متن گلایه از معشوق (20 متن احساسی در مورد گلایه کردن از همسر و معشوق)

به طور کلی گلایه کردن، نغمه‌ای از درد و رنج است که از اعماق وجود انسان سر بر می‌ آورد و حکایتی از غم و اندوه، ناامیدی و بی‌ عدالتی را روایت می‌ کند. از طرفی هم هر انسانی در یک رابطه عاطفی، نیازها و انتظارات خاص خود را دارد. زمانی که این نیازها و انتظارات به طور کامل برآورده نشوند می‌ تواند منجر به نارضایتی و گلایه از طرف مقابل گردد. در حقیقت زمانی که زوجین به درستی نمی‌ توانند احساسات، نیازها و انتظارات خود را به یکدیگر بیان کنند این موضوع می‌ تواند منجر به سوءتفاهم، رنجش و در نهایت گلایه کردن شود. به همین خاطر ما در این پست از تاپ ناز تصمیم گرفتیم من باب گلایه کردن از همسر و عشق، مجموعه زیبا از انواع متن و جملات احساسی را برایتان گردآوری کنیم.

به طور کلی گلایه کردن، نغمه‌ای از درد و رنج است که از اعماق وجود انسان سر بر می‌ آورد و حکایتی از غم و اندوه، ناامیدی و بی‌ عدالتی را روایت می‌ کند. از طرفی هم هر انسانی در یک رابطه عاطفی، نیازها و انتظارات خاص خود را دارد. زمانی که این نیازها و انتظارات به طور کامل برآورده نشوند می‌ تواند منجر به نارضایتی و گلایه از طرف مقابل گردد. در حقیقت زمانی که زوجین به درستی نمی‌ توانند احساسات، نیازها و انتظارات خود را به یکدیگر بیان کنند این موضوع می‌ تواند منجر به سوءتفاهم، رنجش و در نهایت گلایه کردن شود. به همین خاطر ما در این پست از تاپ ناز تصمیم گرفتیم من باب گلایه کردن از همسر و عشق، مجموعه زیبا از انواع متن و جملات احساسی را برایتان گردآوری کنیم.

هیچ می دانی که من در قلب خویش
نقشی از عشق تو پنهان داشتم
هیچ می دانی کز این عشق نهان
آتشی سوزنده بر جان داشتم

تو تنها کسی هستی که
می تونی بعد از این که قشنگ داغونم کرد
با یه جمله دلمو زیر و رو کنی

روزی گفتیم فقط مرگ می تواند ما را از یک دیگر جدا کند
مرگ دیر کرد و ما از یک دیگر جدا شدیم

تو زندگی بعضی هامون یکی هست
که خیلی باهاش دعوا می کنیم
اما خب خیلی ام دوسش داریم

تو حق نداری از پارتنرت انتظار داشته باشی
که گذشته نداشته باش
اما این حق رو داری وقتی با توئه
گذشته اش رو تموم کرده باشه

وجود دارن دخترایی که مهربونن
نسبت به پول بی نیازن
وفادارن و کم توقع
اما نیست پسری که بتونه دلشونو به دست بیاره

کسی که بخوادت میمونه
واست تلاش می کنه
با اتفاقای دورت نمی ذاره بره
بیا رک باشیم، کسی که بخوادت
با تموم مشکلاتت، زشتی، زیبایی
و گذشتت می خوادت پس خودتو گول نزن

این‌که چیزی ونداشته باشی زیادم مهم نیست

واقعا میتونه نابودت کنه

شروعِ از دست دادن کسی
وقتیه که دیگه گلایه ای نمیکنه واسه
اشتباهاتت..!

چشمت به چشم ما،
و دلت پیش دیگری ست
جای گلایه نیست،
که این رسم دلبری ست..

نــــــــــــه
هوا سرد نیست
سرمای کلامت، دیوانه ام میکند
بی رحم!
شوق نگاهم را ندیدی..؟
تمامه من به شوق دیدنت، پر میکشید
ولی…
همان نگاه بی تفاوتتــــــــ
برای زمین گیر شدنم کافی بـــــــــــــود

ای کاش جهان مان غم آهنگ نبود
ای کاش نصیب آینه، سنگ نبود
از فاصله ها گلایه دارم بی تو
ای کاش که بودی و دلم تنگ نبود

بی احساس
همه ی دار و ندارمو پای تو دادم
همه ی خاطره هامون مونده به یادم…

من اهل گلایه نیستم
دوستت دارم و این مشکلِ من است
اما عزیز
تو که مرا دوست نداشتی
چرا آن همه جملاتِ دلبرانه را
به گوشِ عاشقم می خواندی!؟..

آدم ها آنقدر زود عوض می شوند،
آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است..

مچاله شده ام
بین احساس هایم
بین دانسـته ها و ندانسته هایم
بین این سر درد های همیشگی
بین تو
بین دوست داشتن
مچاله شده ام به طرز دردنـاکـی غم انگیز
نـه برای تو برای خودم
برای منـی که روز ها را می شمارم
همه چیز خلاصه می شود در تو
و من به طرز عجیبی در حسرت ثانیه هـآ مچاله شده ام..

دلـم
بهــانه ی “تـــو” را دارد..!
تــــو می دانــی بهانه چیست؟!
بهــانه…
همان است که شب ها خواب از چشم من می دزدد
بهــانه…
همان است که روزها میـان انبـوهی از آدم ها،
چشمانم را پـــی تو می گرداند
بهــــانه…
همان صبری است که به لبانم سکـــوت می دهد
تا گلایه ای نکنم از “نبـودنت”..

روزی؛
مــخــاطــبـــ تـــمــام جــمــلاتــتـــ مـــن بـــودم
نــمــی دانــی ..
چــه درد ســخــتــی اســـتـــ
خـــلـــع مــقــام شـــدن ..
نــمــی دانــی چــه ســخــتــ تــر اســتـــ
دیــدن تــرفــیـــع گــرفــتــن دیــگــری….

به چیزی که دوست نداری توجه نکن
یعنی در موردش فکر نکن
یعنی در موردش حرف نزن
یعنی براش نجنگ
یعنی براش تقلا نکن
یعنی روش حساس نشو
یعنی بهش مشکوک نشو
براى شاد بودن کافیست
کمتر فکرکنی

من همان دخترک غم زده ی دیروزم
من همان کودک بی تاب برای بودن
که دلش رادراندوه به زنجیرکشید
وبه اندازه ی دل رنج کشید
وبه اندازه ی بی معرفتی دردکشید

دل که یاد نمی گیرد
دوری را
فاصله را
دل که نمیفهمد
صبر را
تحمل را
دل است دیگر..
مدام بهانه میگیرد و گلایه میکند
حق هم دارد!
“جدایی بر گریبان عاشق خیمه میزند
جنگ را برپا میکند
و بغض را حاکم..”
امان از نبودن ها…

اگه دل من آدم بود
حتما به جرم عاشق شدنش به تو
ازش شکایت میکردم
آخه عشق تو خیلی به من و زندگیم خسارت رسونده
و این‌ها همشون تقصیر دلم هستن! چکار کنم؟
جلوی دلم که نمیتونم بایستم
مجبورم این عاشقی رو تحمل کنم
و از سمت تو مدام زخم بخورم

همیشه با هم خیلی خوب بودیم
یادت میاد که چه خاطرات زیبایی رو با هم ساختیم؟
الان همه ی اون خاطرات برام شده
مثل زهری که ذهنم دائما به خوردم میده
شِکوِه و شکایتی که بین ما به وجود اومده
اون خاطرات شیرین رو تلخ تر از زهر میکنه برام

گله دارم ازت
تمام جوانی‌ام را پای تو ریختم
اما تو در یک لحظه نابودم کردی

بیچاره دلم
با دیدنت باز هم لرزید
نمیدانست تو همان بی وفای دیروزی
بیچاره دل است
عقل ندارد

سهم من از دنیا نداشتن است
تنها قدم زدن در پیاده رو ها
و فکر کردن به همسری که
هیچ وقت نبود

یادتان باشد هیچ وقت در زندگی خود
نقش نیش‌های مار ”ماروپله” را بازی نکنید . . .
شاید همسرتان…
همان کسی که به شما اعتماد کرده بود
دیگر توان دوباره بالا آمدن از نردبان را نداشته باشد

این روزها
دلم هم از من مدام گله دارد
و به مغزم شکایت می‌کند
آخه دلم حس میکند
جایی را تنگ کرده ام
جایی در قلب تو
برای آمدن دیگری…

انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند…
تنهایی من عمیق ترین جای جهان است
و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد…

به جان چشمانت قسم
اینبار آنچنان رفتنی ام …
که ، کاسه های آب را هم قسم دهی
نه آن روزها باز میگردند و نه من . .

بزرگ ترین باگ دوست داشتن همونجاست
که تا خرخره ازش ناراحتی ولی نمیتونی قهر بمونی
چون صحبت کردن با اون آدم
مثل نفس کشیدن نیازه برات

دورم از تو ولی غرقم از تو
فاصله باشد یا نباشد
تو همراه منی در جان منی
در این راه بی مقصد عمر

هر چه قدر هم
حرمتی بشکند
و دلخور باشیم از هم
یا تمام خاطره هایمان
رنگی از تلخی بگیرد
باور کن
عشق اگر عشق باشد
تمام
نخواهد شد

عصر جمعه بی کسی هایم
دو چندان می شود
بغض های سینه ام
گویی نمایان می شود
با چراغ یاد تو
در کوچه باغ خاطره
غصه های هر شبم
از من گریزان می شود..

مـــن از زندگی کسی
حذف شدم
که بــرای داشتنـــــش
و بــرای بودنـــش
خیلی ها رو از از زندگیم
حذفــــ کــــردم

احتیاط باید کرد
همه ی چیز کهنه می‌ شود
و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز..
بهانه‌ ها جای حس عاشقانه را خوب می‌ گیرند

یه آهنگ خاص
یه خاطره ناب
یه یاد کهنه
یه نفر تنها
یه عاشق
یه تصویر یادگاری
یه عطر مشترک
یه حس ساده
چه معجونی می شود برای گریه امشب؟!

اگر با حذف کردن من حس می کنی
زندگی بهتری داری، پس این کار بکن
اما وقتی فهمیدی مشکلت من نبودم
هرگز سعی نکن که برگردی

آدم ها یک بار عمیقا عاشق می شوند
چون تنها یک بار نمی ترسند
که همه چیز خود را از دست بدهند
اما پس از همان یک بار
ترس ها آنقدر عمیق می شود
که عشق دور می ایستد

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *