
گفتم اگر واقعا به حرفتان این قدر مطمئنید چرا حاضر نیستید شرط ببندید؟ یکیشان گفت: تو آن قدر محکم و مطمئن حرف میزنی که آدم فکر میکند به تو الهام شده و یا پیشگویی! اما هیچ کدام این حرفها نبود. آنچه باعث شده بود اطمینان کنم این تیم نمیتواند از گروه خودش صعود کند این بود که سالهاست آرزوهایم را به جای تحلیل به خورد دیگران نمیدهم. من هم دلم میخواست این تیم نه تنها از گروه خودش بالا بیاید بلکه به فینال جام جهانی راه پیدا کند اما جهان و کارِ جهان قرار نیست بر مدار خواستها و آرزوهای ما بچرخد. ما نه تنها در فوتبال که در دیگر ساحات زندگیمان نیز خیلی چیزها را به شانس و اقبال واگذار کردهایم و گمان میکنیم با دعای خیر و غیرت و شور و هیجان میتوانیم جای خالی تدبیر و علم و برنامهریزی و تلاش را پُر کنیم. قطعا این چیزهایی که ما به آنها دلبستهایم چیزهای ارزشمندی است و حتی در مواردی توانسته است سبب نجات و گره گشایی از کار فروبسته ما شود اما نمیتوان صرفا به آنها دل خوش داشت و از اصل ماجرا غافل شد.
کیست که نداند این فدراسیون فوتبال نمیتواند مشکلات فوتبال مارا حل کند اما سالهاست با همین فدراسیون فوتبال فشل زه اگرهم باشد آن وقتهایی که خوش شانس بودهایم را هم نباید فراموش نکنیم. در جام جهانی 2018 از اقبال بلند و خوش شانسیمان بود که توانستیم تیم خوب و قدرتمند مراکش را ببریم و اگر قرار به برتری تیمی و انصاف بود باید دست کم پنج شش گل از مراکش دریافت میکردیم. مشکل این است که ما هنوز بعد از چهار دوره حضور در جام جهانی اعتماد به نفس و توانمندی کافی برای حضور در مقابل تیمهای نامدار را نداریم. در همین دوره از جام جهانی فیلمی منتشر شد که در آن طارمی خطاب به هم تیمیهایش میگوید: بچهها فقط بدوید، ممکن است از نظر فنی از بلژیکیها ضعیفتر باشیم اما میتوانیم بدویم که! حاشیه نروم. از گروهمان بالا نرفتیم. نباید هم بالا میرفتیم. با این مدیریت و سازماندهی و نگاهِ غیر حرفهای، مستحقش نبودیم. تک تک بچههای تیم ملی خوب بودند و بعضیهایشان فوقالعاده و درخشان اما کار فقط با فوتبالیستهای خوب پیش نمیرود. فوتبال این مملکت مشکلات جدی دارد و مهمترین مشکلش اینکه کار به دست اهلش نیست. تا دست از تصمیمات احساسی و مقطعی و شعاری برنداریم آش همین آش است و کاسه همین کاسه.
