متن زیبا در مورد صدای یار [ 20 متن ناب و احساسی در مورد صدای یار ]

صدای یار، نغمه‌ ای دلنشین در عالم هستی است که جان و روح عاشقان را نوازش می‌ دهد و به آن ها شور و اشتیاق می‌ بخشد. این صدا، گویی کلید گنج عشق است که قفل‌ های غم و اندوه را می‌ گشاید و دریچه‌ های شادی و امید را به روی عاشقان می‌ گشاید.زمزمه‌ های عاشقانه یار، گویی نغمه‌ ای آسمانی است که در گوش جان عاشقان نجوا می‌ شود و آن ها را مجذوب خود می‌ کند.

صدای یار، نغمه‌ ای دلنشین در عالم هستی است که جان و روح عاشقان را نوازش می‌ دهد و به آن ها شور و اشتیاق می‌ بخشد. این صدا، گویی کلید گنج عشق است که قفل‌ های غم و اندوه را می‌ گشاید و دریچه‌ های شادی و امید را به روی عاشقان می‌ گشاید.زمزمه‌ های عاشقانه یار، گویی نغمه‌ ای آسمانی است که در گوش جان عاشقان نجوا می‌ شود و آن ها را مجذوب خود می‌ کند.

صدایی به رنگ صدای تو نیست
به جز عشق نامی برای تو نیست

ز خواب صبح دل خواهم کند
اگر صدای تو هر روز
جای ساعت عاشقانه در گوشم زنگ بزند

دلبر من اگر می‌ توانستم جای گل
صدایت را در گلدانی می‌ کاشتم

اگر از من بپرسی عشق چیست؟
می گویم که عشق صدای توست
که صد درد قلب مرا تسکین می دهد

آخرش یه روز یه نخ از بین صدات رد می کنم
می ندازم گردنم

هنوزم می زنه یهو به سرم
با خط غریبه یه زنگ بزنم
صداتو شده واسه یه لحظه بشنوم

من عاشق صدای تو
و نوع خندیدن
و لبخند زدن تو هستم

چقدر خوبه،

حتی تو بدترین شرایط…

صدای تو

و گل می دهد در هیاهوی باران

صدای خنده های تو

در لیوان بهار نارنج!

عطر صدای تو دلتنگم می کند

دوباره بچینم

صدای هر کسی مثل اثر انگشتش منحصر به فرده ،
برای کسی که از صدای محبوبش آرامش
می گرفته جایگزینی وجود نداره ،
به نظرم صدا مهم تر از دیدنه ،
ندیدن ِرو میشه تحمل کرد
ولی فکر اینکه
هیچوقت نتونی صداشو بشنوی
دیوونه ت می کنه……

نمی گویم عاشقت هستم
اما هرگاه احساس کردم حرفی در دلت بیقرار رها شدن است
گوشم را کنار لبت می گذارم
که صدای تو آرامش جان من است
حتی اگر حرف هایت آتش به جانم بزند

هر نتی که از عشق بگوید زیباست
حالا سمفونی پنجم بتهوون باشد
یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست

انگار خدا در صدایت کدئین تزریق کرده
با من که حرف میزنی
دردهایم را تسکین می دهی

باید کسی باشد
که تمام خستگی هایت نرسیده به آغوشش
در گرمای صدایش ذوب شود
با تو هستم باید باشی

اسکار بهترین صدای نامفهومم
تعلق میگیره به صداش
وقتی بغلشی و توی گوشت میگه
دوستت دارم

صدای تو

و گل می دهد در هیاهوی باران

صدایت را بفرست

از این تالاب بگریزم …

هیچ وقت فراموشت نمی کنم
هیچ وقت صدای تو
و صورت تو را فراموش نمی کنم
من هیچ وقت عشق تو رو فراموش نمی کنم

عطر صدای تو دلتنگم می کند
انگار پرتقالی را بارها چیده ام
دوباره بچینم و منتظر باشم
عده ای برای شکستن شاخه هایم بیایند
صدای تو پونه ای خشک است در دستانم
که هر چه بیشتر خردش می کنم
بیشتر عطرش زندگی را برمی دارد

قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد

یار من

رنگ صدای تو را دوست دارم
رنگ صدای تو سپید است
سپید مایل به عشق
با رگه هایی از آفتاب و باران
حرف بزن
من به ملودی خوش آب و رنگ صدای تو دل بسته ام

یار من

در آن دم که چون کهکشان، ابری از ماهتاب و ستاره‏

یار من

و از کدام تاریکی گذشته ‌اند

یار من

صدای تو برا ی من مانند
آواز اول صبح گنجشک های خیابان بالا ی خانه مان بود
که من را از شیرینی خواب اول صبح بی خیال می کرد

صدای تو همبفتی از مخمل آب و از طعم آتش‏

جهان در صدای تو آبی ست‏

‏در صدای تو آبی ست‏

وقتی که از پنجره ی حنجره تو‏ گذر می کند‏

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *