مثانه فکر خود را هم به موقع خالی کنید!

روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی می‌شود. آنها که مایعات بیشتری می‌خورند یا در معرض سرما هستند، (یعنی زندگی پرتلاطم‌تری دارند) مثانه‌شان زودتر پر می‌شود. مثانه روان که پر می‌شود آدم الکی قاطی می‌کند، به هم می‌ریزد، اخلاقش سگی می‌شود و جالب آن که خودش هم نمی‌داند چه مرگش است. 

روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی می‌شود. آنها که مایعات بیشتری می‌خورند یا در معرض سرما هستند، (یعنی زندگی پرتلاطم‌تری دارند) مثانه‌شان زودتر پر می‌شود. مثانه روان که پر می‌شود آدم الکی قاطی می‌کند، به هم می‌ریزد، اخلاقش سگی می‌شود و جالب آن که خودش هم نمی‌داند چه مرگش است. 

جوان آنلاین: هادی خیرآبادی طی یادداشتی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است از اهمیت مسئله تخلیه روانی نوشت. خلاصه‌ای از یادداشت او را در ادامه می‌خوانید: تا حالا شده است بعد از خوردن مایعات زیاد، یا توی سرما وسط جاده در یک اتوبوس بین شهری گیر کرده باشید و مثانه‌تان از فشار پر شدن در حال ترکیدن باشد؟ دیده‌اید آدم جانش به لبش می‌رسد. تمام ذهن، فکر، آرمان و آرزویش خالی شدن مثانه‌اش است… دیده‌اید وقتی دستشویی می‌روید چه احساس راحتی‌ای دست می‌دهد؟ احساس سبکی. آن‌وقت است که آزاد می‌شوید و دوباره به چیز‌های دیگر فکر می‌کنید. 

روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی می‌شود. آنها که مایعات بیشتری می‌خورند یا در معرض سرما هستند، (یعنی زندگی پرتلاطم‌تری دارند) مثانه‌شان زودتر پر می‌شود. مثانه روان که پر می‌شود آدم الکی قاطی می‌کند، به هم می‌ریزد، اخلاقش سگی می‌شود و جالب آن که خودش هم نمی‌داند چه مرگش است. 

با این تفاوت که آدم پرشدن مثانه روان را نمی‌فهمد، فقط درد و فشارش را حس می‌کند. روان نیز نیاز به بیرون‌روی دارد. نیاز به خالی شدن از فاضلاب مشکلات زندگی. تا بتواند دوباره به چیز‌های خوب فکر کند. روی چیز‌های بهتر سرمایه‌گزاری کند. روان هم نیاز به رهایی از فشار دارد. وگرنه می‌ماند، گیر می‌کند. رشد نمی‌کند. نمی‌تواند قدم از قدم بردارد. تمام فکر و ذکرش درگیر چیز‌های حقیر می‌شود. 

گاهی به روان‌تان استراحت دهید. استراحت از روزمرگی، از دویدن‌های بی‌هدف، از تنش‌های بیهوده، از کل‌کل کردن با خود و دیگران، از گیر دادن به چیز‌هایی که ارزشش را ندارد، استراحت از حرص و طمع و استراحت از کینه. استراحت از خبر‌های ناگوار، استراحت از نقاب‌ها و پرستیژ‌های مزخرفی که سینه آدم را تنگ می‌کند. استراحت از احساس قبض و گرفتگی. یا لااقل استراحت از چیز‌هایی که درون خود می‌ریزید و کسی نمی‌فهمد. خصوصاً در فرهنگ ما که از همان بچگی یاد می‌گیریم، آدم خوب یعنی کسی که هیجاناتش را سرکوب کند و نشان ندهد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *