
شامگاه دهم فروردین ۱۴۰۵ بود که خبر حمله به مدرسه «شجره طیبه» میناب مثل زلزله ای از جنس غم، ایران را لرزاند. داغ بزرگ برای ایران و جنایتی بشری از دشمنان این سرزمین.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، حادثه تلخ مدرسه «شجره طیبه» میناب، اگرچه قلب ایران را مجروح کرد، اما آتش همدلی و مدرسهسازی را در سراسر کشور شعلهور ساخت. موجی از خیرین، نهادهای مذهبی و حتی ورزشکاران پای کار آمدند تا یاد شهدای کودک میناب را در قالب کلاسهای درس زنده نگه دارند.
از همان روزهای نخستین بعد از حادثه بود که «پویش فرشتههای میناب» و انواع کمپین های مردمی به یاد دانش آموزان مینابی شکل گرفت. خیرین مدرسهساز، نهادهای مذهبی، فدراسیون موتورسواری و حتی عتبه مقدسه حسینیه (ع) پای کار آمدند. عتبه با فتوای آیتالله العظمی سیستانی، ساخت یک مدرسه ۱۲ کلاسه کاملاً هوشمند را در میناب تقبل کرد. جامعه خیرین هم ساخت مدرسه دوم را آغاز کردند. انگار تمام ایران تصمیم گرفته بود برای میناب مدرسه بسازد.
اما خیلی زود، یک سوال جدی در میان خیرین با تجربه شکل گرفت: «آیا تمام این حجم از کمک و انگیزه، فقط باید در یک نقطه متمرکز شود؟»
از میناب، تا جای جای ایران
به موازات این شور بینظیر،دغدغه مهم تری نیز شکل گرفت: «انگیزه جدید مدرسهسازی بهتازه شروع شده است. اما به معنای صرف ساختن مدرسه آن هم صرفا در شهر میناب نخواهد بود. چه بسا همین کمک ها در جایی دیگر و با اولویت سنجی منطقی تر به امری دیگر اختصاص یابد. اما نیت همان پاسداشت پروانه های میناب و اعلام انزجار از دشمنان انسان و ایران است.
شور مدرسهسازی به یاد شهدای میناب، فرصتی بینظیر برای جبران عقبماندگیهای آموزشی در محرومترین نقاط ایران است. اما اگر این حرکت خیرخواهانه بدون نقشه راه باشد، ممکن است برخی مناطق سیراب و برخی دیگر همچنان تشنه بمانند. اینجاست که مسئولیت سنگین وزارت آموزش و پرورش و سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور خودنمایی میکند.
این دو نهاد وظیفه دارند با شفافسازی و اعلام اولویتهای دقیق (بر اساس شاخصهایی مانند محرومیت، تراکم دانشآموزی، فرسودگی بناها و دوری از مراکز استان)، نقشه راهی در اختیار خیرین قرار دهند.
