متن پاییزی عاشقانه | جملات کوتاه و زیبای عاشقانه در وصف فصل پاییز

متن عاشقانه پاییزی

پاییز یکی از فصل های عاشقانه سال است و حس و حال خاصی دارد. در این بخش مجموعه ای از جملات و متن های پاییزی عاشقانه و احساسی را آماده کرده ایم.

متن عاشقانه پاییزی

دوباره پاییز
اما نه ((فصل خزان)) زرد!
دوباره پاییز
اما نه فصل اندوه و درد!
دوباره پاییز
فصل زیبای سادگی
دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی . . .

دوست ندارم
در فصل دیگری عاشق شوم
” پاییز “حال وهوای دیگری دارد
پر از شعرهای عاشقانه است
حتی دلتنگی هایش شیرین تر است
با بوی زردترین برگ هایش
می شود زندگی کرد
عاشقی در ” پاییز ” شعری ست همیشه شنیدنی…

دنیا مثل پاییزه هم قشنگه هم غم انگیزه
قشنگیش به خاطر تو و غم انگیزیش به خاطر دوری تو

برای فصل عاشقی
بودنت را آرزو می کنم
همقدم با پاییز بیا
برگ هاي‌ پاییزی منتظر قدم هاي‌ ماست
تا نوای دلدادگی سر دهند

پاییز

حافظه ی خیس خیابان های شهر را

همیشه که پاییز
فصل عاشق شدن، قدم زدن
و شعر خواندن نیست!
گاهی هم فصلی‌ست که می‌شود
روی بعضی از خاطره‌ها
مثل برگ‌های ریخته شده‌ی درخت
پا گذاشت و رفت..!

کسی که گمان می کند برگ ریزان پاییزی به معنای مرگ برگ هاست
هرگز رقص آن ها را در روزهایی که باد می وزد ندیده است!

بدون تو حوالی زمستان سرگردانم
هر چقدر می خواهی دیر کن
من تا آمدنت پاییز را
با یلدا معصل می کنم!

پاییز که می شود
انگار از همیشه عاشق ترم
در تمام طول پاییز
نمناکی شب ها را
با تمام منفذهای پوستم
لمس می کنم
وچشمانم همه جا
نقش دیدگان تورا جستجو می کند
پاییز که می شود
همراه برگها رنگ عوض می کنم
زردو نارنجی می شوم و
با باد تا افقی که چشمانت
درآن درخشیدن گرفت
پیش می روم
و مقابلت به رقص درمی آیم
تا آن جا که باور کنی
تمام روزهایی که از پاییز گذشته
تا به امروز
همواره عاشقت بوده ام
پاییز که می شود
بی قراری هایم را در باغچه کوچکی
می کارم و آرام آرام
قطره های باران را
که روزهاست در دامنم جمع کردم
به باغچه می نوشانم
میدانم تا آخر پاییز
تمام بی قراری هایم شکوفه خواهد داد
و با اولین برف زمستان
به بار خواهد نشست
پاییز که می شود
بی آنکه بدانم چرا
بیشتر از همیشه دوستت دارم
و بی آنکه بدانی چرا
دلم بهانه ات را می گیرد
وپاییز امسال….
عشق جنس دیگری دارد و
معشوق خواستنی تر است…
کاش می دانستی!

جملات زیبا در مورد پاییز و باران

پاییز فصل آزادی است
برگ ها به جای صرفا سبز بودن
می توانند زرد، قرمز، قهوه ای و نارنجی بودن را انتخاب کنند

تو با تابستان می‌روی
پاییز با دلتنگی می‌آید
و همیشه این منم
که در رفت و آمدِ فصل‌ها
تنها می‌مانم!

پاییز تفسیر شاعرانه ای
از قدم زدن های من و تو است
که خداوند در یک فصل
خلاصه اش کرد…

پاییز دوست‌ داشتنی است چون تو دوستش داری
مثل باران که زیباست، چون تو زیبایی

پادشاه فصل ها
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی
روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران، سرودش باد
جامه اش شولای عریانی است
ور جز اینش جامه ای باید
بافته بس شعله ی زر تار پودش باد
گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نو میدان
چشم در راه بهاری نیست
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
باغ بی برگی
که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سر به گردون سای
اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید
باغ بی برگی
خنده اش خونی است اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها، پاییز

کاش می‌شد هرشب
ساعت را عقب کشید
مثل آن شب در شروع پاییز
می خواهم
یک ساعت
بیشتر دوستت بدارم

پاییز بهاری است که عاشق شده است

نه بهار و نه تابستان
هیچ کدام زیبایی که من در چهره پاییز دیده ام را ندارند

و تابستان شبانه می‌رود
و عقب کشیدن ساعت‌ها
فقط دل کندنمان را
سخت‌تر می‌کند
از این فصل خاطره انگیز..

من و یک پاییز و یک مهر در جاده ای پر پیچ و خم از برگ های نم پاییزی
کمی مه و کمی بوی آتش
چه لذتی داشت اگر تو هم کنارم بودی …

دوباره شب که می‌رسد
پر از ستاره می‌شوم
دوباره واژه‌های خیس
پر از ترانه می‌شوم

دوباره ماه می‌شوم
دوباره باغ می‌شوم
مهتاب اگر نشد، نشد
خودم چراغ می‌شوم

دست هایتان را آماده کنید
پاییز نزدیک است
باید گره بخورد در دست های
کسی که سال ها انتظارش را کشیدید
جان عزیزتان پاییز را دونفره آغاز کنید

چه شاعرانه است فریادشان زیر پاهایمان! برگ هایی که روزی برای آرامش به سکوتشان پناه میبریم… پاییزتون مبارک

همه برگ‌ های تقویم را
به دنبال تو شمرده‌ ام
برگ‌ های سیب
برگ‌ های انگور
پاییز اما
فصل خرمالوست
فصل گس تنهایی

پاییز مرا عاشق می کند، باران عاشق تر
حالا تو بگو این باران پاییزی با من چه می کند؟

پاییز بهار دوم است که هر برگش یک گل می باشد

پاییز را ساده منگر
پاییز
اتحاد جنون آمیز برگ است با نور
عاشقانه برگی ست که
هم رنگ خورشید شده است

برایت فصل های پاییز زیادی را آرزو می کنم
زیرا پاییز زیباترین زمان از سال است
که می توانی اوقات خوش تابستان را به یاد آوری و منتظر روزهای روشن تر باشی

پاییز شده و خرمالو های لبانت گل انداخته
مرا به نوبرانه ای گس مهمان کن

نفس عمیق بکش و چشمانت را ببند
آرامش طبیعت را احساس کن
اجازه بده آرامش در ذهنت جریان پیدا کند
بگذار زمزمه باد در گوش هایت بپیچد
در شب آرام پاییزی

نوعی هارمونی در فصل پاییز وجود دارد و درخششی در آسمانش است
که در فصل های دیگر نه شنیده می شود و نه دیده

برگ ها وقتی عمرشان می گذرد چقدر زیبا می شوند
چقدر در روزهای آخرشان روشن و رنگانگ هستند.

چشم به راه توام پاییز
از بهار و تابستان گرم نشد آبی
بیا پاییز جادوگر
طلایی کن سبزینه برگ های درخت آرزوها را …

پاییز دلگیر نیست
دلم گیر پاییز است …

غم انگیز است پاییز و غم انگیز تر
وقتی تو باشی و من برگ ها را با خیالت تنها قدم بزنم …

گوش کن
صدای نفس های پاییز را میشنوی؟
و این زیباترین فصل خدا می آید
دوست من
غم و اندوهت را
به برگ درختان آویزان کن
چند روز دیگر می ریزند

چه سخت هم پاییز باشد؛
هم ابر باشد ،
هم باران باشد !
هم خیابان خیس …
امـــــا نه تـــــو باشی
نه دستی برای فشردن باشد
نه پایی برای قدم زدن باشد
و نه نگاهـــی برای زل زدن … !

پاییز در راه است
ابرها کم کم می آیند
کوچه ها یک بند میخندند
خیابان ها پر از عاشقانه
و پاییز را بیشتر از آنچه که هست
دوست داشتنی می کند
یک موسیقی آرام بخش
که صدای خش خش برگ های زیر قدمت باشد

به یاد رسم دلتنگی به یاد لحظه هایم باش
در این پاییز تنهایی تو تنها آشنایم باش

موهایت را رها نکن
پائیز است
باد می آید …
بوی موهایت را با خود می برد
و برگ ها عاشق تر می شوند

چقدر خوب بود یک بار پاییز
دل به دلم می داد
برگ هایش به درخت می چسبیدند
و تو به من

پاییز از چشمان من شروع شد
از برگ ریزان دلم
از نارنجی سکوتم
که مشت مشت دلتنگی به آسمان می پاشید

دفتر نقاشی خدا همیشه زیباست
اما فصل پاییز رابرای دل خودت
آرام تر ورق بزن و تمامی رنگ ها را به خاطر بسپار
که عشق لابلای همین رنگ های زیباست

مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد
روح زندگی را برای خویش نگه می دارد

پاییز فصل آمدن شکوفه ها نیست
پاییز فصل سبز شدن درختان نیست
پاییز فصل جیک جیک گنجشکان نیست
پاییز فصل با تو بودن است
در هوای بارانی اش تو را در آغوش میگیرم
تا بهترین خاطره ی من از یک روز بارانی شود

فصل باد و برگ فصل رنگ و رنگ و رنگارنگ
فصل مشق و مشق عشق و عشق انار
فصل باز باران با ترانه
فصل شیدایی و مهر و مهرگان
فصل یلدا و چله
پاییز، پادشاه فصول بر همه مبارک باد !

وقت خریدن لباس های پاییزی دقت کنید
لباس هایی با جیب های بزرگ به اندازه ی دو دست
شاید همین پاییز عاشق شدید

پاییز تنها فصلیه که از همون اولین روزش خودشو نشون می ده
کاش همه انسان ها مثل پاییز باشن
تا از همون روز اول رنگ و روی اصلیشون رو نشون بدن

پاییز آمد
زمانی که خاطرات شیرین گذشته ی خودم را با تو به یاد می آورم
پاییز همچون بهار دل انگیز می شود

پاییز زیبا و عروس فصل هاست
برگ ریزان درخت و خواب ناز غنچه هاست
خش خش برگ و نسیم باد را بی انتهاست
هرچه خواهی آرزو کن
فصل فصل قصه هاست

پاییز تفسیر زیبایی ست
وقتی که
تو در کنار من قدم میزنی …

برای من که دلم چون غروب پاییز است
صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است …

اندکی بر زیر این باران پاییزی بمان
ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند !

بد موقعی دیدمت
وسطِ پاییز
زیر باران ..
اصلا محال بود
عاشقت نشوم

بهترین قسمت پاییز و زمستون
بیرون آوردن لباسای گرم و پیدا کردن پول از توی جیباشونه

از تو کتاب فصلها پاییز خانوم بیدار شد
چارقدشو سرش کرد مشغول کار و بار شد
دوید میون باغو گرما رو جابه جا کرد
باد سرد شیطونو راهی کوچه‌ها کرد
با دستای جادوییش درختارو جادو کرد

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *