همهی ما در زندگی روزهای تلخ و شیرین بسیاری را دیدهایم. در بسیاری از مواقع نیاز به یک حامی و پشتیبان داشتیم، خانواده به عنوان یک تکیهگاه و حامی همیشه پشت ما هستند. عشق پدر و مادر به فرزندان، یک عشق خالص و بی منت است. در بسیاری از مواقع پدر و مادر هزاران هزار فداکاری در حق فرزند میکنند. با وجود اینکه شاید خودشان اذیت شوند و به ضرر آنها باشد، اما نمیتوانند لطف و محبت به فرزند خود را دریغ کنند. ما در این بخش از تاپ ناز، جملات و متن های زیبای تقدیر و تشکر از زحمات پدر و مادر عزیز را در این بخش گردآوری کرده ایم. این جملات برای تشکر از زحمات پدر و مادران عزیز با متن های ادبی و احساسی می باشند.
دختری مادرش ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ
مادر ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ, نمی توانست ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ,
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ زن ﭘﯿﺮ را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ,
ﻭ دختر ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ ودر عوض غذا را به دهانِ مادر میگذاشت,
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ مادر ﻏﺬﺍیش ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ, دختر ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ مادر ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ,
ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ, سر و وضعش را مرتب کرد ﻭ عینکش ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ,
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩِ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ, ﻭ آنان را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ
دختر ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ مادر ﺭﺍﻫﯽ
ﺩﺭبِ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ.
ﺩﺭ این هنگام خانم پیری ﺍﺯ ﺟﻤﻊ
ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ;
دخترخانم ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمی کني ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟
دختر ﭘﺎﺳﺦ داﺩ; خیر خانم***فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ گذﺍﺷﺘﻪ باشم.
ﺁﻥ زن ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ ;
ﺑﻠﻪ, دخترم. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ
ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ دخترﺍﻥ
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪٔ مادرﺍﻥ
و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ
ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ
کاش سوره ای به نام ‘مادر’ بود که آن گونه اولیه میشد;
قسم بر بوی دستانت, که بوی خانه و آشپزخانه میدهد
و قسم بر چشمان همه ی ي ي وقت نگرانت
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ي کوه را لرزاند
و قسم بر غربتت,
که
بهشتِ زیر پایت, گوارای وجودت
«زنده باد همه ی ي ي يِ مادران در قید حیات و خوشحال باد روح تمامیِ مادران عزیز سفر کرده»
خاک زیر پاتم مادر
پدر و مادر عزیزم
برای تشکر از شما
به دنبال قشنگترین واژهها و کلمات میگردم.
اما واژهها چقدر فیقر هستند و کم بضاعت
فقط میگویم
دوستتان دارم
و در همین دو کلمه دنیایی نهفته است!
خونه ي بابا
همون جاییه که کلیدش رو هیچکس نمیتونه ازت بگیره
همون جاییکه چه ساعت 3 صبح بیای چه ساعت 3 عصر از آمدنت خوشحال میشوند
گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهد
جز گپ ریز ریز با مادرم
هی من حرف بزنم
هی او چای تازه دم بریزد
هی چای ام سرد بشود
هی دلم گرم
آنجا که چای سرد میشود
و دلت گرم خانه مادر است
و گاهی دلم هیچ نمیخواهد
جز شنیدن نصیحتهای مکرر و هزار باره پدرم
و کل کل کردنهای من
و دوباره نصیحتهای دلسوزانهی او
حواسمان باشد
حواسمان به چروک هایِ دور چشم مادرانمان و لرزش دست های پدرانمان باشد
حواسمان به ترشدن های گاه و بیگاه چشم های کم سو و دلتنگی شان باشد
حواسمان باشد که آنها خیلی زود پیر میشوند
حواسمان باشد خیلی زودتر از آن چه فکرش را میکنیم از کنارمان میروند
حواسمان باشد به دلگیری غروبهای تنهایی شان
حواسمان باشد که آن ها تمامِ عمر حواسشان به ما بوده
به آرام قد کشیدنمان بوده , به نیازها ونازهایمان بوده
آنها یک روز آنقدر پیر میشوند که حتی اسمهایمان را هم فراموش میکنند
حواسمان به گرانترین و بی همتاترین عشقهای زندگیمان
به ‘بابا’ به ‘مامان’ ها خیلی باشد
خیلی لطفا
یادم میاد بچه که بودم بعضی وقتها با برادرم یواشکی بابامو نگاه میکردیم
که ساعتها با دست مشغول جمع کردن آشغالهای ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود.
من و برادرم حسابی به این کارش میخندیدیم، چون میگفتیم ما که هم جارو داریم، هم جارو برقی.
چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم
یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم…
برای همه پدرها و مادرها، آرزوی سلامتی و طول عمر دارم.
بیمحبت مادر
مثل راه بیمقصد
میدونی بزرگترین درد دنیا چیه؟
اونای که تا دیروز بزرگترین پناهگاه و درمون دردهات بودن
امروز، توی روزگار پیری
اگه تنها بمونن درد میکشن.
اونها پدر و مادرن…
تو رو خدا مواظبشون باشین…
پدر عزیزم شما در تمام مراحل زندگی همچون تکیه گاهی مطمئن در کنارم بودید. با راهنماییهایتان، چون چراغ راه افروز در طی این مسیر مرا یاری کردید. مادر مهربانم شما برای به ثمر رساندن تواناییهای بالقوهام از شیره جان مایه گذاردید و چون باغبانی دلسوز زحمت مراقبتم را برای رسیدن به این مرحله شکوفایی به جان خریدند.سپاسگزار کسانی هستم که سرآغاز تولد من بودهاند.
مـادری نـاراحت کنار پسـرش نشسته بود
تـو دومیـن زن زیبایی هستی کـه تـو عمرم دیدم
ادعای عشق میکنیم
و فراموش کردهایم
رنگ چشمان مادرمان را
و دستان پینه بسته پدرمان را!
بیایید قدر این فرشتههای آسمانی را بیشتر بدانیم.
یادش بخیر
بیـماریت چیه؟
من بودن را در شما و شما را در حیات میبینم، پدرم که در طول تحصیل تنها یار و راهنمای من بود. مادرم که همواره با دلسوزی مشوق من بوده است، من عشق را در قلب پر مهر شما و زندگی را در پاکی چشمان شما میبینم. شما مقدسترین و مهربانترین عشق در زندگی من هستید. پدر و مادر عزیز و مهربانم
برای تمام یاریها و پشتیبانیها بینهایت سپاسگزارم.
داشتـم با پدرم جدول حل میکردم
اتفاقا دو حرف اولشـم در اومده
تـو 10 سالگی
تـو 15 سالگی
بـه سلامتی مادر و پدرم کـه هزار بار ترک برداشتن و یکبـار دم از شکست نـزدند. کهنه را پـوشیدن و ذوق لباس نـو را به مـن بخشیـدن غـرورم را خریـدند. یکبـار مغـرورم نگشتن و پـرواز یـادم دادن و پـریدنـم را نگریـستن. پـــدر و مادر مهربانم مـن از شـما مـن شدم و هستیم از هسـتی شـماست،دستانم را بگیرید که بزرگ کودکتان هنوز غرق درنیاز بـه شماست.
بـه سلامتی مادر و پدرم
و یکبـار دم از شکست نـزدن
