
وقتی کلمات دکوپاژ می شوند؛
محمد صالحعلا میان شعر و سینما
وقتی در سکانسهای پایانی «بدنام»، ملودی آشنای قدیمی کنار میرود و صدای خود صالحعلا با آن لحن شکسته، آرام و عاری از تظاهر موسیقایی روی تصاویر مینشیند، نوعی فاصلهگذاری به سبک برشت اتفاق میافتد.
سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ تلاقی شعر و سینما همواره میدان لغزندهای بوده است؛ جایی که تصویر یا به توضیح واضحات کلام تن میدهد، یا کلام در شلوغی قاب گم میشود. اما زمانی که سریال «بدنام» ترانه خاطرهساز «منو نترسون» را که سالها پیش با صدای ستار در ذهن مخاطب رسوب کرده بود، در ابتدا به خالقش محمد صالحعلا تقدیم میکند و در سکانسهای پایانی با دکلمه و صدای خسته و خشدار خود او به کار میگیرد، اتفاقی فراتر از یک ادای دین نوستالژیک رخ میدهد. در اینجا سینما، شعر و صدا در یک فرآیند بازپسگیری هویت، معنایی تازه خلق میکنند.
محمد صالحعلا در ادبیات و ترانهسرایی معاصر ما، نماینده نوعی رمانتیسیسم شهری، گزنده و در عین حال به شدت تصویری است. ترانه «منو نترسون» نمونه اعلای این ادعاست.
