
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در روزهای اخیر و پس از سپری شدن دورهای از رویارویی سنگین میان جبهه استکبار با ایران اسلامی، بار دیگر این صدا در میان برخی از نخبگان سیاسی شنیده میشود که «اکنون زمان گفتگوست».
بنابر روایت ایکنا، این سخن ظاهری معقول دارد، اما پرسشی اساسی را پیش روی افکار عمومی میگذارد: آیا همیشه میتوان با تکیه بر مذاکره، مسیر صلح و امنیت را گشود، حتی اگر طرف مقابل سابقهای روشن از نقض عهد داشته باشد؟ قرآن، که در تحلیل روابط اجتماعی و شکلگیری امنیت جمعی بیانی روشن و واقعبینانه دارد، توجه میدهد که نقض مکرر پیمان نشانهای از بیصلاحیتی برای اعتماد است. جامعه نمیتواند امنیت خود را بر پایه امید و حسنظنِ بیپشتوانه بنا کند.
منطق قرآن در برابر پیمان شکنان: مبارزه نه مذاکره
در جهانی آرمانی، پیمانها حرمت دارند و گفتگو راهی طبیعی برای پایان دادن به تخاصمهاست؛ اما قرآن میان پیمانی که بر صداقت بنا شده و پیمانی که پوششی برای فریب است تفاوت میگذارد. پز سر خشونتطلبی، بلکه برای وادار کردن پیمانشکنان به توقف تجاوز است.
شأن نزول آیه نشان میدهد که این فرمان در واکنش به گروههایی نازل شد که در ظاهر پیمان همزیستی بسته بودند، اما در نهان به دشمنی، همکاری امنیتی با مخالفان، و نقض عهد اقدام میکردند. قرآن در برابر این وضعیت تصریح کرد که تساهل و بازگشت مکرر به مذاکره با چنین طرفی نه اخلاقی است و نه عقلانی، زیرا تنها به تداوم و تشدید تهدید میانجامد. نتیجه روشن است: مذاکره ارزشمند است، اما نه با هر طرفی و نه در هر شرایطی. صلح زمانی معنا پیدا میکند که طرف مقابل ثبات رفتاری و صداقت در تعهدات داشته باشد. هنگامی که شواهد نشان میدهد او به عهد پایبند نیست و بارها امنیت جامعه را هدف گرفته است، پایداری در برابر او تنها یک راهبرد دفاعی نیست، بلکه اقدامی مسئولانه برای برقراری صلح واقعی است.
