گروه فرهنگی- مصطفی مطهری: ماجرای قمه کشی چند روز پیش دختری به نام هلیا در یکی پارک های اصفهان به همراه چند دختر دیگر که با انتشار گسترده ای در شبکه های اجتماعی همراه شد آنقدر سخت و دردناک است که نمی توان آن را یک اتفاق مقطعی و زود گذار قلمداد کرد. در واقع این ناهنجاری اجتماعی در ابعاد مختلف روان شناسی فردی – اجتماعی، جامعه شناسی فردی – اجتماعی قابل بررسی است. مصافاً اینکه نباید فراموش کرد که این اتفاق یک حادثه هیجانی بر حسب گزاره های فردی در نهاد تیپ های شخصیتی نیست بلکه عاملی است که در گذر زمان و بر حسب تلنبارهای الگویی – هنجاری رخ داده است.
به گزارش بولتن نیوز، پواقعیت آن است آنچه در قالب این ناهنجاری رخ داد در دو سنخ حاملی و عاملی قابل بررسی است. حامل از آن منظر که این رویداد می تواند به طور سیستماتیک به بستری برای اتفاقات بعدی با این ماهیت در جای دیگر و در تکرار و نهادینه شدگی به الگویی تازه تبدیل شود. از بعد عامل بودن این رویداد، باید به بخش های تماتیک شکل گیری بروز چنین رفتاری مراجعه کرد و آنها را در کندوکاو تحلیلی قرار داد.
شایان به ذکر است که در ذیل وقوع این دسته از رویدادها عواملی متعددی از جمله تربیت فرد در نهاد خانواده، آموزش، وسایل ارتباطی و … وجود دارد اما بخش مهم تر در شکل گیری این گونه کنش گری های ناهنجارانه متوجه دولت و نهادهای ذیربط آن به عنوان متولیان امور آموزشی و نظارتی می باشد. در حقیقت عدم حضور مستمر دولت در جامعه و ناپایداری در ارائه آموزش های مبتنی بر اصول دینی – اخلاقی – حتی آموزشی در مبنای رهیافت های انسانی در عمل به زمینه ای برای وقوع این چنین رویدادهایی تبدیل شده است.
