگاهی به کتاب سیر مرثیهسرایی در ایران، از رودکی تا بهار؛
مرثیهسرایی در چهار فصل
در میان عالیترین تراوشهای ذهنی و عاطفی انسان، آن چیزی که ما شعر مینامیم، اغراض و معانی متنوّعی به چشم میخورند که به اقتضای برخورداری فرهنگیِ هر قوم و ادبیاتی، دارای گوناگونیهای خاصیاند. در گونههای شعر فارسی، آنچه از زیرساخت عاطفیِ بسیار ژرفی برخوردار است و درعین حال از مهمترین عناصر شعر نظیر تخیّل و دیگر عناصر هنریِ آن نیز در حدّ بالایی برخوردار است، مرثیه است.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مهتاب خسروشاهی: نصرالله امامی، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و نویسندۀ کتاب سیر مرثیهسرایی در ایران، از رودکی تا بهار، در پیشگفتار این اثر، مرثیه را اینگونه تعریف کرده است. «امامی، در ادامه دربارۀ ساختار مرثیه توضیح داده :«مرثیه را باید تلاقیِ عاطفه و تخیّل دانست و این خصیصه در مراثیِ هنری و برتر شعر فارسی، جلوۀ بارزتری دارد. از این گونۀ شعری که پشتوانههای عاطفیِ متراکمتر و مایههای تصویری قویتری داشتهاند، در تاریخِ هزار سالۀ شعر فارسی، حضور و جلوهای ابدی به خود گرفتهاند.»