در این مطلب متن در مورد ارزش زن و مجموعه ای از دلنوشته های عمیق احساسی زنانه زیبا را گردآوری کرده ایم.
در سرزمین من
به نام هیچ زنی نیست
من زنم، یک انسانم
برای باغیرت بودن باید وجود داشت
زن که باشی ترس های کوچکی داری !
و از خیابان های بدون عابر می ترسی !
یادمان باشد که خشونت افسانه نیست
و همیشه تا نزدیک گوش خود نبینیم اش
من یه زنم …
زنی خالق
زن وقتیکه دوست بدارد، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه، مهربانی، نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد.
بعضی از زنان نقطه ضعفی در مقابل کفش ها دارند، من اگر لازم باشد می توانم پابرهنه راه بروم. من نقطه ضعفی در مقابل کتاب ها دارم.
اپرا وینفری
دلم حضور مردانه می خواهد
نه اینکه مرد باشد نه … مردانه باشد
حرفش
قولش
فکرش
… نگاهش
قلبش و …
آنقدر مردانه که بتوان تا
بینهایتِ دنیا به او اعتماد کرد
تکیه کرد
تو را نمیدانم، ولی من،
هنوز تنهاتر از تنها منم من
همون بیگانه از خود درتنم من
اگر زیبابه قامت پیرهنم من
پراز احساس عاشق بودنم من
به خود می بالم از اینکه زنم من
تو یک زنی…
لباس خوب بپوش !
برای خودت غذای خوب بپز !
خودت را به صرف قهوه ای در یک خلوت دنج میهمان کن !
برای خودت گاهی هدیه ای بخر !
وقتی به خودت و روحت احترام می گذاری ..
احساس سربلندی می کند
آنوقت دیگر از تنهایی به دیگران پناه نمی بری و اگر قرار است انتخاب کنی
کمتر به اشتباه اعتماد می کنی یادت باشد ….
برای یک زن عزت نفس غوغا میکند!
هستن دخترایی که نگران پاک شدن آرایششون نیستن
چون آرایش ندارن
هستن دخترایی که وقتی یه پسر. پولدار میبینن دلشون نمی لرزه
چون دلشون دله نه ژله
هستن دخترایی که با دیدن ماشین پسرا کف نمیکنن
چون اینا دخترن نه دلستر…
دستش را بگیر …
با عشق نوازشش کن
دعوتش کن به یک رقص
بگذار با قدمهایی که به سویِ تو میآید
از خودش دور شود .
شاید نمیدانی
آغوش یک مرد
گاهی
دنیایِ زنی را خراب میکند !
گاهی ، آباد
… دستش را بگیر
نوازشش کن
دعوتش کن به یک رقص
حواست باشد
دنیای یک زن هیچ وقت خبرت نمیکند
” به مردی که زبانِ سکوت زن را بفهمد ، باید گفت خدا قوت “
دل هیچ اقیانوسی
در تلاطم ِ جزر و مد نمی افتاد .
و اگر خورشید
اندام ِ زنانه اش را عریان نمی کرد
کدامین آفتابگردان
سوی ِ چشمش را
بر کشیدگی ِ خط ِ چشم ِ آفتاب کش می داد !
و حتی وقتی برای ِ انسانها
کلمه ی ِ “زندگی ”
با حروف “زن ” آغاز می شود
دیگر این ملامت ِ ما چیست
که چرا آدم
از دست ِ حوا سیب خورد !
زن زیبـاســت …
چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است…
چه آن زمان که…
خود را می آراید از پس همه خستگیهایش…
چه آن زمان که فریاد می زند
بر سرت و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را مبینی…
چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده
و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند…
زن زیباست..
آن زمانی که …
خسته از همه تُهمت ها و نابرابریها باز فراموشش نمی شود؛
مادر است، همسر است.
زن زیباست …
زمانی که
زمانی که لطافت جسم و روحش را توأمان درک کردی …
زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی …
زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی …
آری زن زیبـــــاست…
اگر بفهمى…
من یک #زنم!
مهمان نوازم اما مهمانپذیر نیستم…
زاده شده ام تا اقامتگاه ابدی مردی باشم
که نام کوچکم را بستاید
و نام خانوادگی اش تاج برسرم بگذارد!
قد و قامتش سپربلایم باشد
و دست هایش
سردی و گرمی روزگار را
از صورتم بشوید!
آری من زنم ! مهمانپذیر نیستم
من #زنم باران که می آ ید هوایی
می شوم
درسرم فکرت که میپیچد سنایی می شوم
پشت دیوار #غرورم یاس پنهان کرده ام با دلم بدتا نکن ،روزی، دوایی می شوم .
