به مناسبت اکران فیلم «قاتلان ماه گل»، نیویورکر مصاحبه مفصلی با مارتین اسکورسیزی کارگردان آن منتشر کرده است. این مصاحبه مفصل را با اندکی تلخیص در چند قسمت با ترجمه رامین کریمی بخوانید.
سوره سینما – ریچارد برودی (نیویورکر): یک اتفاق خاص و متمایزی در رابطه با «قاتلان ماه گل» وجود دارد. شما همیشه داستانهای خوب، متاثرکننده و پرشوری را روایت میکنید، اما این جا در این فیلم احساس کردم که علاوه بر روایت داستان اتفاق دیگری در جریان است. حس من این بود که شما دارید شهادت میدهید. آیا موقع ساختن فیلم این چنین حسی را داشتید؟ و آیا این کار بخشی از هدفتان در این پروژه بود؟
قطعاً. به گمانم این قضیه به سال ۱۹۷۴ بازمیگردد؛ زمانی که این فرصت به من دست داد تا یکی دو روزی را با قبیله اوگلالا لاکوتا در داکوتای جنوبی سپری کنم، آن زمان مشغول پروژهای بودم که به سرانجام نرسید. تجربه ناگواری بود؛ من بسیار جوان بودم و نمیفهمیدم. من متوجه آن آسیبها و فقر نمیشدم. من به شکل دیگری با فقر بزرگ شده بودم؛ با مردان و زنان طبقه کارگر در خیابانهای الیزابت، مات و مالبری، اما خب این را هم باید بگویم که ما یک مزرعه هم داشتیم. من با آن سبک از فقر بزرگ شده بودم. اما به عمرم چنین چیزی را ندیده بودم. نمیتوانم توضیح بدهم که چرا آن قدر ناامیدکننده بود.
