مامانم صبحانه‌ام را برایم روی تختخواب می‌آورد اما شوهرم…

در حیاط دادگاه خانواده خانمی با یک چتر آبی در دست ایستاده بود مرد جوانی که همسرش بود نیز چند قدم دورتر ایستاده و انگار از نگاه‌های عجیب اطرافیان به همسرش با آن چتر گرانقیمت ناراحت بود.

در حیاط دادگاه خانواده خانمی با یک چتر آبی در دست ایستاده بود مرد جوانی که همسرش بود نیز چند قدم دورتر ایستاده و انگار از نگاه‌های عجیب اطرافیان به همسرش با آن چتر گرانقیمت ناراحت بود.

دادگاه

به گزارش سیتنا، او زیر لب به همسرش گفت: ماهرخ جان میشه حداقل اینجا دست از این رفتار تجملاتی‌ات‌ برداری، خوب بیا برویم داخل ساختمان اگر آفتاب این قدر اذیتت می‌کند.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *