
اقتصاد۲۴- ایران، سرزمینی که روزگاری مهد تمدنهای درخشان و نگهبان اکوسیستمهای بیهمتا بود، امروز در چنبره بحرانهای زیستمحیطی بیسابقه گرفتار آمده است. جنگلهای هیرکانی، کهنسالترین بازماندههای جنگلی دوران سوم زمینشناسی، اکنون زیر سایه پروژههای عمرانی بیضابطه نفس میکشند. تالابهای جنوب، که روزی میزبان پرندگان مهاجر و تنوع زیستی کمنظیر بودند، امروز به کانونهای گردوغبار تبدیل شدهاند. این تناقض تلخ میان گذشته پرآوازه و حال نگرانکننده، تنها نتیجه تغییرات اقلیمی نیست؛ بلکه حاصل دههها مدیریت ناپایدار، نادیده گرفتن هشدارهای کارشناسان، و اولویتدهی به توسعه کوتاهمدت بر پایداری بلندمدت است.
به گزارش اقتصاد ۲۴، در سال ۱۴۰۳، ابعاد این بحران به حدی گسترده شده که حتی نهادهای رسمی مانند مرکز پژوهشهای مجلس و خبرگزاریهای داخلی نیز به صراحت از «ورشکستگی آبی»، «فرونشست زمین در ۵۶ هزار کیلومتر مربع»، و «حذف ارزیابی زیستمحیطی از برنامه هفتم توسعه» به عنوان نقاط عطف خطر یاد میکنند. سازمان هواشناسی ایران، تابستان امسال را یکی از گرمترین دورههای تاریخ کشور ثبت کرد، در حالی که زیرساختهای انرژی در برابر فشار مصرف، تاب مقاومت نداشتند. این شرایط، نه تنها کیفیت زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرار داده، بلکه امنیت ملی را نیز به مخاطره انداخته است؛ تنشهای مرزی بر سر منابع آبی و خاکی، اکنون به یکی از چالشهای پیشروی دیپلماسی ایران تبدیل شده است.
فرونشست زمین، این پدیده خاموش، اما ویرانگر، اکنون به یکی از چهار ابرچالش زیستمحیطی ایران تبدیل شده است. بر اساس دادههای مرکز پژوهشهای مجلس، ۵۶ هزار کیلومتر مربع از پهنه ایران معادل مساحت کشور کرواسی در معرض فرونشست با نرخ سالانه بیش از ۱۰ سانتیمتر قرار دارد. این رقم در برخی مناطق مانند دشت مهیار اصفهان به ۳۶ سانتیمتر در سال میرسد، رکوردی که ایران را در رتبه نخست جهانی فرونشست زمین قرار میدهد.
ریشههای اکولوژیک و انسانی: فرونشست زمین در ایران عمدتاً ناشی از برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی است. بر اساس گزارش سازمان زمینشناسی، بیش از ۸۵ درصد آب مصرفی کشور از سفرههای زیرزمینی تامین میشود، در حالی که نرخ تغذیه طبیعی این منابع تنها ۵۵ درصد مصرف است. این ناترازی، حاصل سیاستهای نادرست توسعه کشاورزی در مناطق خشک و نیمهخشک است. به عنوان مثال، در دشت قزوین، ۴۰ درصد چاههای آب غیرمجاز حفر شدهاند، و عمق برخی از آنها به ۴۰۰ متر میرسد.
پیامدهای غیرقابل بازگشت: فرونشست تنها به ترکخوردگی ساختمانها محدود نمیشود. زیرساختهای حیاتی مانند خطوط انتقال گاز، راهآهن، و شبکههای فاضلاب در معرض تخریب قرار گرفتهاند. در اصفهان، فرونشست زمین ۴۰ درصد از آثار تاریخی ثبتشده در یونسکو را تهدید میکند. از سوی دیگر، کاهش ظرفیت ذخیره آبخوانها به سطح ۳۰ درصدی آب قابل استحصال در دو دهه آینده منجر خواهد شد.
این روند، چرخه معیوبی ایجاد میکند: کاهش منابع آب → افزایش حفر چاههای عمیق → تشدید فرونشست → کاهش بیشتر ذخایر آب.
راهکارهای مغفول مانده: کارشناسان تاکید میکنند که اصلاح الگوی کشاورزی و اجرای سند آمایش سرزمین تنها راه نجات است. به عنوان مثال، جایگزینی کشت محصولات کمآببر مانند زعفران به جای گندم در مناطق مرکزی، میتواند مصرف آب را تا ۷۰ درصد کاهش دهد. همچنین، نصب شبکههای هوشمند پایش سفرههای آب زیرزمینی و جریمههای سنگین برای چاههای غیرمجاز باید در اولویت قرار گیرد. با این حال، فقدان اراده سیاسی و تعارض منافع میان نهادهای دولتی، اجرای این راهکارها را به تعویق انداخته است.
