در این بخش متن و جملات بی محلی با مضامین کنایه آمیز و تیکه دار را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.
این مطلب شامل متن های فاز سنگین، پیامک بی محلی و بی اعتنایی و کنایه آمیز است و امیدواریم که مورد توجهتان قرار بگیرد.
اینی که من دارم می کشم ، درد بی تو بودن نیست …
تاوان با تو بودنه !
این اس ام اس رو میزنم به سلامتی همه بی معرفتا
و نمیدونن ما مات رفاقتشون هستیم
سعی کن در زندگی یکرنگ باشی ، فرش هزار رنگ را همه زیر پا می اندازند
مرام فقط مرام گاو،چون نگفت من گفت ما…..رفیق فقط کلاغ نه بخاطر سیاهیش به خاطر یه رنگیش………معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکی بودنش…
زمانی آرزوی هر روز دیدنت را داشتم،
اما هر روز ندیدنت آرزوی امروز من است . . !
تو که هیچ توجهی به چشم خیسم نداری
نارا حرف من نبود، حرف دلم بود، چی می گی؟
ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم
از زشتى کردار دگر خسته شدیم
جلو کوه داد بزنی محبت بر میگرد محبت!
تو از سنگم کمتری؟؟
دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید
باد
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
عزیــــــــــزم فکر نکن با رفتنت جات خالیه …
نه تنها جات خالی نیست بلکه سر اینکه کی بیاد جات بشینه دعواست !!! بعله …
دلم میخواست الان پیشم بودی
دوتایی اینقدر هندونه میخوردیم که شامون بگیره
می خواهم گیاه خوار شوم از دستت….بس که مرا خر فرض کردی!!!
تنها نشسته ام و چای مینوشم و بغض میکنم
هیچکس مرا به یاد نمی آورد
این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی
و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم . . .
طلوع بی شمار معرفت باش
به شهری که رسومش بی وفائیست
سرم سرگرم تصویر تو گشته
به آن حدی که اسمش بی نوائیست
هی
باتو ام که بی محلی می کنی
گوش هایت را گرفتی
با نگاهم چه میکنی؟
چشمانت را بستی
با نفس های مقطع ام چه میکنی؟
گیرم که رفتی!
و نفس هایم را در سینه ام خفه کردی
آخر ای رویای همیشگی
با خاطرات مان چه می کنی؟
این روزها قدم که میزنم ، منحرف میشوم به سمت چپ !
در قلب من چیزی سنگینی می کند مدام …
باید بیرون بیندازمت …
یه وقتایی به جایی میرسی
جز آرامش
میان دست من و تو هزار فرسنگ است
سراغ چشم ترم را چرا نمی گیری
سیگارت را
با او
روشن
کن
تکلیفت را
با من
نـــه نمیــــدانــــی!
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
پشتــــــــ ایـن چهــــره ی آرام،
در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد!
نـــه نمیــــدانــــی!
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
ایـــن آرامــش ظــاهــر و ایــن دل نــا آرام
چقــــدر خستـــــــه ام میـــکنــد…!
خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان
باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان
روز اول که سرشتند به گل پیکرشان
سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان
نه حرفی برای گفتن …
نه امیدی برای ماندن …
نه پایی برای رفتن …
نه تمایلی برای دوباره ساختن …
تو از اول هم هیچ نداشتی !
سلام ای بی وفا ای بی مروت
سلام کردم نگی تو بی وفایی
زنگ زدند؛ رفتگر محله بود. گفت: ((آقا این عکس رو دیشب توی زباله های شما پیدا کردم.)) عکس تو بود.
دلم هوای خودم را کرده است
ایــن روزهـــا
بیشــتر از هــر زمــانی
دوسـت دارم خــودم باشــم !!
دیگــر نـه حــرص بدســت آوردن را دارم
و نه هـــراس از دســت دادن را ..
هرکـــس مـــرا میـــخواهد بـخـــاطــر خــودم بخواهــد
دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت ..
همین…
تمـــام غصــه هــایــی را کـــه بــرایـــت خـــوردم!
بـــالا مــی آورم
طـــعـــم بـــیهودگـــی مــیــداد…!
یک جام پر از شراب دستت باشد ، تا حال من خراب دستت باشد
چه فرق می کند وسوسه سیب یا حوا … برای کسی که آدم نیست
از زشــتی کردار تو هم خسته شدم
بی معرفتی دیده و بشکسته شدم
پژواکم و در ســـینه صد کوه اســـی
بی مهری و غم دیدم و لب بسته شدم
من بی تــو
شعر خواهم نوشت
تـــو بی من
چه خواهی کرد؟
اصـلا
یـادت هست
که نیستم…
آدما وقتی تو را خشمگین می سازند که یا برات مهم اند و یا خودت را برای آن ها مهم می دانی . . .
من خیلی وقت است که خشمگین نمی شوم . . . !
چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟
با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟
گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست
تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟
این بار تو بگو
دوستت دارم
آسمان را گفته ام به زمین نیاید
سیگارت را
با او
روشن
کن
تکلیفت را
با من
نشسته ام….
_ کجا؟
…کنار همان چاهی که تو برایم کندی….
عمق نامردی ات را اندازه می گیرم
زنگ زدند؛ رفتگر محله بود. گفت: ((آقا این عکس رو دیشب توی زباله های شما پیدا کردم.)) عکس تو بود.
به اندازه ی تمام سه نقطه های دنیا با تو حرف داشتم
اما
نقطه.
چه فرقی می کند وسوسه سیب یا حوا … برای کسی که آدم نیست
گریه” تر “میکنه
باید مهربان “تر” میشدی
گناه نامهربانیت به گردن گریه نینداز
نشسته ام….
_ کجا؟
…کنار همان چاهی که تو برایم کندی….
عمق نامردی ات را اندازه می گیرم
همیشه به من میگن مثل بچه ی آدم رفتار کن…… من نمیدونم مثل هابیل باشم یا قابیل!؟
به اندازه ی تمام سه نقطه های دنیا با تو حرف داشتم
اما
نقطه.
فکر میکردم تو همدردی!
ولی نه!
تو هم دردی
مـثـل تـــار مــوهایـش
ایـن بار
دوسـتـت دارم هایم را
پـشـت گـوشـش انداخت
و
رفــت
