در این بخش مجموعه ای از جملات و متن های ادبی عاشورا و ماه محرم (اشعار شهادت امام حسین و یارانش در کربلا) را گردآوری کرده ایم با ما همراه باشید.
باز در جان جهان یکسره غوغاست حسین
این چه شوری ست که از یاد تو برپاست حسین
این چه رازی ست که صد شعله فرو مرد و هنوز
روشن از داغ تو ظلمت کده ماست حسین . . .
لبیک یا حسین علیه السلام
اي ان کـه غمت مسئله آموز من اسـت
شور غم تو در دل پرسوز من اسـت
روزی کـه حسین! بر تو من گریه کنم
قسم بـه تو کـه بهترین روز من اسـت . . .
ایام سوگواری حسینی تسلیت باد
تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست
این جلوه ي جان در همه ی عالـم باقیست
ازنـالـه ي نـیـنــوای یـاران حسـیـن
همواره بـه لب زمـزمه ي غم باقیست . . .
وحشت گرفته بود
تمام وجود اعضای زمین را
و خون میگریست آسمان
و عشق را کشته بودند
فرشتگان گریه میکردند
کسی نبود صدای کودکان را بشنود
گریه شان را ببیند
آرامشان کند
قیامت بود
عاشورا..
چشم کبوتر خیس است از غم، زیرا رسیده ماه محرم
بر شانه از درد یک کوه دارد
عاشورا قرارگاه عشق اسـت و پناهگاه عاشقان
عاشورا تکلیف اسـت و عاشورایی شدن عمل بـه تکلیف
عاشورا مجمع عمومی حماسهسازان هستی اسـت
عاشورا از جاذبه ها دل کندن و بـه جذبه دوست رسیدن اسـت
و هیچ نقطهاي در هویت هستی نیست کـه از حرکت و شعر و شعور عاشورایی خالی باشد
عاشورا يعني قطرات اشكي كه حسين براي فرداي اهل بيت خويش ريخت، عاشورا يعني جمع كردن خارهاي بيابان در شب تاريك،
يعني سيراب كردن كودك شيرخواره با سرانگشتان پيكاني تي،
عاشورا يعني ضجه هاي كودكاني غريب درصحرايي سوزان،
يعني فرو رفتن خارهاي بيابان در پاهاي كودكانه اي كه به دنبال عشق نداي لبيك سرداده بودند،
يعني اوج مردانگي و ايستادگي،
يعني تجسم تمام غيرت هايی كه در چشمهاي نجيب عباس سو سو ميزد،
عاشورا يعني دلدادگي به سرچشمه پاكيها،
عاشورا يعني صداي گريه هايي كه از سر تشنگي در گلو خفه ميشد،
يعني پر كردن مشك آب در عين عطش،
يعني پرپر شدن و دم بر نياوردن،
يعني به آسمان پرتاب كردن خون گلوي شش ماهه اي كه از تشنگي به چشمان پدر خيره شده بود،
يعني دفن كردن تمام احساس خويش در پشت خيمه ها،
عاشورا يعني وادع آخرين خواهري خسته با برادري از جنس نور،
يعني عين صداقتي كه در آسمانها نظير نداشت
آنها کـه تن بـه هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند،
مرده هاى خاموش و پلید تاریخند
و ببینید آیا کسانى کـه سخاوتمندانه با حسین بـه قتلگاه خویش آمدهاند و مرگ خویش را انتخاب کردهاند
در حالى کـه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود
و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندنشان بود
تأویل نکردهاند و مردهاند؛ این ها زنده هستند!
آیا انها کـه براى ماندنشان تن بـه ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند،
کدام هنوز زندهاند؟
سلام بر سرزمین تفتیده کربلا؛ سرزمینی که سراپای آن را عشق گرفته است؛ سرزمینی که خاکش شفابخش دردهای بی درمان است؛ سرزمینی که جگرگوشه علی و زهرا را در خود جای داده است؛ سرزمینی که صدای «هیهات من الذله» حسین در آن به آسمان رفت و سقف آسمان ها را شکافت؛ سرزمینی که در آن امامی ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر داد و کسی جز تیغ های شمشیر و تیزی نوک نیزه ها پاسخش را نداد.
کربلا، یک تکه از جغرافیای زمین و عاشورا، یک گوشه از گذشت زمان نیست تا در اوراق تاریخ گم شود
و هر از چند گاهی دستی آن را ورق بزند
یا شاعری آن را بسراید
یا مرثیه خوانی آن را به عزا بنشیند!
کربلا، نماد همه تاریخ و عاشورا، آرزوی همه زمانهاست.
شورا يعني قطرات اشكي كه حسين براي فرداي اهل بيت خويش ريخت، عاشورا يعني جمع كردن خارهاي بيابان در شب تاريك،
يعني سيراب كردن كودك شيرخواره با سرانگشتان پيكاني تي،
عاشورا يعني ضجه هاي كودكاني غريب درصحرايي سوزان،
يعني فرو رفتن خارهاي بيابان در پاهاي كودكانه اي كه به دنبال عشق نداي لبيك سرداده بودند،
يعني اوج مردانگي و ايستادگي،
يعني تجسم تمام غيرت هايی كه در چشمهاي نجيب عباس سو سو ميزد،
عاشورا يعني دلدادگي به سرچشمه پاكيها،
عاشورا يعني صداي گريه هايي كه از سر تشنگي در گلو خفه ميشد،
يعني پر كردن مشك آب در عين عطش،
يعني پرپر شدن و دم بر نياوردن،
يعني به آسمان پرتاب كردن خون گلوي شش ماهه اي كه از تشنگي به چشمان پدر خيره شده بود،
يعني دفن كردن تمام احساس خويش در پشت خيمه ها،
عاشورا يعني وادع آخرين خواهري خسته با برادري از جنس نور،
يعني عين صداقتي كه در آسمانها نظير نداشت
تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین
این چشم تهی نگشت از آب حسین
عمری اسـت نیازمند این درگاهم
یک لحظه گدای خویش دریاب! حسین . . .
ایام سوگواری حسینی تسلیت باد
آغاز می شود سالی که دل های همیشه عاشق را، دوباره متوجه «مکتب سرخ شهادت»
شهادت: میوه همان درختی که ریشه در «هَیهات مِنّ الذلّة» دارد و
جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید
هفتاد و دو گل ؛ بـه متن صحرا بخشید
بـــا جلـــوه ي کــربـلای عـاشـورایی
خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید . . .
تا بال و پر عشق بـه جانم دادند / در وادی عاشقان مکانم دادند
گفتم کـه کجاست کعبه اهل ولا/ درگاه حسین را نشانم دادند
ایام سوگواری حسینی تسلیت باد
خون جاری عاشورا تا ابديت در رگ و ريشه آزادگی جاری است
بر تمام خنده هایم خطی از ماتم بکش
پاک کن شادی ز دل جایش هزاران غم بکش
آن قدر وقتی نمانده تا محرم فاطمه
زحمت پیراهن مشکی ما را هم بکش . . .
ایام سوگواری امام حسین «ع» تسلیت باد
حسین «علیه السلام» حماسیترین شاهنامه جهان اسـت
نام حسین را مشعل راهمان می کنیم
خون حسین و یارانش، قبله نمای کمال و سعادتمان
خون حسین هم چون خورشیدی قرنها اسـت کـه هرروز میدرخشد
تا در بیراهههاي پرپیچ و خم گمراهی گم نشویم
هر روز که بیاید عاشوراست
زیر هر سنگ را که برداری خون جاری خواهد بود
و به هر افق که بنگری در گستره پهن آسمان ها سرخ خواهد شد
از کودک حسین «ع» گرفته تا برادرش
و از خودش تا غلامش
و از ان قاری قرآن تا ان معلم اطفال کوفه
تا ان مؤذن، تا ان مرد خویشاوند یا بیگانه
و تا ان مرد اشرافی و بزرگ و با حیثیت در جامعه خود
و تا ان مرد عاری از همه ی فخرهاي اجتماعی
همه ی برادرانه در برابر شهادت ایستادند
تا بـه همه ی مردان، زنان، کودکان و همه ی پیران و جوانان
همیشه تاریخ بیاموزند کـه باید چگونه زندگی کنند
هر سال برای تو سیه میپوشیم
ما، بعد هزار و چهارصد سال هنوز
حسین ضعیفی کـه باید برای او گریست، نبود
آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته اسـت
تا بـه همه ی انها کـه جهاد را تنها در توانستن مىفهمند
و بـه همه ی انها کـه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه
بیاموزد کـه شهادت نه یک باختن، کـه یک انتخاب اسـت
انتخابى کـه در ان؛ مجاهد با قربانى کردن خویش
در آستانه معبد آزادى و محراب عشق پیروز مىشود
و حسین «وارث آدم» کـه بـه بنى آدم زیستن داد
و «وارث پیامبران بزرگ» کـه بـه انسان چگونه باید زیستن را آموخت
فرش بر رونق بازار حسین (ع) می نازد
ابر بر اشک عزادار حسین (ع) می نازد
حسین نام آورترین نام و نامدارترین سردار بر چکاد روشنیها
حسین تندیس ایمان و عشق الهی
حسین آرزوی جویندگان و آبروی یابندگان
حسین یادآور آزادگی
برای شناخت و معرفت حسین باید از مرزِ تاسوعا و عاشورا گذشت
هیچ نمونهاي از شجاعت بهتر از اینکه حسین
از لحاظ فداکاری و شهامت نشان داد در عالم پیدا نمیشود
حتی غیر مسلمانان نیز نمیتوانند پاکی روحی را کـه این جنگ اسلامی تحت لوای ان انجام گرفت، انکار کنند
و این واقعیت دارد کـه محبت و سوگواری برای امام حسین «ع» انسان را زود بـه مقصد میرساند
محرم ماه عاشورا است و شهید شش ماهه
محرم ماه دل های شکسته کودکان حرم است و زینب شکسته بندی که خود بیش از همه می شکند
محرم ماه داغ برادر است و سرداری که مشک بر دندان در راه خیمه های کودکان تشنه آسمانی گام بر می دارد.
حـتی خـدا مـیان حسـینیه ی غمـش
سوگند خورده است به ماه محرمش
امروز نه، غروب همان سال شصت و یک
مـا را گـره زدنـد به نخـهای پـرچمش
با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید کـه سر بلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بـه ارباب کنید
ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺗﺮﺍﻧﻪ ﻣیخوﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﺭﺩ ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺍ، ﺩﺷﺖ پر ﺷﻮﺭ ﻭ ﺑﻼ ﺭﺍ
ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﻧﺪﺭﯾﻦ ﺻﺤﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻥ
میدود ﻃﻔﻠﯽ ﺳﻪ ساله، ﺁﺥ ﺑﺎﺭﺍﻥ… ﺁﺥ ﺑﺎﺭﺍﻥ
