مذاکره؛ عقب‌نشینی از اقتدار یا مسئولیت‌پذیری در برابر ایران؟

در میانه جنگ، افکار عمومی اغلب در برابر یک دوگانه ساده‌انگارانه قرار می‌گیرد؛ «مقاومت یا مذاکره». اما آیا واقعاً این دو در تقابل با یکدیگرند؟ رحیم قاسم‌زاده در این یادداشت استدلال می‌کند که اقتدار ملی نه در تداوم بی‌پایان جنگ، بلکه در به‌کارگیری هوشمندانه همه ابزارهای قدرت، از میدان نبرد تا میز مذاکره، معنا پیدا می‌کند

مذاکره؛ عقب‌نشینی از اقتدار یا مسئولیت‌پذیری در برابر ایران؟در میانه جنگ، افکار عمومی اغلب در برابر یک دوگانه ساده‌انگارانه قرار می‌گیرد؛ «مقاومت یا مذاکره». اما آیا واقعاً این دو در تقابل با یکدیگرند؟ رحیم قاسم‌زاده در این یادداشت استدلال می‌کند که اقتدار ملی نه در تداوم بی‌پایان جنگ، بلکه در به‌کارگیری هوشمندانه همه ابزارهای قدرت، از میدان نبرد تا میز مذاکره، معنا پیدا می‌کند

در شرایط جنگی، جامعه به‌سرعت در برابر یک دوگانه خطرناک قرار می‌گیرد: جنگ یا تسلیم، انتقام یا بی‌غیرتی، ادامه نبرد یا چشم‌پوشی از حقوق ملی. در چنین فضایی، سخن گفتن از مذاکره دشوار می‌شود؛ زیرا هیجان عمومی معمولاً پاسخ‌های ساده، قاطع و فوری می‌طلبد، حتی وقتی مسئله به پیچیدگی سرنوشت یک کشور است.

مخالفان مذاکره بر نگرانی‌هایی واقعی تکیه می‌کنند. آنان معتقدند توقف جنگ در شرایط فشار ممکن است نشانه ضعف تلقی شود، دشمن را به مطالبه امتیازات بیشتر تشویق کند و قدرت بازدارندگی کشور را کاهش دهد. از نگاه آنان، مهاجم تنها زبان قدرت را می‌فهمد و مذاکره پیش از تحمیل هزینه کافی، می‌تواند به تثبیت تجاوز و تکرار آن در آینده منجر شود.

این نگرانی‌ها را نمی‌توان با برچسب‌هایی مانند جنگ‌طلبی یا هیجان‌زدگی کنار گذاشت. هیچ مذاکره‌ای بدون پشتوانه قدرت، بدون تضمین و بدون توجه به سابقه طرف مقابل، الزاماً به صلح پایدار منجر نمی‌شود. مذاکره ساده‌لوحانه می‌تواند به همان اندازه جنگ بی‌محاسبه برای منافع ملی زیان‌بار باشد.

منبع  : عصر تبریز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *