به خاطر تو هم شده همیشه آبی می مانم
به خاطر تو هم شده تمام روزهای بعد از این مهربانتر خواهم شد
دلم میخواهد زودتر دستهایت را بگیرم
زودتر روی دستهایم تکانت دهم بخوابی
زودتر برایت با زبان کودکانه قصه بگویم
بهانه بگیری و من کلافه شوم
بریزی
بپاشی
و من حرص هایم را سر بیخیالی خالی کنم…
نازنین فرزندم
دیگر در بین ستاره ها به دنبال درخشان ترین ستاره نیستم
کوچک رویایی من
دنیا اگر خودش را بکشد نمیتواند
به عشق من به تو شک کند.
تمام بودنت را حس می کنم…
حاجتی به استخاره نیست
عشق ما… عشق من به تو
عشق تو به من
یک پدیده است…
دخترم / پسرم ! وقتی که به تو نگاه میکنم
آخه فقط خدا میتونسته
پسرم
زندگی من!
سوسوی امید درمن
روشنی من
من میتوانم هرکاری انجام دهم
بله، هرکاری
فقط برای تو!
فرزدم یعنی لبخند در هجوم گریه ها
آرامش وقت بی قراری ها
عاشقانه اي هنگام غروب
دختر یعنی تفسیر جمله ي دوستت دارم
یعنی خدا هم زیباست
عجب نقاشی خوبی اسـت
دختر یعنی دختر، مادر، معصومیت تا بی نهایت …
من تو را بیشتر از هر چیزی دراین دنیا دوست دارم پرنسس زیبا و کوچولوی من! هرکاری خواهم کرد تا مطمئن شوم کـه تو بـه شیوه درستی بزرگ میشوی
نمیتونم وجود خدا رو منکر بشم
موجودی رو به زیبایی
این روزها به خاطر داشتنت
بی اغراق لبریز از عشق و محبت هستم
اما دلم بی وقفه بهانه گیر است
مثل زمانی که تو با تمام وجود چیزی را طلب می کنی
و من از ترس آسیب رسیدن به تو آن را پنهان می کنم
فرزندم
تمام سیاره های کهکشان ها
اینروزها بـه خاطر داشتنت
اما دلم بی وقفه بهانه گیر اسـت
فرزندم!!
آن قدر برایشان خوب باش که اگر روزی هر چه بود گذاشتی و رفتی
نفس من ناز دلم
نفس من بـه نفس شـما بنداست
كوچک رويایی من
دنيا اگر خودش را بكشد نميتواند
به عشق من نسبت به تو شك كند
تمام بودنت را حس می كنم
فرزندان شیرین تر از جانم
دوست داشتن تان بزرگترین نعمت دنیاست
مرا شاد میکند و لبخند را بـه دنیایم هدیه میکند
حتی اینروزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز دراین دنیا دوست دارم
فرزندم
تمام سیاره های کهکشان ها
فرزندم
آرزویم این است :
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی
عاشقِ آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه
با تمام رنگین کمان های آسمان
و گوشه گوشه جهان فقط یک جمله مینویسم
مادر بودن حس عجیب و خاصی اسـت
حسی فوق العاده زیبا اما در عین حال وحشتناک ….
دخترم/پسرم
عشق دل و ناز من
درست مانند این اسـت کـه یک لحظه چشمانم را بستم و بعد از بازکردن دیدم کـه تو کاملا بزرگ شدی
زمان بـه سرعت می گذرد و من فقط میخواهم زمان را کمی کندتر کنم
دوستت دارم پسرم تا ابد …
دلایل بودنم را مرور میکنم هر روز
آخرین باری که شمردمشان
فرزند یعنی
درکنار همسر خوب
میخواهم به خورشید بفهمانم
تو زیبا تری
اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم
اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم
اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت می کردم
اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم
ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق
اما هر چه هستم دوستت دارم فرزندم
فرزند خوب و مهربانم
آغشته به “تو” میشود
روحم ، نفسم ، بند بند وجودم
وقتی در حصار دستانت بوسه باران میشوم…
با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم فرزند عزیز تر از جانم!
به خاطر تو هم شده همیشه آبی می مانم
به خاطر تو هم شده تمام روزهای بعد از این مهربانتر خواهم شد
دلم می خواهد زودتر دستهایت را بگیرم
زودتر روی دستهایم تکانت دهم بخوابی
زودتر برایت با زبان کودکانه قصه بگویم
بهانه بگیری و من کلافه شوم
بریزی
بپاشی
و من حرص هایم را سر بیخیالی خالی کنم
اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم
اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت می کردم
آخرین باری که شمردمشان
آنهم وجود تو بود فرزند نازنینم
فرزندم
آرزویم این است :
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی
عاشقِ آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه
کوچک رویایی من
به عشق من نسبت به تو شک کند
پسرم / دخترم
از این پس همه چیز تکراریست
