متن غمگین در مورد مرگ (50 جملات زیبا از بزرگان در مورد مرگ)

مرگ سفری ناگزیر به دنیایی ناشناخته است. در حقیقت مرگ، پایانی بر زندگی دنیوی و آغازی بر سفری به دنیایی ناشناخته است. این پدیده طبیعی، از دیرباز مورد تفکر و تأمل انسان‌ها بوده و سوالات و ابهامات بسیاری را در ذهن آنها ایجاد کرده است.

مرگ سفری ناگزیر به دنیایی ناشناخته است. در حقیقت مرگ، پایانی بر زندگی دنیوی و آغازی بر سفری به دنیایی ناشناخته است. این پدیده طبیعی، از دیرباز مورد تفکر و تأمل انسان‌ها بوده و سوالات و ابهامات بسیاری را در ذهن آنها ایجاد کرده است.

مرگ یک چالش است
مرگ به ما می‌گوید که زمان را از دست ندهید.
مرگ به ما می‌گوید که همین الان به هم بگوییم که یکدیگر را دوست داریم

شما دو بار می‌میرید.
یک بار وقتی نفس کشیدن را متوقف می‌کنید
و بار دوم کمی بعد از آن هنگامی که کسی نام شما را برای آخرین بار می‌گوید.

حقیقتی که به دنبالش هستیم … حقیقت مرگ است. با این حال مرگ نیز یک جستجوگر است.
او برای همیشه به دنبال ماست و در آخر ما با هم ملاقات خواهیم کرد.
در نهایت همه‌ ما آماده‌ صلح با مرگ می‌شویم.

مهم نیست یک انسان چگونه می‌میرد
مهم این است که او چگونه زندگی کند.
افرادی که عمیقا زندگی می‌کنند ترسی از مرگ ندارند
پس زندگی‌ات را زندگی کن، کارهایت را انجام بده
و سپس در آخر کلاهت را بردار

مرگ شبیه آینه‌ای است که معنی واقعی زندگی را منعکس می‌کند
مردن آسان است، زندگی کردن است که سخت به شمار می‌آید
اجازه بده زندگی مانند گل‌های تابستانی
و مرگ مانند برگ‌های پاییزی زیبا باشد

مرگ سرنوشت مشترک همه ماست
همه ما روزی خواهیم مرد
هیچ کس نمی‌تواند از آن فرار کند
هدف این نیست که برای همیشه زندگی کنیم
هدف خلق چیزی است که برای همیشه خواهد ماند

ندای مرگ، ندای عشق است. مرگ می تواند دلپذیر باشد اگر به شکلی مثبت پاسخ آن را دهیم، اگر آن را به عنوان یکی از شکل های جاودانه درخشان زندگی و تحول بپذیریم.

امروز شما جدید هستید، ولی روزی که دور هم نیست شما نیز کهنه می‌شوید
ناراحت کننده است، ولی کاملا حقیقت دارد
درست است که هیچ کس نمی‌خواهد بمیرد، حتی کسانی که می‌خواهند به بهشت بروند
زمان هر کسی محدود است و هیچ کس نمی‌تواند نمیرد
مرگ مقصد مشترک و غیر قابل فرار همه‌ی ماست و‌
می‌توان گفت بهترین اختراع زندگی است

آخرین کلمات پیش از مرگ برای احمق هایی هست که به اندازه کافی حرف نزده اند. “کارل مارکس”

این مردن است که وحشتناک است، نه خود مرگ. “هنری فیلدینگ”

اگر بقای من موجب هلاکت فرد دیگری می شود، پس مرگ خوشایندتر و عزیزتر خواهد بود. “جبران خلیل جبران”

چه مهمانان بى دردسرى هستند مردگان،
نه به دستى ظرفى را چرک و نه با حرفى دلى را آلوده میکنند،
تنها به شمعى قانع اندو اندکى سکوت…

از مرگ نترسید
از این بترسید که وقتی زنده اید
چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت. “برتراند راسل”

تا زمانی که انسان از مرگ می ترسد، داشتن چیزی ممکن نخواهد بود. اما شخصی که از مرگ نترسد در زندگی همه چیز را بدست خواهد آورد

این ترسوها هستند که قبل از مردن بارها مرگ را تجربه می کنند.افراد شجاع فقط یک بار خواهند مرد

من اعتقادی به مرگ ندارم و بنابراین از آن نمی ترسم. مرگ دقیقاً مانند بیرون آمدن از یک وسیله نقلیه و وارد شدن به وسیله نقلیه دیگر است

هر شب، وقتی می خوابم، می میرم. صبح روز بعد که بیدار می شوم یک بار دیگر متولد می شوم

مرگ توانایی پرداخت همه بدهی ها را دارد

اگر مرگ نبود، زندگی هیچ اهمیتی نداشت همان طور که اگر بارش باران نبود تابش آفتاب معنایی نداشت

مهم نیست یک شخص چگونه می میرد، مهم این است که چگونه زندگی کند. زیرا خود مرگ برای مدت کوتاهی در ذهن ها باقی می ماند و در طولانی مدت از اهمیت چندانی برخوردار نیست ( اما تاثیر عمل و نوع زندگی طولانی مدت است)

فرار از مرگ برای هیچ شخصی امکان پذیر نیست. بنابراین آن چه برای ما مهم است این است که تا زمانی که زنده هستیم وقت خود را صرف خلق چیزهای خوب کنیم

نمی توان مرگ را مهم ترین خسارت در زندگی دانست. مهم ترین خسارت همان چیزی است که در درون ما می میرد

در حالی که زندگی ما مملو از احتمالات مختلف است، مرگ پایانی بسیار وحشتناک است

دوستم همیشه به من می گفت در صورتی که چیزی برای زندگی کردن به خاطرش ندارم، باید چیزی پیدا کنم که برای آن بمیرم

وقتی زمان مرگ من فرا می رسد می خواهم خودم به ملاقاتش بروم. بنابراین به من اجازه بده تا همان طور که می خواهم زندگی کنم

من می‌خواهم بعد از مرگم به زندگی خود ادامه دهم!
و به همین دلیل است که از خداوند سپاسگزار هستم که
این هدیه را به من داده است که می‌توانم از آن
برای توسعه خودم استفاده کنم و
آنچه در درونم وجود دارد را بیان کنم

جُستن، یافتن و آنگاه به اختیار برگزیدن
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش‌تر باشد
حاشا، حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

من نمی‌خواهم بدون هیچ زخمی بمیرم
همانطور که یک روز خوب خواب شادی به ارمغان می‌آورد
بنابراین زندگی خوب مرگ با شکوهی را به همراه دارد

این مرگ نیست که انسان باید از آن بترسد بلکه
باید از این بترسد که هرگز زندگی را آغاز نکند
انسان تا زمانی که از مرگ بترسد نمی‌تواند چیزی را در اختیار داشته باشد
پس من ترجیح می‌دم مرگی با معنی داشته باشم
تا یک زندگی بدون معنی

مرگ همیشه در کنار ما حضور دارد پس نباید از مرگ ترسید
در واقع مرگ مخالف زندگی نیست، بخشی از آن است
پس موضوع طول زندگی نیست، بلکه عمق زندگی است
افرادی که عمیقا زندگی می‌کنند ترسی از مرگ ندارند

اغلب انسان‌ها وقتی در انتهای زندگی به گذشته می‌نگرند
در می‌یابند که در سراسر عمر عاریتی و گذرا زیسته‌اند
بنابراین بشر با حیله امیدوار بودن فریب خورده و
در آغوش مرگ می‌رقصد

اگر باران نباشد چه کسی از خورشید لذت می‌برد؟
اگر شب نباشد چه کسی روز را آرزو می‌کرد؟
و اگر مرگ وجود نداشته باشد زندگی چه ارزشی دارد؟
پایان؟ نه، سفر اینجا تمام نمی‌شود

ﻭ ﻣﺮﮒ ﻣﺮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭ ﻣﺮﮒ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻔﺲ ﻧﮑﺸﯿﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ!
ﻣﻦ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺑﯿﺸﻤﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ‌ﺍﻡ ﮐﻪ
ﺭﺍﻩ ﻣﯽ‌ﺭﻓﺘﻨﺪ، ﺣﺮﻑ ﻣﯽ‌ﺯﺩﻧﺪ، ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ
ﻭ ﺧﯿﺲ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ، ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﺷﻌﺮ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺪ، ﻣﯽ‌ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ، ﻗﺮﺽ ﻣﯽ‌ﺩﺍﺩﻧﺪ.
ﻣﯽ‌ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻧﺪ

مرگ عادلانه‌ترین چیز توی این دنیاست
هیچکی تا حالا نتونسته از دستش فرار کنه
زمین همه رو می‌گیره.
مهربون‌ها، ظالم‌ها و گناهکارا رو، همه رو
اما غیر از این هیچ عدالتی رو زمین نیست

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *