۱۴۰۳/۰۸/۳۰

به گزارش روزپلاس، تقابل فرزندآوری با رشد اجتماعی، درد مشترک بسیاری از زنان امروز است؛ بحرانهای شناختی خاموشی که در سلولیترین واحد اجتماع یعنی خانواده بعد از تجربه مادری برای بسیاری از زنان به وجود میآید و گاهی تا مرزهای افسردگی و فروپاشی خانواده پیشروری میکند. ولی کمتر محل تأمل جدی و چارهاندیشی قرار گرفته است. رمان «مثل نهنگ نفس تازه میکنم» روایتگر این درد مشترک است که این مشکل را از زاویه نگاه یک زن الگوی سوم روایت کرده است.
پس از انقلاب اسلامی، گفتمان نوینی در عرصه هویتی زنان در ایران شکل گرفت که تا همین امروز در حال تحول و بهروز شدن است؛ الگوی سومی که خودش را در غیرت با الگوی غربی و شرقی تعریف کرده و بر رشد همهجانبه زنان در عرصههای فردی، خانوادگی و اجتماعی تأکید دارد و معتقد است که هویت زن در این الگو، نه مانند زن شرقی فاقد کنشگری اجتماعی و در حاشیه تاریخسازی است، نه مانند زن غربی است که در عین کنشگری در عرصه اجتماعی، محوریت خود در خانواده را از دست داده و در بسیاری از عرصههای اجتماعی هم ویژگیهای جنسیتی او با تعرض و سوء استفاده مواجه شده است.
امروز با گذشت 44 سال از انقلاب اسلامی، بخشی از زنان ایرانی در بستر به نسبت مساعدی که برای آنها به وجود آمده، در محیط اجتماعی رشد کرده، صاحب نقش فعال شده و به عنوان نمونههای عملی الگوی سوم برجسته میشوند. اما موضوع بحث، عموم جامعه زنان ایران هستند که هنوز در این زمینه مشکلاتی دارند. به عنوان مثال بسیاری از زنان در برقراری تعادل میان وظایف خانوادگی و نقشهای اجتماعی خود با مشکلات متعددی مواجه هستند و در بسیاری از موارد این وظایف خانوادگی آنهاست که علایق فردی و اجتماعی را به محاق میبرد و یا به عکس آن، نقشهای اجتماعی لطمات جدی به پیکره خانواده ایشان وارد ساخته است.
