“بی نهایت دوستت دارم” جملهای ساده، اما در عین حال عمیق و پرمعنی است که میتواند بیانگر عشقی باشد که فراتر از کلمات و تصورات است. این جمله، گویی از ژرفای قلب عاشق برمی خیزد و تمام وجود او را در بر می گیرد. در این جمله عاشق اعتراف می کند که عشق او به معشوق حدی ندارد و تا ابد ادامه خواهد داشت. این جمله بیانگر تعهد و وفاداری عاشق به معشوق است. عاشق با گفتن این جمله متعهد می شود که همیشه در کنار معشوق خود باشد و او را دوست داشته باشد.
دوست داشتنت تمام نمیشود و عطر آغوشت..
زیباترین انقلابیست
که هر شب در میان جانم
عاشقانه کودتا میکند! بی نهایت دوستت دارم
غیر ممکنه که بتونی عشق منو اندازه بگیری، توضیح بدی، بشمری یا به تصویر بکشی
فقط می تونی حسش کنی
دوستت دارم.
دوستت داشتم
دوستت دارم
و دوستت خواهم داشت
از آن دوستت دارم ها
که کسی نمی داند
که کسی نمی تواند
که کسی بلد نیست!
آدم دلش غش می کند
واسه دوستت دارم شنیدن های بی هوا
دوست داشتن تو
دوست داشتن تو
چه آرامشی در من است وقتی با منی
دور نشو، مرا از من نگیر
بینهایت دوست دارم از ته دل٬ دلی که پر پر میزنه
دوست دارم حتی اگه یه شب به خواب من نیای
این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت
دوستم داری ؟ را از من بسیار بپرس !
من، تو را
در تمام عمرم نداشته ام
بینهایت دوست دارم، از هر چه دوست
دوست تر از آنکه بگویم چقدر
خورشید بتابد یا نتابد
شب و روز من یکی شده
صندلیت را کنار صندلیم بگذار !
دوستت دارم عشق ابدیم
ببین چقدر در هم حل شده ایم
من خوابم نمیبرد
می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری…
و بی تو بودن مرا گریان…
چقدر این دوست داشتنهای بی دلیل خوب است…
فقط می بارد…آرام …شمرده شمرده…فقط می بارد…
هر چی بیشتر میگذره
بیشتر بهم ثابت میشه تو
قشنگ ترین اتفاق زندگیم بودی
دوست دارم تا بی نهایت …
خوبم!
خیلی خوب..
مگر میشود
به فکر تو بود و خوب نبود
تو را خیال داشت و بد بود
من خوبم قشنگ عزیز
به سماجت گنجشکهای اول صبح مىمانم
در بینهایت دوست داشتنت..!
من به مادرت هم
حسودىام میشود
موهاى ژوليدهات
صورت پُف كردهات
غُرولندِ اول صبحت
ديدن تمام اينها
صبح اول وقت
آخ كه عجيب میچسبد!
بودنت را دوست دارم … وقتی پنجه در کمرم حلقه میکنی و به آغوشت سفت مرا میفشاری و وادارم میکنی به هیچ کس فکر نکنم جز تو …!
همسر عزیزم
بیشتر از نوشتنِ آخرین
همسرم
دوست داشتنی ترین
چشمانت را می بوسم
لبانت را
پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
و تا کفشهای رفتنت جفت می شود
دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
چشامو وقتی تو بهشون نگاه می کنی دوست دارم،
قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،
«دوستت دارم» را
من دلاویزترین شعر جهان یافته ام
این گل سرخ من است
تو هم ای خوب من! این نکته به تکرار بگو
این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت
نه به یکبار و به ده بار، که صد بار بگو
«دوستم داری» را از من بسیار بپرس
«دوستت دارم» را با من بسیار بگو
نه آبم که رد شوم، نه سنگم که سفت !
من از جنس دلم، آدمم، دوستت دارم !
ترجیح می دهم که در قلب تو باشم تا در ذهنت
چرا که ذهن ممکن است فراموش کند ولی قلب هرگز
دوستت دارم
دم چشم هایت گرم
با آن دوستت دارم های عاشقانه اش
از زیر زبانت که نمی توان حرفی کشید !
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازهی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد همآواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
نمی دانم چه حسی هست این عاشقی
وقتی می نشینم، وقتی راه می روم، وقتی می خوابم
دوستت دارم
وقتی صدایی می آید
دوستت دارم
وقتی سکوت است
دوستت دارم
چه می کنی با من که چنین راحت همیشگی شده ای
ببخشید که دوستت دارم
ببخشید که ناگهان پیدایم شد
ببخشید که حس خوبی به تو دارم
ببخشید که بد بودم، کم بودم، یا دیر رسیدم
که انتظار زیادی از تو دارم
ببخشید که حتی
هر چند لحظهای کوتاه
نتوانستم بگویم دوستت دارم
ببخش و در یک قدمی دوست داشتن این پا و آن پا نکن
دیگر نمیخواهم فعلهایم ماضی شوند
نمیخواهم «دوستت دارم»، «دوستت داشتم» شود
در هر حال اما
ببخشید که من دوستت دارم
سلام علاقهی خوبم
علاقه جان من
میدانی!
دوستت دارم
به هزار هزار و هزاران هزار دلیل
دوستت دارم چون دوست داشتنَت حال میدهد
خوب است، کیف میدهد
چون موهایَت ناز بر شانه ات میافتد
می رقصد! در باد وِل میشود وُ میرقصم!
چون خندههایِ تو جان است
تو میخندی،
من تازه میشوم، روز نو میشود وُ
جهان تازه آغاز میشود
دوستت دارم، چون دوست داشتنَت مرا بزرگ میکند
بزرگ میشوم بزرگ دیده میشوم
دردهام خوب میشود وُ دلتنگیهام
انتظار،
انتظارِ اینکه دوباره بیایی
دوباره بگویی سلام
دوباره دوستت دارم مُدام
سلام،
می آیی برویم بهار بیاوریم،
آخر امسال دیر کرده است
میترسم!
با این زمستانِ بی برف وُ هوایِ دم کردهیِ محبوس
میترسم راه را خطا روَد وُ
به خانهیِ ما نیاید
چه قدر تو مهربانی!
چه خوب است که اینهمه دوستت دارم
زمانی که به تو می گم دوستت دارم از روی عادت نیست
این جمله رو می گم که یاد آوری کنم بهترین اتفاقی هستی که تا بحال برای من افتادی
