در این بخش گلچین متن در مورد سن و سال را گردآوری کرده ایم. در ادامه کپشن و استوری درباره رفتن جوانی و جملات سنگین درباره پیر شدن و گذر روزگار را ارائه کرده ایم.
مردها شبیه به شراب میمانند؛ برخی از آنها به سرکه تبدیل میشوند ولی اکثر آنها با افزایش سن بهتر میشوند.
زندگی هیچگاه به این اندازه اهمیت نداشته است؛ به طوری که صدای زنگهای تولد با سر و صدای بالا به گوش میرسند.
دوران طلایی، پیش از ما است نه بعد از ما.
من ایدههای بسیار زیادی اما وقت بسیار کمی دارم. انتظار دارم که تنها صد سال زندگی کنم.
هر آنچه که تاکنون یاد گرفتهام را از سن سی سالگی به بعد یاد گرفتم.
تعداد کمی از زنان، سن خود را قبول میکنند. تعداد کمی از مردان بر اساس سن خود رفتار میکنند.
تولدهای ما، بالهای وسیع زمان هستند.
سنین بالا: حس آرامش و آزادی. زمانی که شور و اشتیاق در انسان کم میشود، شما نه تنها از یک هیولا بلکه از تعداد زیادی از آنها فرار کردهاید.
مثل کسی که هزاران سال برای زندگی کردن وقت دارد، زندگی نکن بلکه مانند کسی باش که انگار هر روز از زندگی، آخرین روز از عمرش است.
آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
از سر کشته خود میگذری همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف
آفتابیست که در پیش سحابی دارد
من که بینم گذر عمر در این اشک روان
هوس سایه بید و لب جو، از چه کنم؟
هر دم از رهگذری زنگ سفر میشنوم
تکیه بر عمر چنین بسته به مو، از چه کنم
چنان زندگی را سخت گرفته ایم گویی سال ها قرار است باشیم !
کاش یاد بگیریم رها کنیم، بگذریم گاهی باید رفت، دل به ساحل نبندیم، باید تن به آب زد، ما به آرزوهایمان یک رسیدن بدهکاریم، زندگی کوتاه است ……
گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایه سودای جهان
عمرست چنان کش گذرانی گذرد
زمان چیز عجیبی ست
در شادی هایمان شتاب می گیرد و در اندوه مان انگار کش می آید و متوقف می شود
گذر عمر را نگریستم
هر روز منتظر فردا بودم و تند تر می دویدم که به فردا ها برسم
امروزها را هم از دست دادم برای فردا هایی که هیچ وقت به دست نیامد
زمان برای آنان که انتظار می کشند بسیار کند می گذرد
برای آنان که می ترسند بسیار سریع می گذرد
برای آنان که غمگین هستند بسیار طولانی است
و برای آنان که شادی می کنند بسیار کوتاه است
اما برای آنان که عشق می ورزند تا ابد ادامه دارد ….
هرگز نمی توانی در زمان صرفه جویی کنی اما همیشه از آن استفاده خواهی کرد
خواه عاقلانه یا احمقانه … انتخابش با توست!
“بنجامین هاف – نویسنده”
دور جوانی بشد از دست مـن آه
قوّت سرپنجه شیری گذشت
جوانی ، سرمایه بی بدیل هست ، بر شانه های من نشسته و مرا به آینده ای روشن می برد
و چشم های خوش بین همیشه اش ، هیچ مقصدی را دور نمی انگارد
تمام هستی ، در دست های من است و آرامش و خاطرجمعی بی پایان گام هایم بر عرصه خاک ، به هر سو می رود.تمام آرزوها ، همه ی امیدها و باورهای آسمانی ، درمن به یقین میرسند و شادمانی هایم را هیچ هراس آینده ای به لرزه نمی اندازد؛ زیرا که من جوانم
