بی تو تهران چیست؟
آسمانی تیره، بُرجی کج، دماوندی کثیف
اندازه کل تهران حالم ترافیکه
به تهران که می رسم
می شنوم
تهران
چقدر ستاره بر فراز آسمان تو
تهران زنی بود
که از تو
یادش بخیر بام تهران با تو پراز قرار بود و خاطره!
تناقض تهران امروز را دوست دارم.
ضحاک اژدهایی است که در کوه دماوند در بند است
از بوی دود و آهن و گِل مست می شود
جنــگ و جــنون و زلــــــزله؛ مــرگ و گرســنگی
پیشم نباشی گریه می کنم
تو بام تهران با چشای خیس
میترسم از این شهر لعنتی
از کافه های دنج با کلاس
شب های تهران رو دوست دارم
قدم بزنیم تو سرمای زمستون…
حالا تو برای من بیشتر از یک خاطره،
یک خیابانِ صبور با انگشتان کشیده ی غمگین.
اگر دود نبود
تهران همین را به
وقتش شده به خانه برگردی
شالیزارها خشکشان می زند،
میترسم اینکه گمت کنم
دریاچه چیتگر بدون تو
تهران شلوغه دستمو بگیر
اینجا منو دور از تو میکُشه
بعد از تو هی سیگار،هی سیگار،هی سیگار
دیگر خالی خالی ام
من شعر می نویسم…
به تو نیاز دارم
تهران به خیابان_ولیعصر
می بوسمت یک روز در میدان_آزادی
می بوسمت وقتی صدای تیر ها خوابید
شاعر می گوید
ولی باران این چیزها
برج میلادش برج عالم است
میدان آزادی
لاله زار،
تهران
دلم پرُ است… پرُ است از تمام تهرانها
سکوت خودرو ملی… سمند خاموش است
