در پهنه هستی، شاهد شگفتی های بی شماری هستیم که هر کدام گویای قدرت و عظمت بی انتهای خداوند هستند.
خدا همیشه و هر لحظه با توست
خدا هیچ وقت تو رو به حال خودت رها نمی کنه…
مادربزرگم همیشه می گفت
ننه دعا کن اما اصرار نکن
خدا اگه واست بخواد هیچ کس جلودارش نیست
خدا جای شب و روز رو
عوض می کنه که بگه
هیچ حالی دائمی نیست
ناامید نشو و بهش اعتماد کن
تو می تونی بشکنی
می تونی ناراحت بشی
اما همیشه یادت باشه
که خدا هرگز تو رو تنها نمی گذاره
باید از سمت خدا معجزه نازل بشود
تا دلم، باز دلم، باز دلم دل بشود
قشنگیش همینه که خدا بهت نمیگه
اما یدفعه با معجزه اش غافلگیرت می کنه
به خدا اعتماد کن گاهی بهترین ها را
بعد از تلخ ترین تجربه ها به تو می دهد تا قدر
زیباترین چیزهایی که به دست آوردی را بدانی
خدا یه سری قانون خاص داره که اگه به اونها عمل کنی معجزه هاش رو میبینی. در واقع وقتی به قوانین عمل کردی دیگه اسم اتفاقایی که برات رخ میدن معجزه نیست چون تو میدونی چرا به وجود اومدن.
بعضی آدمها وارد زندگی ات می شوند که می توانی آنها را معجزه خدا بدانی. انگار قبل از آنها تمام رابطه هایی که داشته ای و تمام کسانی که اطرافت بودند سوءتفاهمی بیش نبودند. آنها طوری لبخند را به لبت می آورند، طوری تو را به زندگی امیدوار می سازند و طوری تو را عاشق خود میکنند که تو به معجزه بودن آنها ایمان می آوری. امیدوارم در زندگی تک تک تان چنین معجزه ای رخ دهد.
کلید خانه ی دلت را به دست او بده و دلت را به حضورش قُرص کن تا هیچ کمبودی تو را از هم نپاشد
خدا آن حس زیباییست که در تاریکی صحرا
زمانی که هراس مرگ میدزدد سکوتت را
یکی آهسته می گوید
کنارت هستم ای تنها و دل آرام می گیرد
می خواهی معجزه خدا را ببینی؟ پس به او ایمان داشته باش. عده ای می گویند خدایا در زندگی ام معجزه ای میخواهم، معجزه ای که همه چیز را تغییر دهد، معجزه ای که برایم اتفاقات خوش و زیبایی را به ارمغان آورد اما دقیقاً بعد همین حرف ها ایمانی که باید در دل داشته باشند را از خدا سلب کرده و به غیر متوصل می شوند. برای دیدن معجزه خدا تنها روی او حساب باز کن، توجه ات را از غیر بردار و چشم امیدت را به دستان خدا گره بزن آن موقع میبینی که اتفاقات شیرین زندگی چگونه معجزه وار برایت یکی پس از دیگری رخ خواهند داد.
وقتی از اینکه آنچه را می خواستی بدست نیاوردی افسرده ای
خداوند در فکر دادن چیز بهتری به تو می باشد . . .
خداوند در اندوه و خنده
در تلخی و شیرینی است
در پشت همه چیز
یک هدف الهی وجود دارد
بنابراین حضور الهی در همه چیز هست
زمان هایی فرا می رسد
که تصور می کنی همه چیز به پایان رسیده است
اما خیلی غیرمنتظره نوری نمایان می شود در زندگیت
و خدا معجزه اش را نشانت می دهد
خدایا در سخت ترین روزهای زندگی ام
صدایت کردم و سختی ها بر من آسان شد
معجزه دقیقا آن لحظه ای آمد
که فکرش را هم نمی کردم
نور آمد، راهم روشن شد
سختی، آسان شد
شب رفت، روز آمد
قوی شدم در اوج سختی ها
تو را باور دارم و من چه خوشبختم از این باور
نگران فردایت نباش
ما اولین بار است بندگی می کنیم
هر صبح
سطر اول همیشه این است :
خدا آن حس زیباییست که در تاریکی صحرا
زمانی که هراس مرگ میدزدد سکوتت را
یکی آهسته می گوید
کنارت هستم ای تنها و دل آرام می گیرد
قبل از سکانس حضور تو،در زندگی ام
حتی معنی عشق را هم نمیدانستم
ممنون بابت بودنت،
که معجزه ای شد برای دل عاشق من
بستگی به این داره که ما چقدر بهش توکل کردیم و چقدر بهش ایمان داریم. بسته به میزان ایمانمون به خدا، معجزه هاش رو هم می بینم.
چه حس خوبیه …
حسِ داشتنِ تٌ
تو همون معجزه ای هستی
که تو اوج خستگی وقتی بهت فکر میکنم
نسبت به همه چی دوباره امیدوار میشم 🙂
همون حس خوبی که هر چی میشه
میگم فدا سرم یکی رو دارم که
حتی فکر کردن بهش برام آرامش بخشه…
آرامشه وجودمه….
دل و وجودم به بودنت گرمه
عشق ترین عشقِ رو زمین
مرسی که مال منی…
” خدایا ” تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم
تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم
تو را وفادار دیدم و بی وفایی نمودم ولی هر کجا که رفتم سرشکسته بازگشتم
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم
اما…
تو مرا چه دیدی که همچنان معجزه گر زندگی من، بخشنده و توبه پذیر و مشتاق بنده ات ماندی ؟
آرامش در زندگی
بلکه تجربه حضور خداست !
شکرگزار باشید که لباسی برای پوشیدن
غذایی برای خوردن
و جایی برای خواب دارید
خدایا از تو معجزه ای می خواهم معجزه ای بزرگ
در حد خدا بودنت
تو خود بهتر میدانی معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند
وقتی از اینکه آنچه را می خواستی بدست نیاوردی
افسرده ای فقط محکم بنشین و شاد باش
خداوند در فکر دادن چیز بهتری به تو می باشد
خدا هر روز یک مشت معجزه در جیبش می ریزد
و می آید و در نزدیک ترین جا به تو ملحق می شود
جایی به نزدیکی رگ گردنت
او از بس به تو نزدیک است
در آستینت معجزه پیدا می کنی
و به پیامبری تازه مبعوث بدل می شوی
با یک مشت پر از معجزه که از آستینت در آمده
