مثلثی برای خلق جاودانه‌ها

اسفندیار منفرزاده آدم آکادمیکی در موسیقی نبوده و خیلی خودجوش، خودآموخته، بااستعداد و باسلیقه بوده است. آدم‌هایی که خارج از فضای آکادمیک هستند، جرأت زیادی دارند، یعنی آن موقع منفردزاده جرأت این را دارد که سنتور را با بقیه سازهای ارکستر به کار ببرد.
اسفندیار منفرزاده آدم آکادمیکی در موسیقی نبوده و خیلی خودجوش، خودآموخته، بااستعداد و باسلیقه بوده است. آدم‌هایی که خارج از فضای آکادمیک هستند، جرأت زیادی دارند، یعنی آن موقع منفردزاده جرأت این را دارد که سنتور را با بقیه سازهای ارکستر به کار ببرد.

گروه تئاتر و موسیقی: علی نامجو| دهه 40، دهه به اوج رسیدن سینمای ایران با کمک گرفتن از موسیقی و آواز بود. مرحوم محمدعلی فردین، سوپراستار سینمای ایران که در آن زمان روی سردر سینماها دلربایی می‌کرد، تحریرهای حسین خواجه امیری (ایرج) را قرض می‌گرفت و آواز می‌خواند.

مثلثی برای خلق جاودانه‌ها

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه اعتماد، در اواخر دهه 40 ناگهان صدایی روی پرده سینما نظرها را به خود جلب کرد که به سلطه چهچهه‌های ایرج پایان داد. بهروز وثوقی زخمی روی موتورش تلوتلو می‌رفت که صدایی ساده، گیرا و متفاوت با او همراه شد؛ «با صدای بی‌صدا… مثل یه کوه بلند… مثل یه خواب کوتاه… یه مرد بود یه مرد…» سبب‌ساز محبوبیت فیلم «رضا موتوری» اثر مسعود کیمیایی و فرهاد مهراد شد. مثلث شهیار قنبری، اسفندیار منفردزاده و فرهاد مهراد به خلق موسیقی انجامید که حتی نام قطعه قرار گرفته روی فیلم را از اثر مسعود کیمیایی مشهورتر کرد.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *