جملات دوست داشتن پنهانی، عشق یواشکی و دوست داشتن یک طرفه را با متن های خاص عاشقانه و غمگین در این بخش گردآوری کرده ایم.
عشق من ، قلبت را فشرده ام در آغوشم
نبینیم هیچ غمی را در سرنوشت
می ماند..اینجا…گوشه ی دلم..
نه تصویری از تو..نه تپش قلبی…نه اشکی..
چراغ های رنگی را دوست دارم
گلدان را دوست دارم
چی میشه واسه ی حالم..چشم به راه من بشینی
از شبا وقتی که خوابی..خوابای منو ببینی
چی میشه وقتی که تنهام..توی اوج بی قراری
تو بیای اروم کتارم..دستای منو بگیری
چی میشه وقتی که نیستم..بری گوشه ی اتاقت
از رو دلتنگی مثل من..گریه ها بیاد سراغت
خیلی دوست دارم تو این عشق حس کنم پای تو گیره
تا بهت میگم خدافظ دوست دارم گریت بگیره
هر وقت نتونستى کسى رو فراموش کنى؛
بدبختی بزرگی است که دیگری را
همچنان دوست بداریم.
تو نشاط نفس صبح پس از بارانی
جنگل ابری و در خاطره ها پنهانی
دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من هنوز گاهی
بین خودمان باشد
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام
دوست می دارم . . .
تو را به خاطر عطر نان گرم ، برای برفی که اب می شود
دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن
دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت
دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها
دوست می دارم
دوست داشتن تو در وجود من
با دوست داشتن خاک، آب، آفتاب و زندگی عجین شده است.
تو،
مثل
هوای درون ریههایم،
نور دیدگانم و
ضربان قلبم و
اندیشههای درون ذهنم هستی.
به هرچه فکر کنم به تو اندیشیدهام؛
هرچه ببینم، تو را دیدهام…
من را زیاد دوست داشته باش ” پدر ”
تو تنها مردی هستی ….
که دوست داشتنت بی دلیل است…
و بوسه هایت بوی صداقت می دهد… !!!
تو هیچوقت
که دلتنگ آدمها میشوی،
هر کی که بهت گفت دوست دارم ،
خیلی ها میگن بارون رو دوست داریم
در من
که دست از
چه احساس قشنگیه .. وقتی وجود عزیزی رو کنارت حس کنی
باهاش قدم بزنی
و صبح يعنی
اشتيـاقِ پنهانِ من
وقتی چشم هايَم
در دريایِ چشم هايـَت غرق شده
و روزش را لبخند ميزند .. !
چه شد در من نمی دانم
فقط یک لحظه فهمیدم
یک روز می بوسمت !
یک روز که باران می بارد،
یک روز که چترمان دو نفره شده
یک روز که همه جا حسابی خیس خیس است ،
یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ شده ،
ارامتر از هر چه تصورش کنی ،
…… اهسته می بوسمت….!!!
دوست داشتن
تا بتوانی به راهت ادامه دهی …
دوست داشتن واقعی
دلگیر میشوم وقتی فکر میکنم که عاشقانه هایی که برایت مینویسم
مثلِ چای هایی هستند که خورده نمیشوند!
یخ میکنند و باید دور ریخت!
دوست داشتنت
بهانهای بود برایِ «زندگی کردن»
و اکنون زندگی کردن، در حاشیه
«دوست داشتنِ» توست…
در دنیای من
همه چیز قابل انکار است
اِلّا
دوست داشتنِ تو
دوستت دارم
حرف های ساده سخت است ….
چرا پنهان کنم؟
عشق است و پیداست..هوشنگ ابتهاج
لبخند های شب را پاشویه کرده ام!
سپیده بسته ام به پیشانی ام…
کمی آنطرف تر…
صبح با چشم های تو …
به سمت خانه سرازیر می شود!
صدای ریزش آفتاب را …
در رگ هایم می شنوم…
تو امّا…
نزد عشق بمان!
عطر بوسه هایت بر لبانم…
حل خواهد شد…
پنهان كردن تو
كار ساده ای نیست
مثل شوق كودكی بعد خرید
كفشی نو
مثل شنیدن ربنا بوقت افطار
مثل
هربار متولد شدن تو
در من…
همیشه می گفت…
«تو ستاره آسمانِ منى» …
می گفتم «من آسمانِ ستاره توام ؛ …
ستاره آرزو هات…
خیال هات ، در من است»
می گفت «نه ، ستاره دست نیافتنی تر است
آسمان همه جا روی سر آدم پیداست …
اما ستاره خیلی وقت ها می رود لای ابر ها …
نمی شود پیداش کرد…
ستاره که باشی همیشه قدرت را می دانم…
می گفتم «من آسمانِ ستاره توام» می خندید.
وقتی که رفت فهمیدم ستاره دست نیافتنی تر است،
حالا هر شب ، لاى ابرها می گردم …
تا پیدایش کنم و بگویم
«ستاره دست نیافتنی تر بود ، حق با خودت است »
و من
این حجم از
مردهایِ زیادی…
با خیالِ من خوابیده اند…
با چشم بسته…
مرا سر تا به ناخن….
عریان دیده اند…
گیسوانِ سیاهم را ناز کرده اند
نازم را کشیده اند…
خوابم را دیده اند
خواب دیده اند
شبهای زیادی…
به دنیا پشت کرده ام
سیگار کشیده ام…
کنارِ بغضهایم درد کشیده ام…
برایِ آغوشی که نیست …
آه کشیده ام…
یکی از این شبها تو میآیی…
خواب دیده …
خواب دیده ام…
چطور میشود؟
قلبی را پنهان کرد
که این همه عاشق است؟
باید امشب …
لبِ من با لبِ تو جور شود…
تا خدا نیز به فکر افتد و مجبور شود
اشعار فاضل نظری
دلتنگی را باید گفت، حتی اگر طوری به جان خودت و واژهها بیفتی که مردم فکر کنند دیوانهای !
و دوست داشتن را باید گفت ، حتی اگر مردم فکر کنند دیوانهای هستی که از شدت دلتنگی به جان خودت و واژهها افتادهای
امروز هم …
می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟
لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه :
کاهی دوست داشتن پنهان بماند قشنگ
باید درک کرد باید فهمید دوست داشتن
و
هر صبح
یک آدم دیگر
در من جان می گیرد
و به دوست داشتن تو ادامه می دهد…
شب که آرامتر از پلک…
تو را میبندم…
شبها که طلوع می کند خورشید
بی شمارش دقیقه ها
درس خواندی؟
حال شما …؟
باران که میبارد…
باید آغوشی باشد…
پنجرهی نیمه بازی…
موسیقی باران…
بوی خاک…
سرمای هوا…
گرهی کور دستها و پاها…
گرمای عریان عاشقی…
صدای تپش قلبها…
خواب هشیار عصرانه…
باران که میبارد… باید کسی باشد
شب بخیر های تو
ملافهی مستیست
که روی بیداریها میکشم
تا رنجها گمان کنند خوابم….
باید ببینمت !
پیوسته نام تو بود
من حلالت کرده ام…
شب خوش، بخواب، اما بدان…
آهِ من در سینه ام، امشب تقلا میکند…
پر از دردم پر از کینه پر از غصه
پر بودم ز عشق و مستی
وقتی یکی و دوسش داری باید انقدر جرات داشته باشی که بری بهش بگی…
نه اینکه یواشکی نگاش کنی؛ عکساشو برداری، خیلی نرم و زیر پوستی باهاش رفتار کنی و فکر کنی که چیکار کنی؟!
دوست داشتن گفتن میخواد، جرات میخواد، دوست داشتن دل میخواد…!
وقتی این حس در تو بوجود میاد
یعنی توانایی اینو داری که اونو به طرز شگفت اوری؛ ورای تمام آدمهای روی زمین دوست داشته باشی…
پس باید دوست داشتنتو فریاد بزنی
وقتی دلت تنگ میشه بی دلیل و بی چشم داشت از هرکسی و هر نفری زل بزن تو چشماش و بگو:دلم برات تنگ شده
دوست داشتن نگهداری میخواد،
دلیل میخواد
مرد میخواد!!!
وقتی نمیتونی بدستش بیاری پس امتحان جنگیدن رو از خودت نگیر!!!
برای بدست اوردنش بجنگ!!!
نه مثل بچه ها برای ازدست دادنش گریه کنی!
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است !
من یاد گرفتم دوست داشتن
چرا خیلی ها و خیلی های دیگر
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم ، تو را دوست دارم
