متن تبریک روز مولانا ( شعرهای زیبای مولوی و متن تبریک روز مولانا )

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

متن تبریک روز مولانا را در تاپ ناز آماده کرده‌ایم. روز بزرگداشت مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی، در تقویم ایران در تاریخ ۸ مهر ثبت شده است. این روز به مناسبت سال جهانی مولانا که در سال ۲۰۰۷ توسط یونسکو نامگذاری شد، به این شاعر بزرگ اختصاص یافته است.

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

روز بزرگداشت مولوی گرامی باد

یک ساعت عشق صد جهان بیش ارزد

یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی

خوبی و کرم را چو نکو بنیادی

یکدمی بالا و یک دم پست عشق

روز بزرگداشت مولانا مبارک

برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات

چه چسبیدی تو بر زمین چون گل تر

ماییم که از باده‌ی بی‌جام خوشیم

گویند سرانجام ندارید شما

معشــوق تــو همسـایه و دیــوار به دیوار

8 مهر روز بزرگداشت شاعر گرانقدر مولوی گرامی باد

گر شرم همی از آن و این باید داشت

ور آینه وار نیک و بد بنمائی

از گریه کسی ندیده خاموش مرا

از بهر خدا مکن فراموش مرا

رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم

گفتا که نه تو مردی گفتم که بلی اما

بر قضای عشق دل بنهاده اند

گرامی باد روز بزرگداشت مولانا

من آن مولای رومی ام که از نطقم شکر ریزد

روز مولوی مبارکباد

من از عالم تو را تنها گزیدم

روز مولانا خجسته باد

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

جان من و جهان من، روی سپید تو شده‌ست

از تو برآید از دلم، هر نفس و تنفسم

اینجا کسی است پنهان

باغی به من نموده ایوان من گرفته

مستی و عاشقی و جوانی و یار ما

هرگز ندیده چشم جهان این چنین بهار

من ذرّه و خورشید لقایی تو مرا

بی‌بال و پر اندر پیِ تو می‌پرم

روزها فکر من این است و همه ی شب سخنم

ای خوش ان روز که پرواز کنم تا بر دوست

نردبان این جهان ما و منی است

لاجرم هرکس که بالاتر نشست

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

معشوق تو  همسایه و دیوار به دیوار

در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک

روز بزرگداشت مولانا مبارک

مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست

گر لباس قهر پوشد چون شرر بشناسمش

ای در دل من، میل و تمنا، همه ی تو!

هر چند به روزگار در می‌نگرم

گفت ای یاران زمان آن رسید

جمله برخیزید تا بیرون رویم

دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی

خواب شبم ربوده‌ای مونس من تو بوده‌ای

گفتم صنما مگر که جانان منی

مرتد گردم گر ز تو من برگردی

هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست

نوبت خانه گذشت نوبت بستان رسید

بشنو این نی چون شکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

روز بزرگداشت مولوی گرامی باد

زرد شدست باغ جان از غم هجر چون خزان

بی‌ عشق نشاط و طرب افزون نشود

صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد

بیا کامروز ما را روز عیدست

بزن دستی بگو کامروز شادی‌ست

عمر که بی‌ عشق رفت هیچ حسابش مگیر

۸ مهر روز گرامیداشت مولوی بر عاشقان مبارک باد

من پیر فنا بدم جوانم کردی

می ترسیدم که گم شوم در ره تو

ای دوست قبولم کن و جانم بستان

با هرچه دلم قرار گیرد بیتو

روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک

ببین در رنگ معشوقان نگر در رنگ مشتاقان

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *