
آیا رسول خطیبی گزینه شایستهای برای هدایت تیم ملی زیر ۲۳ سال، شکستن طلسم المپیک و پرورش بازیکنان ملی ایران پیش از رسیدن به رده بزرگسالان است؟ پاسخ به این پرسش البته شاید اولویت نباشد تا زمانی که هنوز تکلیف ادعای خطیبی در خصوص فساد در انتخابات فدراسیون فوتبال به نتیجه نرسیده است.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، ماجراهای فوتبال ایران، پیچیدهتر از آن است که بتوان با «دو دو تا، چهار تا» فهمید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. فوتبالی که با «عدم شفافیت» و «فساد» عجین شده و این موضوع هم یک ادعا نیست، بلکه گزارشهای نهادهای رسمی کشور است. سازمان بازرسی کل کشور سال گذشته در گزارشی ۱۰ صفحهای به عدم شفافیت در فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ اشاره کرد و قوه قضاییه هم سال گذشته پیگیر پرونده فساد در فوتبال شد که اخیراً نام اختصار افرادی که تفهیم اتهام شده و تخلفات آنها محرز شده، توسط سخنگوی قوه قضاییه خوانده شد.
البته که روشن است، پرداختن به موضوع عدم شفافیت و فساد و خلاصه کردن این دو موضوع مهم به چند نام، به پاک کردن صورت مسئله شباهت دارد. فسادی که نمیتواند فقط از سوی چند مدیر میانی فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ، مدیران باشگاهها، مدیران دو رسانه و یک برنج فروش رقم خورده باشدت شود یا ادعای نادرستی است که خطیبی باید محکوم و مجازات شود، اما قرار گرفتن نام او میان گزینههای مهدی تاج و فدراسیون تحت امرش برای هدایت تیم ملی زیر ۲۳ سال عجیب به نظر میرسد. از این جهت عجیب که انگار دو پیام میرساند؛ نامزد هدایت تیم ملی المپیک شدن یا پاداش خطیبی بابت اتهامی است که به ساختار فوتبال زده یا حقالسکوتی بابت پیگیری نکردن ادعای خود که احتمالاً مستندات و شواهدی برای آن وجود دارد. هرکدام از این دو باشد، باید دلمان به حال فوتبالی بسوزد که برای انتخاب سرمربیاش چنین معیارهایی وجود دارد. تلخی ماجرا هم اینجاست که پیش از این هم چنین رویکردی در فدراسیون فوتبال دیده شده؛ وقتی قرار بود رأی پرونده علیرضا بیرانوند و فسخ غیرقانونی قراردادش با پرسپولیس صادر شود، اما محمدرضا زنوزی با تهدید مهدی تاج و بازگویی برخی ناگفتهها، توانست روند پرونده را تغییر دهد و با گذشت یک سال تاکنون هم رأی نهایی صادر نشده است.
