محمد‌باقر اولین شهید دفاع مقدس قم بود

محمدباقر اولین شهید قم بود. خبر شهادت او را تلویزیون اعلام کرد و رسانه‌ها هم شهادتش را گزارش دادند. اما ما متوجه نشده بودیم. عمه محمدباقر در اشتهارد زندگی می‌کرد. او خبر را شنیده بود و بعد همراه بستگان به خانه‌مان آمدند و گزارش را آوردند. وقتی پسرم در جبهه بود، من طاقت شهادتش را نداشتم و نمی‌خواستم به این موضوع فکر کنم

محمدباقر اولین شهید قم بود. خبر شهادت او را تلویزیون اعلام کرد و رسانه‌ها هم شهادتش را گزارش دادند. اما ما متوجه نشده بودیم. عمه محمدباقر در اشتهارد زندگی می‌کرد. او خبر را شنیده بود و بعد همراه بستگان به خانه‌مان آمدند و گزارش را آوردند. وقتی پسرم در جبهه بود، من طاقت شهادتش را نداشتم و نمی‌خواستم به این موضوع فکر کنم

جوان آنلاین: شهیدان محمدباقر و مهدی اعلمی، فرزندان مرحوم آیت‌الله شیخ‌ابوالحسن اعلمی اشتهاردی بودند که هر دو برادر در دوران دفاع‌مقدس به شهادت رسیدند. شیخ‌ابوالحسن اعلمی اشتهاردی، خود چهره انقلابی و از رزمندگان دوران دفاع مقدس بود. به طوری که از خانواده‌اش ۱۸ نفر از جمله دو فرزندش با حضور در جبهه‌ها به شهادت رسیدند. آنچه در ادامه می‌آید گفت‌وگوی ما با فاطمه لطفی، مادر شهیدان محمدباقر و مهدی اعلمی است. 

قبل از ورود به گفت‌و‌گو، ابتدا کمی درباره سوابق انقلابی همسر مرحوم‌تان آیت‌الله ابوالحسن اعلمی اشتهاردی توضیح دهید. 
آیت‌الله شیخ‌ابولحسن اعلمی اشتهاردی، سوابق بسیاری در انقلاب و دفاع مقدس داشتند، از جمله سال ۱۳۵۸ با حکم آیات‌اعظام مشکینی و جنتی برای مسائل قضایی به خوزستان اعزام شدند. ایشان حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب همدان در سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ بودند. ریاست شعبه ۱۲ دیوان عالی کشور، در سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۷، ریاست شعبه دو دیوان عالی کشور در سال‌های ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹ و امامت جمعه اشتهارد از جمله فعالیت‌های آیت‌الله اعلمی بود. 

دو فرزند شما در جبهه‌های دفاع مقدس به شهادت رسیدند. در فضای تربیتی خانواده چه جوی حاکم بود؟
من هشت فرزند داشتم. سه دختر و پنج پسر که از میان آنها مهدی و محمدباقر به شهادت رسیدند. شهید محمد‌باقر متولد دهم خرداد سال ۱۳۳۹، فرزند اول خانواده و مهدی متولد ۱۵ مهر ۱۳۴۹، فرزند چهارم خانواده و ۱۰ سال از محمدباقر کوچک‌تر بود. پس از اینکه محمدباقر به شهادت رسید، خداوند به ما پسری دیگر داد که اسمش را به یاد فرزند شهیدمان محمدباقر گذاشتیم. فرزندانم از خردسالی شروع به خواندن نماز کردند و عمدتاً همراه پدرشان که روحانی بود به مسجد می‌رفتند. وجاهت روحانیت پدر، روی تربیت آنها مؤثر بود به طوری که محمدباقر و مهدی هر دو از ۹ سالگی شروع به روزه‌گرفتن کردند و می‌گفتند، ما نمی‌توانیم در طول روز چیزی بخوریم در حالی که پدر‌و‌مادرمان روزه هستند. آن زمان ما ساکن شهر قم بودیم. 

شهر قم در روند انقلاب نقش بسزایی داشت. تأثیر این موضوع در رفتار فرزندان‌تان چگونه بود؟
همزمان با وقوع انقلاب، بچه‌ها در فعالیت‌های انقلابی هم شرکت می‌کردند. همسایه‌مان مردی پاسبان بود که ۱۲ فرزند داشت. محمدباقر کتابی لوله می‌کرد و در کوچه شعار‌های انقلابی می‌داد به طوری که لج آن پاسبان درمی‌آمد. آن پاسبان بار‌ها در خانه‌مان را می‌زد و می‌گفت محمدباقر سردسته بچه‌های محل است که علیه شاه شعار می‌دهند و مدام به ما گلایه‌اش را می‌کرد. رفتار‌های محمدباقر و بچه‌ها باعث کدورت آن پاسبان می‌شد و از این کار عصبانی بود. محمدباقر در هیئت سقای اباالفضل بود و بچه‌ها را جمع می‌کرد و شروع به روضه‌خوانی می‌کردند. او مدام به نیازمندان و اهالی محل که نیاز به کمک داشتند، کمک می‌کرد. محمد آنقدر ملزم به رعایت دستورات دین بود که همسرم در یکی از سخنرانی‌هایش به عنوان پدر شهید اعلام کرد، من او را عادل می‌دانستم و بر خود روا می‌دانستم در نماز به او اقتدا کنم. به طور کلی روحیه انقلابی او به حدی بود که افکار، کردار و گفتارش در خدمت اسلام بود. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *