فیلم مستند، این امکان را به ما میدهد که با روایتی دقیق و هنرمندانه، ابعاد مختلف زندگی و اندیشههای این بزرگان را به تصویر بکشیم و آنها را زنده نگه داریم
جوان آنلاین: به تازگی مستندهای «فرزانه فروتن ایران مدار ما»، «فیلسوف گفتوگو»، «خون است دلم برای ایران» و «از پاریز تا پاریس» از سیدجواد میرهاشمی به اکران آنلاین درآمده است. او در مستندسازی به شخصیتها و چهرههای بزرگ فرهنگی علاقه زیادی دارد و در مستندهایش به زندگی و زمانه بزرگان فرهنگی کشور پرداخته است. با میرهاشمی درباره مستندها و اکران آنلاین مستندهایش به گفتوگو پرداختیم.
بیشتر مستندهای شما، شخصیتنگاری هستند. چرا به این نوع مستندسازی علاقه دارید، تاکنون به ساخت مستندی با موضوع یا شیوه روایتی دیگر فکر کردهاید؟
علاقهام به مستند شخصیتنگاری به وجود کتاب در خانهمان برمیگردد، به روزنامه و مجلهخوانیهای پدر و مادر و کتابخانه عمویم، من در میان کتاب بزرگ شدهام. همصحبتی یا همنشینی با نویسنده یا مترجم کتاب همیشه برایم یک رؤیا بود، «چرا اینگونه نوشتی؟» این سؤال همیشگی من است. الآن هم در پی یافتن پاسخ این پرسش هستم و فیلمهایم نیز درباره همین مضمون هستند. اگر یک روز با فردوسی همنشین باشم، دقیقاً همین سؤالات را از او خواهم پرسید و اصلاً یکی از مستندهایم همین است: «رویارویی با حکیم فردوسی در فیلم مستند شخصیتنگار». حکیم فردوسی، نه فقط یک شاعر، بلکه یک حکیم و فیلسوف بزرگ است. او در «شاهنامه»، نه تنها داستانهای حماسی را روایت میکند، بلکه به عمیقترین مسائل انسانی و اخلاقی نیز میپردازد. فردوسی به خرد به عنوان ابزاری حیاتی در زندگی انسانی ایمان دارد. او در آثارش بر اهمیت تفکر و عقل تحکیم میکند و معتقد است که انسان باید با خرد خود تصمیمگیری کند. خرد در نگاه او نه تنها در راستای رسیدن به اهداف فردی، بلکه بهعنوان وسیلهای برای دستیابی به خیر عمومی نیز مهم است. برای من، «شاهنامه» یک منبع الهام بیپایان است و همواره سعی کردهام از درسهای آن در زندگی و فیلمسازیام استفاده کنم. گاه در خلوتم هجوم پرسشها کمکم میکند و گاهی هم زندگی روزمره را به چالش میکشد. هر نویسنده یک عطر و بوی خاص خودش را دارد. ساخت مستند شخصیتنگار، هم رنج دارد و هم لذت؛ رنجش از این بابت است که باید به لایههای پنهان یک شخصیت نفوذ کنید، باید به دنبال نقاط عطف زندگیاش بگردید و بتوانید آنها را به درستی روایت کنید، گاهی این مسیر، طاقتفرسا و پر از چالش است، اما لذتش هم در همین است، اینکه فرصت پیدا میکنید تا با انسانهای بزرگ و تأثیرگذار همکلام شوید، از تجربیات آنها بیاموزید و بخشی از زندگیشان را برای همیشه ثبت کنید، یک افتخار بزرگ است. هر دیدار و هر گفتوگو، برای من یک کلاس درس بوده است و من همیشه شاگردی مشتاق بودهام. این نوع مستندها یک جور جاودانگی است؛ ما با ساخت این مستندها، نه تنها تصویر شخص را ثبت میکنیم، بلکه اندیشهها، احساسات و میراث او را نیز برای نسلهای آینده حفظ میکنیم. این همان چیزی است که من در مستندهایم به دنبالش هستم. تفاوت مستندهای قدیمیتر و جدیدتر، شاید در تکنیکهای فیلمسازی باشد، اما جوهره اصلی مستند شخصیتنگار که همان روایت صادقانه و دقیق از زندگی یک انسان است، همیشه ثابت میماند.
شما مستندی درباره ایرج افشار، محقق، مورخ و کتابشناس شهیر با نام فرزانه فروتن ایران مدار ما دارید. چرا ایرج افشار را برای ساخت مستندی بلند انتخاب کردید؟
انتخاب استاد ایرج افشار برای ساخت مستند، نه صرفاً به دلیل حجم بالای اطلاعات و دانش ایشان، بلکه به واسطه نقش بیبدیلشان در حفظ و اشاعه فرهنگ و تاریخ ایران بود. استاد افشار صرفاً یک کتابدار یا فهرستنویس نبودند، بلکه حافظهای سیال و متحرک از ایران بودند. دغدغه اصلی ما، تصویر کردن این عشق و تعلق خاطر عمیق به ایران بود.
ما در عصری زندگی میکنیم که هویتهای ملی در معرض تهدید قرار دارند. استاد افشار، با سلوک و دانش خود، نمونهای ارزشمند از یک ایرانی اصیل و متعهد بودند. تلاش کردیم در این مستند، نه فقط زندگینامه ایشان را روایت کنیم، بلکه این مفهوم عمیق را به مخاطب منتقل کنیم که ایراندوستی فراتر از یک شعار، یک شیوه زندگی و یک مسئولیت تاریخی است. از طرف دیگر حجم بالای اطلاعات در مستند، نه تنها جنبهای فنی و پژوهشی دارد، بلکه تلاشی است تا مخاطب را در دریای دانش و عشقی غرق کند که استاد افشار به آن تعلق داشتند. امیدوارم توانسته باشیم گوشهای از این عظمت را به تصویر بکشیم.
