در این بخش متن در مورد درد تنهایی و دوری از عشق را با جملات پر غصه عاشقانه و احساسی گردآوری کرده ایم.
مرا دردی است دور از تو،
که نزد توست درمانش…
عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست؟
عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است
ندارد درد من درمان دریغا
بماندم بی سر و سامان دریغا
درین حیرت فلک ها نیز دیر است
که میگردند سرگردان دریغا
اگر اندک اندک دوستم نداشته باشی
من نیز تو را از دل میبرم
اندک اندک
اگر یکباره فراموشم کنی
در پی من نگرد
زیرا پیش از تو فراموشت کردهام
پابلو نرودا
شکایت از که دارد قلب من؟ داد از که میخواهد؟
که من در آنچه با من کرد بیدادی نمیبینم
خوشا بیراهه را با عشق طیکردن که فهمیدم !
همیشه آخر هر راه آبادی نمیبینم
دعا کن مرگ من را از غم عشقت رها سازد !
وگرنه تا قیامت روی آزادی نمیبینم .
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت / با صدایش آشنایم کرد و رفت
نوبت اوج رفاقت که رسید / ناگهان تنها رهایم کرد و رفت
درد باید درد باید درد درد / درد دل می کش که درد دل دواست
نعمت الله درد دردش نوش کرد / آفرین بر وی که او همدرد ماست
دارم از دوریت می میرم ، تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم ، نفسامی که هنوزی
وُجُودَت
تَسکینی ست بَرایِ
قَلبِ پر از آشُوبَم
گاهی از شب ها متنفر می شوم
تازه ساعت ترافیک دلتنگی ها شروع می شود
نه می توان خوابید
نه می توان بیدار ماند
فقط می توان،
هر لحظه با درد مُرد…
با خاطراتت هجوم می آوری
وهی آتش به من تعارف می کنی
و من هی نخ به نخ
روشن می کنم درد را
و می کشم ….
خوشبخت ترین
مخلوق خواهی بود
اگر امروزت را
آن چنان زندگی کنی
که گویی نه فردایی
وجود دارد برای دلهره
و نه گذشته ای برای حسرت…
امروزت را زندگی کن
فردا را فکر نکن
شادی امروزت را از دست نده
آنقدر بخند که آسمان دلت
از ستاره بارور شود
این بار تو
دنیا رو به بازی بگیر…
تنها به غمم تسکین بخشد غزل حافظ
آنجا که چه زیبا گفت، داد از غم تنهایی
من از طبیب و پرستار هر دو آزادم دوای درد من این درد بیدوای من است
آه دکتر! سرِ من درد بزرگی شده است
بره ی لعنتی ام عاشق گرگی شده است
آه دکتر! لبِ او «صبر و ثباتم» می داد
بوش «وقت سحر از غصه نجاتم» می داد!
