ما محکوم به کتاب نخواندن هستیم؟!

با همه دشواری‌هایی که در مسیر خواندن وجود دارد آیا لذتی می‌تواند با آن برابری کند؟ گفته شده است خواجه نصیرالدین طوسی شب‌ها آنچنان غرق خواندن می‌شده که اغلب شب‌ها خواب هر حیله‌ای به کار می‌بسته که روزنه‌ای به چشم‌های او باز کند نمی‌تواست به ویژه آنجا که او در مسیر خواندن و نوشتن به کشف نکته‌ای بدیع می‌رسید، مثل اینکه رونده‌ای در مسیر رفتن خود ناگهان به چشم اندازی زیبا و فوق العاده برمی‌خورد.

با همه دشواری‌هایی که در مسیر خواندن وجود دارد آیا لذتی می‌تواند با آن برابری کند؟ گفته شده است خواجه نصیرالدین طوسی شب‌ها آنچنان غرق خواندن می‌شده که اغلب شب‌ها خواب هر حیله‌ای به کار می‌بسته که روزنه‌ای به چشم‌های او باز کند نمی‌تواست به ویژه آنجا که او در مسیر خواندن و نوشتن به کشف نکته‌ای بدیع می‌رسید، مثل اینکه رونده‌ای در مسیر رفتن خود ناگهان به چشم اندازی زیبا و فوق العاده برمی‌خورد.

جوان آنلاین: با همه دشواری‌هایی که در مسیر خواندن وجود دارد آیا لذتی می‌تواند با آن برابری کند؟ گفته شده است خواجه نصیرالدین طوسی شب‌ها آنچنان غرق خواندن می‌شده که اغلب شب‌ها خواب هر حیله‌ای به کار می‌بسته که روزنه‌ای به چشم‌های او باز کند نمی‌تواست به ویژه آنجا که او در مسیر خواندن و نوشتن به کشف نکته‌ای بدیع می‌رسید، مثل اینکه رونده‌ای در مسیر رفتن خود ناگهان به چشم اندازی زیبا و فوق العاده برمی‌خورد. می‌گویند خواجه نصیر در این مواقع از شدت حیرت و شادی فریاد می‌زده است: «این الملوک و ابناء الملوک من هذه اللذه / کجایند پادشاهان و شاهزادگان که ببینند این لذتی که من تجربه می‌کنم چیست.» چه لذت‌ها که آدم می‌تواند از خود دریغ بدارد مثل لذت کتاب خواندنی، کتاب‌های غنی و سرشار فرق نمی‌کند در چه هیئت و قواره‌ای باشند از دیوان‌های شعر کلاسیک و معاصر گرفته تا رمان‌ها و داستان‌های کوتاه خارجی و ایرانی، از مطالعات اجتماعی و روانشناختی تا کتاب‌هایی درباره فلسفه و خودآگاهی، کتاب‌هایی درباره تاریخ تا مدیریت و کارآفرینی و چه و چه می‌توانند چشم انداز‌هایی را به ما بدهند که شاید کسی هرگز با جست‌وجوی شخصی یا با تکیه بر تجارب محدود زندگی به آن دست نیابد. عمر کوتاه است و بسیاری از خردمندانی که به جای مطمئنی در زندگی رسیده‌اند به واسطه کلمات راهی را که رفته‌اند نشانه‌گذاری و سنگ چین کرده‌اند با این همه وارد خانه‌ها که می‌شویم کمتر خانه‌ای کتابخانه دارد. در همین میهمانی‌های مربوط به عید که خواه ناخواه وارد بسیاری از خانه‌های فامیل و بستگان می‌شوی، خانه‌های بزرگ و کوچک، خانه‌های مجلل‌تر و ساده تر، فصل مشترکی بین این همه خانه وجود دارد: هیچ فضایی از خانه به کتابخانه اختصاص داده نشده است. در شبکه‌های اجتماعی وقتی بسیاری از تولیدکنندگان محتوا فضای خانه هایشان را نشان می‌دهند به ندرت فضایی به کتابخانه اختصاص داده شده است. اختصاص فضایی در خانه به کتابخانه نشان دهنده این است که در تفکر ساکنان خانه چیزی به نام کتاب و کتاب خواندن دیده شده است. 

یکی از مهم‌ترین سرفصل‌هایی که در توجیه کتاب نخواندن از آن استفاده می‌کنیم وجود دل مشغولی‌های زیاد، اوضاع نابسامان افتصادی و نداشتن آرامش فکری است. وقتی با بسیاری از آدم‌ها صحبت می‌کردم این نوع استدلال در سخنان آنها بود، در صورتی که می‌توان از این زاویه هم به داستان نگاه کرد: اتفاقاً بی‌قراری و آشوب فکری، علت کتاب نخواندن نیست، بلکه نتیجه کتاب نخواندن است. یکی از بهترین استدلال‌ها در این زمینه متنی از استاد علامه جلال الدین همایی است که با صدای خودشان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است، جمله ایشان البته درباره کتاب خاصی است، اما جمله قابلیت تعمیم به همه کتاب‌های غنی و سرشار را دارد: «من می‌گویم و از عهده‌اش برمی‌ایم. به ضرس قاطع می‌گویم که هیچ کتابی از ساخته‌های فکر بشری به اندازه مثنوی معنوی، افکار تازه، ارزنده و مطالب زنده جاودانی ندارد. من نمی‌خواهم جنبه ناصحی به خودم بگیرم ولی به همدمی می‌گویم یک هفته امتحان کنید و هفته‌ای نیم ساعت با مثنوی آشنا بشوید ببینید چقدر آلام درونی و برونی شما را تخفیف می‌دهد.»

امکان مطالعه برای همه به یک اندازه واقعی نیست 
پدیده زارع – ۳۴ ساله – دانش آموخته  معماری: 

حس تان از اینکه احیاناً کمتر کتاب می‌خوانید چیست؟
حس مشخصی نسبت به کمتر کتاب خواندن ندارم و حتی چندان به آن فکر نمی‌کنم. مسئله این نیست که کاهش مطالعه برایم بی‌اهمیت است؛ بلکه در شرایطی قرار دارم که ذهن و روانم توان درگیرشدن با احساس گناه یا سرزنش خود را هم ندارد. وقتی فرد با فرسودگی روانی، فشار‌های روزمره و اضطراب‌های مداوم دست‌وپنجه نرم می‌کند، نخواندن کتاب ممکن است نه یک انتخاب آگاهانه، بلکه نتیجه طبیعی ته‌کشیدن انرژی و حوصله باشد. جامعه معمولاً از افراد انتظار دارد برای رشد فرهنگی و فکری خود برنامه‌ریزی کنند، اما کمتر می‌پرسد آیا شرایط اولیه این رشد فراهم است یا نه. مطالعه نیازمند نوعی امنیت روانی و فراغت ذهنی است؛ درحالی‌که بسیاری از ما پیش از آن‌که به سراغ کتاب برویم، باید با خستگی، نگرانی و فشار‌های انباشته‌شده روزانه کنار بیاییم. بنابراین بی‌تفاوتی نسبت به کم‌شدن مطالعه، گاهی نه از بی‌علاقگی، بلکه از ناتوانی در افزودن یک مطالبه دیگر به روان فرسوده‌مان ناشی می‌شود. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *