گل ها ، چراغ های رنگی کوچکی از خورشید هستند ، هنگامی که آسمان تیره و تاریک افکار ما را می پوشاند ، ما از آنها روشنی میگیریم.
گل ها
آوای دلنشین زمین هستند
که از دهان زمین به بیرون تراوش می کنند
بی آن که صدای زمینی داشته باشند
بهترین رابطه
رابطه بین باغبان و گل است
باغبان پرورش می دهد و گل شکوفا می شود
به همین زیبایی …
به همین سادگی …
چه در شادی و چه در غم ها
گل ها دوستان همیشگی ما هستند
گل برای بوییدن است؛ نه برای چیدن، پس بیایید عمر کوتاه گل ها را کوتاهتر نکنیم.
در جایی که کلمات شکست می خورند
گل ها قدرت بیان هزاران احساس را دارند
و من خوب میدانم
که زیباترین تعریف خدا را
فقط باید از زبان گل ها شنید
کوچک ترین گل ها می توانند
سخت ترین ریشه ها را داشته باشند.
ذهن شما یک باغ است
افکار شما دانه هستند
شما می توانید گل رشد دهید
یا علف های هرز!
جایی که گل ها شکوفا می شوند
امیدواری هست..
چون غنچهٔ گل قرابهپرداز شود
نرگس به هوای می قدح ساز شود
فارغ دل آن کسی که مانند حباب
هم در سر میخانه سرانداز شود
یک گل بدون آفتاب نمی تواند شکوفا شود
و انسان نمی تواند بدون عشق زندگی کند.
ماه و پروین تیر و زهره شمس و قوس و کاج و عاج
شاخِه گلے سُرخ بودم
در زِمستانِ دنیایت
منتظرِ بهار و جان گرفتن از گرمیِ نگاهت!
خوابِ زمستانی ام را
با کولاک برفِ بی مهریت
پایان دادی
و من همان گلِ ظریف طَبعم
که در زمُختیِ این حادثه پژمرد!
به کوتاهیِ عمرم قسم
که در سَرم آرزوی بهار بود
امّا
ریشه هایم را
آن روز کِه دیدمت
به شاخه ها بَخشیده بُودم …
گویی دیشب و شبهای قبل،
در میان گلها قامت رعنای تو پیش میرفت
گل رز گل عشق است،
رز صورتی نشان دهنده امید و انتظار عشق است
زندگی مانند یک باغ گل رز است
و گرد و غبارهای روی آن را تمیز کنید.
اگر هر شکوفه کوچکی بخواهد به یک گل رز تبدیل شود
بهار زیبایی هایش را از دست خواهد داد
گل رز هرگز نمی تواند یک گل آفتابگردان باشد
و یک گل آفتابگردان هرگز نمی تواند گل رز باشد
همه گل ها به روش خاص خود زیبا هستند
در من باغبانی است
هر صبحدم، به تماشا مینشیند
گل ها زیبایی را برای جهان زمزمه می کنند،
حتی وقتی پژمرده و آویزان شده و دچار خزان می شوند.
گلی که در شرایط سخت می شکفد
کمیاب ترین و زیباترین گل است
وقتی گلی را بخواهی
برایت مهم نیست چقدر علف هرز و خار آن را احاطه کرده باشد
تُ
مانند یک گل وحشی هستی
زیبا، رها و پر از خار
عشق را در قلب خود نگه دارید
زندگی بدون عشق
مانند باغ بدون نور خورشید است
که گل ها در آن می میرند
غم مانند گل خشک شده ای است
که عطر خود را از دست داده
اما همیشه در قلب شما باقی خواهد ماند
گل های خشک شده زندگی به ما یادآوری می کند
که عشق مهم ترین چیز در جهان است
تو گل خشک منی
بوی تو سال ها به یادگار مونده برام
زیبایی گل خشک
در این است که هرگز نمی میرد
عشق گاهی مثل گل های خشک شده است
حتی با وجود اینکه گلبرگ ها را
در حال کوچک شدن و تغییر رنگ نگاه می کنی
نمی توانی برای آن ها کاری انجام دهی
وقتی عاشق می شوی
قلبت رو از دست میدی
وقتی دلت رو از دست میدی
تبدیل به گلی خشک شده میشه
که دیگه هرگز نمی تونه شکوفا بشه
بر نگه سرد من به گرمی خورشید
مینگرد هر زمان دو چشم سیاهت
تشنه این چشمهام،
چه سود،
خدا را
جز گل خشکیدهای و برق نگاهی
از تو در این گوشه یادگار ندارم
گل های خشکیده ام را
هر که شمرد
فهمید چند بار گفته ای دوستت دارم
تو گل خشک منی
تو بخشی از منی
و میخوام بخشی از من باشی
که باعث میشه لبخند بزنم
و احساس کنم زندگی ارزش زیستن داره
تو گل خشکی هستی که من در قلبم نگه می دارم
گل ها و دل ها چه شبیه اند
یک بار که خشکیده شوند
دیگر به زندگی برنمی گردند
صد گل خشکیده به دیوار ماند
وعده ى دیدار به دیدار ماند
گلت خشکیده توی گلدونم
دیگه دوستم نداری اینو میدونم
میدونم خاطــره هام، تو رو آزارت میده
جز گل خشکیده ای و برق نگاهی
از تو در این گوشه یادگار ندارم
زان شب غمگین که از کنار تو رفتم
گاهی احساس می کنم مثل یه گل خشک شده ام
اما بعد از خواب بیدار می شوم
و می فهمم که بهار است
بیایید امید خود را از دست ندهیم
و به یاد داشته باشیم
که زندگی هنوز به پایان نرسیده است
من گل خشکیده ای هستم که در کوزه زندگی می کنم
قلب تو خانه من است
و شاید دیگر هرگز گل ندهم
اما می خواهم بدانی که من هنوز اینجا با تو هستم
عشق گل سرخی ست
که به هم هدیه می دهیم
بی آنکه به خشکیدنش بیاندیشیم
گلی را که دیروز
به دیدار من هدیه آوردی،
ای دوست
دور از رخ نازنین تو
امروز پژمرد …
همه لطف و زیباییاش را
که حسرت به روی تو میخورد
و هوش از سر ما به تاراج میبرد،
گرمای شب برد …
صفای تو اما،
گلی پایدار است …
بهشتی همیشه بهار است؛
گل مهر تو در دل و جان،
گل بیخزان
گل، تا که من زندهام ماندگار است.
ای عشق برایم گل پژمرده بیاور
چون طاقت جان دادن یک غنچه ندارم .
در تمام سال های رفته بر ما، روزگار
شادمانی می خرید از ما و ماتم می فروخت
