متن تبریک روز پدر؛ پدر یکی از شخصیت های مهم زندگی هر فردی می باشد که سالهاست با بودنش به زندگی روح می بخشد، پدر تنها کسی است که باعث می شود بدون شک باور کنیم فرشته ها نیز می توانند مرد باشند. امسال روز مرد مصادف شده با ۱۵ بهمن ۱۴۰۱ روز شنبه که می توانید روز پدر را با خانواده خود جشن بگیرید. امروز در پارسی دی بهترین و زیبا ترین متن ها در مورد متن تبریک روز پدر؛ متن تبریک روز پدر از طرف دختر؛ متن تبریک روز پدر از طرف پسر؛ متن تبریک روز پدر کوتاه؛ متن تبریک روز پدر احساسی؛ متن زیبا برای تبریک روز پدر را می توانید مشاهده کنید.
که روی سکو نرفت…
،باید دختر باشی تا بفهمی پدر تنها مردیست که دوست داشتنش بی دلیلست وبوسه هایش بوی صداقت میدهد💞
باید دختر باشی تا بدانی بدون پدر دنیا چقدر بی رنگ است.💞
صدای کلید انداختن به در خونه
وقتایی که با پدر سپری میشه
فلانی برای شوهرش چه خریده؟ جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ؟
برای شکسته شدن غرورش آمده
پدرم بهار است
گل از گلم می شکفد
که فرو می نشیند تا دیگری پرواز را تجربه کند
همان بزرگ مردی است
به جز تو از همه دنیا بریدم
ببوسم پینه دستان پاکت
.
که بر پشتِ پریشانیِ توست
نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن…
مهر یعنی پدر…
هرچه که هستی کوه یا عشق… مهر یا صبر روزت مبارک♥️
پدر یعنی اشک پنهانی
هزاران غم پشت لبخندت
پر مهر چون صدای پدر😍
انرژی بخش چون یاد پدر😍
دلسوز و راهنمای بچه ها
🍃 بابا، یکی از بزرگترین انگیزه هام برای تلاش کردن اینه که بتونم زحماتت رو جبران کنم و خوشحالیت رو ببینم😌
🍃 شما قهرمان من زندگی من هستی و می مونی🥰
گاه سقفی بالای سر
#روز_پدر_مبارک ♥️
که برایم زحمت کشیدی
و خیالت برایم تکیه گاه است
داستان زندگی بدون قهرمان بی معناست🥲
.
با تو سبزم،گل بهارم،ای پدر
ای پدر
پدر یعنی تکیه گاه همیشگی
ممنونم که مثل کوه پشت و پناه ، مایه دلگرمی ،قوت قلب و دلیل شادیهای منی
با تمام وجود دوستت دارم.
و پیشانی بر خاک میگذارم و خداوند را شکر می کنم
پدر جان عاشقانه “دوستت دارم” و دستانت را می بوسم
مینویسم مرد…
مینویسم مرد..
همان که نبودنش مرگ غرورمان را رقم زد
اندوه بار بر سرمان هوار میکشد
ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین
روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان
روز پدر مبارک❤
در میان دستان بزرگ پدرت قرارمی دادی
امروز او از تو نه دستان بزرگت را می خواهد نه گام های استوارت را!
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی
پدرم درد نداشت ، چشم نمناکَش به خواب اَبَدی رفته بود
پدرم پرواز کرد ، خود او شد پَرِ پروانه ی شَهر
