نقــاش خــــوبی نــــبودم
اما
ایــن روزها
به لطـف تــــــــــو
انـــتظار را
دیـــدنی میکــشـم …
هر قطره باران که به صورتم میخورد، احساساتی عمیق نسبت به تو را در قلبم زنده میکند.
آه که این دوری چه عذاب آور است.
زیر رگباراین باران آتش نبودنت هر لحظه مرا میسوزاند.
همسرم دلتنگت هستم.
غم یعنی … منتظر متن کسی باشی که قرار نیست به تو پیامی بده
من سنگ که نیستم، فراموش کنم
آرام بِایستم فراموش کنم
خندیدنمان میرود از یاد، ولی
من با تو گریستم؛ فراموش کنم؟
هر لحظه ای که با تو نیستم احساس می کنم به اندازه ابدیت طول می کشد
خاطره
یک پیراهن خالیست
که اندازهی هیچکس نمیشود !
باید آویزانش کرد در باد
و با رقصش پیر شد…
هر شب رأس ساعت دلتنگی
پرده اتاقت را كمی كنار بزن
حرف هایی هست که
نمی شود گفت
من سال هاست هر کسی
میپرسد خوبی
فقط سرم را تکان میدهم
و این ناگفتنی ترین حرف من است …
تق تق …. کسی خونه نیست؟
من یه پیام دلتنگی از طرف همسرت هستم.
یار زندگی تو بدجوری دلتنگت شده.
من اینجام تا بگم همسرت دوستت داره و هر لحظه منتظره که برگردی.
روزگار غریبیست
آدم ها یک روز دورت میگردند
روزی دیگر دورت میزنند
یک روز ازت دل میبَرند
روزی دیگر دل میبُرند
یک روز تنهاییت را پر میکنند
وقتی خوب وابسته ات کردند
به جای اینکه درکت کنند
ترکت میکنند …
تو همیشه در ذهنم هستی
دلم برای چهره زیبایت تنگ شده عشقم
لذت عاشقی را آدم و حوا بردند ،
نه رقیبی بود
نه گذشته ای
نه حسودی و
نه بدخواهی
دو عاشق و یک جهان!
دلم میخواهد
حال خوبِ شان را…
معشوقه شیرین من!
هنگامی که پا به زندگی من گذاشتی روزهایم را از تاریکی عمیق تبدیل به روشنایی مطلق کردی.
تو مانند الماسی در میان زندگی من میدرخشی.
هر لحظه که از تو دور باشم دلتنگت میشوم.
کم نامه ی خاموش برایم بفرست
دارم خفه می شوم در این تنهایی
لحظه هایی هست که دلم واقعا برایت تنگ می شود
من اسم این لحظه ها را همیشه گذاشته ام
دلتنگی شبیه تو نیست
هرجا دلش خواست می نشیند
گاه جلوے آیـــــنه مــے ایستـــم…
خودم را در آن می بـینـم …
دســت روے شانـه هایــش مــے گذارم
و مے گویــم: . . . . چه تحملــے دارد … دلــت …
دلتنگی برای آغوش گرمت مرا دیوانه میکند.
برای آن لبخندی که موقع ترک خانه بدرقه راهم میکردی.
برای بوسه ای که گاه به گاه به گونه ام میزدی.
برای برق چشمانت در لحظه هایی که باهم از عشق میگفتیم.
دلتنگی دیوانهام میکند.
برگرد.
هر دقیقه به اندازه یک ساعت می گذرد
هر ساعت به اندازه یک روز
هر روز به اندازه ابد
اما من به اندازه ابد و یک روز برای تو منتظر خواهم ماند
عزیزم الان کجایی؟
چه کار میکنی؟
تو هم مثل من منتظری ؟
من این روزا منتظرم تا دوران این فاصله به پایان برسه و من و تو دوباره کنار هم باشیم.
ثانیه ها رو میشمارم و با خودم فکر میکنم چقدر دیگه مونده تا همسرم رو در آغوش بگیرم.
بدون که دلتنگت هستم و فکرت یه لحظه از ذهنم بیرون نمیره.
از شیشه های مه گرفته
باران، برف، سرما و دلتنگی
من مانند پازلی هستم که وقتی تو نیستی یک قطعه آن گم شده است
من را کامل کن و جاهای خالی را پر کن عزیزم
عزیزم!
در این لحظه من دلتنگ ترین همسر دنیا هستم و بیشتر از این نبودنت رو تاب نمیارم.
همین حالا تو رو میخوام.
میخوام که کنارم باشی.
میخوام که وجودت رو حس کنم.
میخوام که با حضورت آرامش رو به من برگردونی.
دوستت دارم و دلتنگت هستم.
تو باید از افکار من بیرون بیای و میان بازوانم جا بگیری
جایی که به اون تعلق داری، لطفا برگرد …
مغزم به تو فکر میکنه،
چشمام دنبال تو میگرده،
قلبم ولی میگه که تو شلوغ ترین روزها و بیخواب ترین شبهام همیشه با منی.
دلتنگتم همسر عزیزم.
اگر چه با کسی نیستم اما هرگز تنها هم نیستم
چون تو همیشه در قلبم، روحم و رویاهایم حضور داری
خورشید هنوز صبح ها میدرخشه
و ماه شب ها رو روشن میکنه.
اما نبودن تو باعث میشه روزا یه چیزی کم داشته باشن.
فاصله ما را از هم دور کرده
اما تو همیشه در قلبم هستی و من هر روز و شب به تو فکر می کنم
خیلی دلم برات تنگ شده عشقم
من توی فکر و خیالت زندانی شدم و تو کلیدهای این زندان رو با خودت بردی.
عزیزم برگرد و من رو از اینجا نجات بده.
دلم برات تنگ شده.
عشق تو زیباترین لذتی هست که تا به حال تجربه کرده ام و دلتنگی تو بدترین دردی است که تا به حال از آن رنج برده ام
خیلی دلم برات تنگ شده …
با هیچ کلمه ای قادر نیستم میزان دلتنگیم را برایت توصیف کنم.
خوشحالی من آنجاست که تو باشی.
همسر عزیزتر از جانم دلتنگت هستم.
من هرگز فکر نمی کردم که انقدر خوش شانس باشم که تو را در زندگی ام داشته باشم
روزها را می شمارم تا زمانی که دوباره دست تو را در دستم بگیرم
اینکه دلتنگت هستم برای این نیست که بدون تو احساس تنهایی میکنم.
من دلتنگت هستم زیرا حضور تو مانند هزاران ستاره زندگی تاریکم را روشن میکرد.
از زمانی که رفته ام هر روز دلم برایت تنگ می شود
وقتی برگشتم به تو ثابت می کنم که چقدر دوستت دارم
دلتنگ لبخند شیرینت هستم.
داتنگ نوازش پر مهرت هستم.
دلتنگ صدای آهنگینت هستم.
بیش از همه دلتنگ آن منی هستم که با تو بودم.
“گذشته” زمانی است که ما را به هم رساند
“حال” زمانی است که ما را از هم جدا کرده
و “آینده” تو را نزدیک من نگه می دارد
درست کنار قلبم
از وقتی بودنت برام ضروری شده، نبودنت منو شکنجه میده.
من بدون تو نمیتونم تنهایی رو تحمل کنم.
دلتنگم. برگرد.
هر بار که تو را می بینم بیشتر عاشقت می شوم و نمی توانم منتظر دوباره دیدنت باشم
دلم برات خیلی تنگ شده!
تو تنها کسی هستی که،
چشمم دوست داره اونو ببینه،
گوشم دوست داره صداشو بشنوه
و لبم دوست داره تو گوشش عاشقانه نجوا کنه.
همسرم، معشوق من، تو را بیشتر از هر کسی دوست دارم و دلتنگت هستم.
هر آهنگی که گوش می دهم به یادم می آورد که چقدر دلتنگت هستم و می خواهم تو کنارم باشی
هیچ کس هرگز نمی تونه جای تو رو در قلبم بگیره
تو تنها کسی هستی که من رو شاد می کنه
تو همه اون چیزی هستی که توی زندگیم نیاز دارم و من هنوز منتظر برگشتن ات هستم
بهتره تنها باشی تا با کسی باشی که به تو احساس تنهایی می دهد
هر روز مشتاقانه منتظرم تا تو از در وارد شوی و به من بگویی که دوره جدایی و دوری به پایان رسیده
فاصله به اندازه ای نیست که بتواند آتش سوزان قلبم نسبت به تو را خاموش کند
منتظر زمانی هستم که دوباره با هم خواهیم بود، دوستت دارم خیلی زیاد
وقتی بین بازوان تو هستم احساس می کنم در خانه ام و الان خیلی برای خانه غمگین هستم
دلم برات تنگ شده عشقم …!
فاصله برای عشق همانند باد برای آتش است
عشق های ضعیف را خاموش می کند و عشق های قوی را بیشتر تحریک می کند
عشق تو قدرت من است
دوست دارم عشقم
شمارش ثانیه ها تا لحظه ای که دوباره با هم باشیم تنهایی من رو تسکین نمی ده
دلم برات خیلی تنگ شده عسلم
همسر مهربانم
وقتی دلم برات تنگ می شه می فهمم
چقدر خوش شانسم که یه آدم فوق العاده برای دلتنگ شدن دارم
دلتنگی احساس قشنگیه
وقتی بدونی اونی که دوسش داری
هیچ وقت فراموشت نمی کنه
هر وقت دلم برات تنگ می شه دستم رو روی قلبم میزارم و تو رو توی قلبم حس می کنم
